📜تاریخچه دریاچه بحر اِرَم در بارفروش | بابل

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#بارفروش #بابل
#بحر_اِرَم

#بارفروش #بابل
🏦عمارت ناصرالدین‌شاه قاجار در بارفروش

🔹 این عمارت در جزیره بحرارم شهر بارفروش (بابل) قرار داشت.

دریاچه یا آب‌بندان بحرارم که تا پایان عصر قاجاریه در بابل باقی بود محلات بحر ارم شرقی، بحر ارم غربی، بازار روز، کاخ سلطنتی سابق (دانشگاه علوم پزشکی بابل)، بیمارستان آیت‌الله روحانی و پارک بانوان را شامل می‌شد.

📩ارسالی #حامد_ابراهیم‌زاده_بازگیر
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۲۸۲۱۳۳
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─


📜تاریخچه دریاچه بحر اِرَم در بابل

✍عصـر صفــوی در جنـوب بـارفــروش‌ دریـاچــه‌ای وجـود داشـت كـه در میـان آن جـزیــره‌ای بسیـار زیبـا واقـع بـود كـه آب آن از رودی بـه نــام آقـارود كـه شعـبـه‌ای از بـابلــرود بـود تـأمیـن می‌شـده است .

📌شـاه عبـاس اول كــه بـه مـازنــدران عشـق می‌ورزیـد در ایـن جزیــره كـه آن را بـاغ شـاه نـامیـد ، عمـاراتـی عـالیــه بنیــان نهـاد . از ایـن پـس این نقطــه تفـرجـگاهـی فـرحبخـش بـرای وی و دولتخـانــه‌ حـاكـم بـارفــروش ‌دِه شـد .

📌همـه‌ سیــاحـان و سفــرنـامـه نـویسـانـی كـه از شهـر بـارفــروش دیــدن كــرده‌انـد، بــه وصـف عمـارات دلكـش و بـاغــات دلـگشـای ایـن جـزیــره پـرداختـه‌انـد .

📌جزیــره پـُر از درختــان نـارنـج و مـرغـزاری بـا شكـوه و نخجیـرگاهـی رویـائـی بـودو سطـح آن پـوشیـده از گلهـای نیلــوفـر آبـی و انـواع پـرنـدگان بـویـژه مـرغـابـی بـوده است .

📌جـزیــره بحــر اِرم در عهـد شـاه عبـاس اول بـوسیلــه‌ یـك پُـل بـه شهـر وصـل می‌شـد .

📌از آن پـس شـاهـان دیگـری چـون شـاه عبـاس دوم، آغـامحمـد خـان قـاجـار، فتحـعلـی شـاه و نـاصـرالـدیـن شـاه نیـز بــه بـارفــروش و بحـر اِرم آمـدنـد تـا چنـد روزی در ایـن جـزیــره و دریـاچـه زیبـای آن بـه شكار و عیـش و نـوش بپـردازنـد .

📌از آنجـا کـه جزیــره زيبـای بحـر اِرم بهتـريـن و امـن‌تـریـن نقطـه بـرای استقـرار كـاخ شـاهـی و مقــر حكـومتـی در بـارفــروش نیــز بــه شمـار می رفـت ، لـذا شـاه عبـاس اول در آن کـاخـی زیبــا و مفـرّح بـرای خـویـش بنــاء نمـود . كـاخ شـاه عبـاس در اواخـر دوران حکـومـت زنـدیــه مخـروب و متــروك گـردیـد .

📌آغـامحمـد خـان قـاجـار نيـز در جنـوب ايـن جـزیــره كـاخ دیگـری بنــاء نهـاد و چنـدی بعـد فتحـعلـی شـاه قـاجـار عمـارات و کـاخ زیبـای عهـد شـاه عبـاس را تعـمیـر نمـود، امـا تـأثیــر ایـن مـرمـت دیـری نپـاییـد و بنـای کـاخ شـاه عبـاس بـه کلـی فـرو ریخــت .

📌بنـای كـاخ زیبــای آغـامحمـد خـان قـاجـار نیـز در عهــد سلـطـان صـاحبقــران، نـاصـرالـدیـن شـاه مجـدداً تعـمیـر شـد .

📌در اواخـر عهـد قـاجـاریــه آب دریـاچــه رو بـه نقصـان نهـاد و بـه تـدریــج بـصـورت بـاتـلاق در آمـد بـه ویــژه قسمـت شـرقـی آن بـا جـزیــره همـسطـح و همـوار گـردیـد .

📌در سـال ۱۳۱۰ شمسی بحـر اِرم يـا مجمــوعـه عمـارت هـای سلـطنتـی كـه شـاه عبـاس در جـزيــره وسـط دريـاچــه جنـوب شهـر سـاختــه بـود، بــه دستــور رضــاشـاه پهلـوی بقیــه‌ ی قـسمت هـای ایـن دریـاچــه نيــز خشـك و همـوار گـردیـد تـا بــه محـل سكـونـت اهـالـی آن منطقــه تبـديـل گـردد و آن مـکان را بـه نــام #محلــه_بحـر_اِرم نـامگـذاری نمـودنـد .

📌رضاخـان در وسـط ایـن جزیــره كـه از عهــد شـاه عبـاس اول صفــوی بـه بعـد محـل تفـرج و شـكار شـاهـان و شـاهـزادگان بـوده، كاخـی بنیــان نهـاد بنـام كـاخ شاپــور ... زیبـایـی منحصـر بفـرد نمـای خـارجـی كـاخ و درختــان بهـم تنیــده و چمنـزارهـای بـاشكـوه آن، هنـوز هـم نمـايـانگــر بخشـی از شكـوه بـی‌نظیـر دریـاچــه و جزیــره بحـر اِرم می بـاشـد .

📌امـروزه آن دریـاچــه زيبـا بـه دو بخـش تقـسيـم گـرديـده كـه محلــه‌هـای :
بحـر اِرم شـرقـی و غـربـی ( دزدك چـال ) را تشكيـل می دهـد و در مـابيـن ایـن دو محـله، پــارك شهیـد شكـری و بــازار روز بـابــل و همـچنیـن در ضلـع جنــوبـی آن پـایـانــه مسـافـربـری جنـوب بـابــل و روستـای مـلا كـلاء قـرار دارد .

در سـال ۱۳۱۰ شمسی دریـاچـه ایـن شهـر کـه بـه بـاتـلاق تبـديـل شده بـود ، خشک و همـوار گـردیـد .

📌اکنـون قسمـت شـرقـی دریـاچـه قـدیـم ، زمیـن ورزش شهـر بـابـل است و در قسمـت غـربـی خـانـه های مسکـونـی بنــا شده است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🟡 سورنا سردار ایران زمین  | جنگ حَرّان

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🟡 سورنا سردار ایران زمین | جنگ حَرّان

سورنا یا سورن (رستم سورن پَهلَو)[۲] (۸۲–۵۳ پ. م)[۲] سیاستمدار و سپهبد ایرانی و رئیس خاندان سورن در دورهٔ اشکانی بود. وی با وجود عمر کوتاهش از شهرت خاصی در میان مردم باستان برخوردار بود. پلوتارک از سورنا به عنوان بلندقامت‌ترین و خوش‌چهره‌ترین مرد زمان خود یاد کرده است.[۳][۴]

سپهبدسورنا

زاده۸۲ پ. م
سیستان، خاندان سورن

درگذشته۵۳ پ. م
ایران اشکانی

وفاداری ایران اشکانی

درجه اسپهبد

جنگ‌ها و عملیات‌هاجنگ‌های اشکانیان و رومیان
نبرد حران

تندیس بزرگ‌زادهٔ اشکانی که گفته می‌شود شمایل سردار سورنا است.[۱] این تندیس در ایذه یافته شده و اکنون در موزهٔ ملی ایران جای دارد.

ویژگی‌ها

ویرایش

سورنا از خاندان سورن، یکی از هفت خاندان معروف دوره اشکانی، بود که قلمرو آن‌ها در سیستان قرار داشت. واژه سورن در زبان پهلوی اشکانی به‌معنای نیرومند به کار می‌رفت و این خاندان وظیفه تاج‌گذاری شاه پارت را به‌طور موروثی بر عهده داشتند. مورخان عهد باستان سورنا را سرداری قدبلند، خوش‌سیما با موهای بلند، خردمند، قدرتمند، جنگجو و شجاع توصیف کرده‌اند. منابع تاریخی به‌علت تعلق او به خاندان سورن او را در قدرت و دلیری بی‌مانند دانسته‌اند.[۵]

در برخی منابع گفته شده است که او به شیوه جنگجویان پیشین، پیشانی‌بندی بر پیشانی خود می‌بست؛ همچنین طبق توصیف مورخان، بسیاری از ویژگی‌های او که از سرزمین سیستان برخاسته بود با ویژگی‌های رستم دستان مشترک است. به این جهت برخی از پژوهشگران او را با رستم دستان، قهرمان حماسی فردوسی در کتاب شاهنامه، یکی دانسته‌اند

📜زندگینامه سورنا

ویرایش

رستم سورن پهلو، معروف و مشهور به سورنا (Surena)، در سال ۸۲ پیش از میلاد در سیستان، قلمرو خاندان سورن به دنیا آمد و در سال ۵۳ پیش از میلاد درگذشت. مورخان نام پدر او را آرش و نام مادرش را ماسیس ذکر کرده‌اند. از اوایل زندگی سورنا اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ اما از متون باستانی ایران چنین برمی‌آید در دوره کودکی او در عهد حکومت ارد اول بود و در عصر پادشاهی مهرداد چهارم اشکانی به درجه سپهبدی دست یافت؛ سپس در دوره حکومت ارد دوم، فرمانده جنگ ایرانیان با روم شد. سورنا در دوره شاهی ارد دوم از لحاظ ثروت و شهرت، بعد از شاه اشکانی قرار داشت و هنگام تاج‌گذاری شاه، به‌علت جایگاه خانوادگی خود در خاندان سورن، تنها کسی بود که اجازه داشت کمربند پادشاهی را برای شاه ببندد. او همچنین به‌علت متحد کردن مردم سیستان برای پشتیبانی از شاه اشکانی در جنگ با روم نقش مهمی در تحولات سیاسی عصر خود داشت.[۶]

سورنا با وجود عمر کوتاهی که داشت، از شهرت زیادی در بین مردم برخوردار شد. او که شهر سلوکیه (Seleucia) را به تصرف خود درآورد. وی اولین کسی بود که بر بالای دیوار سلوکیه برآمد و کسانی که از شهر دفاع می‌کردند را به زیر افکند. سورنا در این دوره بیشتر از ۳۰ سال نداشت؛ با این وجود به احتیاط و خردمندی مشهور بود و با استفاده از همین ویژگی‌ها بر کراسوس، سردار روم غلبه کرد؛ اما شاه به‌جای پاداش نیک به سورنا، وی را نابود کرد.[۷]

نبردهای سورنا

ویرایش

نشان خاندان سورن[۸]

ژولیوس سزار (Julius Caesar)، کراسوس (Crassus) و پومپه (Pompeius) از فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمین‌های این کشور را به‌صورت مشترک اداره می‌کردند. آن‌ها در سوم اکتبر سال ۵۶ قبل از میلاد تصمیم گرفتند به ایران حمله کنند. کراسوس که فرمانروای شرق روم بود برای گسترش دولت روم در آسیا قصد حمله به ایران و کشور هند را داشت. کراسوس در دوره پادشاهی ارد دوم که از سال ۳۸ تا ۵۸ پیش از میلاد به طول انجامید، ناگزیر به رویارویی با دولت ایران شد. او که از سوی سنا برای این کارزار انتخاب شده بود، استان سوریه را که جزئی از خاک اشکانی محسوب می‌شد، گرفت و دست به کشتاری وحشتناک در آن زد. کراسوس پس از استقرار در سوریه، پادگان‌هایی در آن برپا کرد. سفیری از سمت ارد دوم به نزد کراسوس آمد و از او خواست خاک ایران را ترک کند؛ اما سردار روم پاسخی سخت به او داد و اعلام کرد به‌زودی سلوکیه را هم تصرف می‌کند.[۷][۶] سربازان رومی سوریه و عراق که به توانایی رزمی سربازان ایرانی واقف بودند و می‌دانستند جان سالم به دربردن از تعقیب ایرانیان کار آسانی نیست، از جنگ با ایرانیان هراس داشتند. پارت‌ها تیر و کمان‌هایی داشتند که رومی‌ها با آن آشنا نبودند و با نیرویی تیراندازی می‌کردند که سرعت آن برای سربازان غیرایرانی قابل‌مشاهده نبود. اسلحه جنگی آن‌ها همه چیز را می‌شکست و هیچ وسیله‌ای قدرت مبارزه با آن را نداشت. باوجود این بیم و هراس، کراسوس که قول همراهی آرتاوازد (Artavasdes)، پادشاه ارمنستان را گرفته بود، از رود فرات گذشت و برای پیشگیری از عقب‌نشینی و گریز سربازانش، فرمان داد پل فرات را پشت سر آن‌ها ویران کنند.

🔴جنگ حران

ویرایش

سوار سبک اسلحهٔ اشکانی

  • سواران نیزه دار اشکانی

    سواران نیزه دار اشکانی

جنگ حران در ۶ مه سال ۵۳ پیش از میلاد شروع شد. ارتش ایران برای مقابله با دشمن به دو دسته تقسیم شد. ارد در راس سپاه خود به سوی ارمنستان حرکت کرد تا آرتاوازد را به‌علت خیانت به ایران و همراهی با کراسوس، سر جای خود بنشاند. سورنا نیز در راس سپاهی دیگر عازم عراق شد. سورنا که از حیث نام، نژاد (سیستانی) و ثروت بعد از پادشاه، مقام اول را داشت، هنگام سفر جنگی، بسیار مجلل حرکت می‌کرد. به گفته بعضی منابع، از ۱٬۰۰۰ شتر برای حمل بار و بنه او استفاده می‌شد و ۲۰۰ ارابه نیز حرم سورنا را حمل می‌کردند؛ همچنین هزاران سوار آهنین همراه او و سپاهیان سبک اسلحه نیز پیشاپیش وی حرکت می‌کردند. کراسوس بعد از مدتی حرکت در بیابان‌های عراق در اطراف شهر حران اردو زد و با مشاهده طلایه‌داران ارتش سورنا، نیروهای خود را آرایش داد و به سوی ایرانیان حرکت کرد. ارتش رومیان بسیار بزرگ و مهیب بود؛ اما ترفند سورنا در استفاده از شیوه جنگی پارتیزانی برای گمراهی رومیان این بود که بخش عمده سپاه خود را پشت صف اول قرار دهد تا درخشندگی سلاح و جوشن‌های سربازان مانع تشخیص تعداد آن‌ها شود. سربازان سورنا خود را با ردا پوشاندند و پس از نزدیک شدن رومیان، آن‌ها را با فریادهای وحشت‌آور و صدای طبل‌های خود به وحشت انداختند. ایرانیان در حالی که ارتش روم را بسیار ترسانده بودند، ناگهان رداهای خود را کنار زدند و با کلاه‌خود و جوشن‌های فلزی همانند شعله‌های بیرون آمده از آتش درخشیدند. کمان‌داران ایرانی به‌طور ناگهانی حمله می‌کردند و نیروهای رومی را با آرایش مربع احاطه می‌کردند؛ سپس آن‌ها را از هر طرف آماج تیرهای خود می‌گرفتند. آن‌ها سواره‌نظام و پیاده‌های رومی را گیج و زمین‌گیر کرده و انجام هر نوع عملیات را از آن‌ها سلب می‌کردند. سربازان رومی که در صفوف جنگ می‌ایستادند، از زخم تیر ایرانیان هلاک می‌شدند. آن‌ها اگر به سربازان ایرانی حمله می‌کردند کاری از پیش نمی‌رفت؛ زیرا ایرانیان به‌طور ناگهانی و با سرعت از پیش روی آن‌ها دور می‌شدند؛ گویی رومیان از غیب به رگبار بسته شده بودند.[۶] سربازان کراسوس با تمام شدن تیرهای ایرانیان از وضعیت مرگ‌بار رهایی یافتند و با خوشحالی وارد نبرد تن‌به‌تن با ایرانیان شدند؛ اما شترهای فراوانی با بار تیر همراه ارتش سورنا بودند که تیر کمان‌دارها را تجدید می‌کردند.

پسر کراسوس برای پیشگیری از محاصره سربازان خود، با سواره‌نظام و پیاده‌نظام به سوی یک جناح سپاه ایران حمله کرد؛ اما ایرانیان با تکنیک‌های نظامی خود از پیش‌روی رومی‌ها گریختند و آن‌ها را به تعقیب خود وادار کردند. سواره‌نظام سبک اسلحه ایرانی با حمله روی شن‌زارها گرد و غباری عظیم ایجاد کردند تا مانع دید رومی‌ها بشوند، سپس با باران تیرهایی که داشتند دست‌های سربازان روم را به سپرهای آن‌ها و پاهایشان را به زمین دوختند. سواران سنگین اسلحه که اسب‌ها و سوارهای آن‌ها در زره و جوشن بودند با نیزه‌های خود رومی‌ها را در هم کوفتند و از حدود بیش از ۳٬۰۰۰ سرباز رومی تنها ۵۰۰ نفر به‌جای ماند.

سواره‌نظام سبک اسلحه ایرانی، سربازان را از دو جناح احاطه کردند و سواره‌نظام سنگین اسلحه نیز از جبهه مقابل به رومی‌ها حمله و آن‌ها را تار و مار کردند. ایرانیان شب به اردوی خود بازگشتند؛ اما رومی‌ها با رها کردن مجروحان در جنگ، به دژ حران پناه بردند. فردای آن روز ایرانیان به حران رسیدند و با فرا رسیدن شب، کراسوس و همراهانش را که از قلعه گریخته و در کوه‌های اطراف پناه گرفته بودند، محاصره کردند. کراسوس که دیگر توان نبرد نداشت، تسلیم سورنا شد. سردار فاتح سیستانی کراسوس را که گستاخانه به قلمرو شاهی ایران حمله کرده بود، تحقیر کرد و با روش خود او را سوار بر اسب در میان بدکاران شهر سلوکیه چرخاند؛ سپس او را اعدام و سرش را برای ارد ارسال کرد.[۶]

افسران رومی دربارهٔ شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورن فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل می‌کرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود، آب و مهمات می‌رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویژه ای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیراندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کرده‌اند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر آنها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبین‌های دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پی درپی پرتاب می‌شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می‌کرد و مانند ما خود را سنگین نمی‌کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به‌طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.

جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به‌شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومی‌ها پس از پیروزی‌های پی درپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.[۷]

🔴سورنا چگونه کشته شد؟

ویرایش

سورنا که از لحاظ ثروت، جایگاه و شهرت بعد از ارد دوم، شاه اشکانی قرار داشت، به واسطه پیروزی در جنگ حران، به قدرت و محبوبیت ویژه‌ای در بین مردم دست یافته بود. او پیش از پیروزی در جنگ نیز به واسطه جایگاه خانوادگی خود در روز تاج‌گذاری شاه، کمربند پادشاهی را به کمر ارد بست و او را به تخت پادشاهی نشاند. سورنا در هنگام فتح سلوکیه و شکست رومیان تنها ۳۰ سال داشت؛ اما ارد، شاه وقت ایران به‌جای اینکه او را ارج نهد و به او پاداش پیروزی در جنگ بدهد، به او حسادت کرد و دستور قتل او را داد. سورنا با پیروزی بر روم که در آن زمان در دوره اوج اقتدار بود و شکست‌های چندانی را تجربه نکرده بود، نام خود را در تاریخ ایران باستان ماندگار کرد؛ اما شاه اشکانی به‌جای اهدای پاداش، جانش را ستاند. مطالعه تاریخ ایران نشان می‌دهد که سورنا تنها کسی نیست که به این سرنوشت دچار شد؛ بلکه نمونه‌های زیادی از این دست رجال توانمند و خردمند بوده‌اند که به‌علت ترس و حسادت شاه از محبوبیت آن‌ها بین مردم، مورد غضب شاه قرار گرفته‌اند.[۹][۱۰] .

🖊پانویس

ویرایش

  1. «PersianEmpire.info». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ مه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۶ ژانویه ۲۰۱۱.
  2. Iran Chamber Society
  3. Plutarch. «Crassus». دریافت‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۲.
  4. Jona Lendering. «Surena». دریافت‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۲.
  5. تاریخ ایرانیان در این روز، نوشیروان کیهانی زاده
  6. زرین‌کوب ع (۱۳۸۰)، «اشکانیان»، روزگاران (تاریخ ایران)، ص. ص٫
  7. ر. گیرشمن، «اشکانیان»، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمهٔ محمد معین
  8. «Flags of Persia/Iran - پرچم‌های ایران». دریافت‌شده در ۸ نوامبر ۲۰۱۱.
  9. Justi, Ferdinand (۱۸۹۵)، Iranisches Namenbuch، Leipzig/Marburg: Elwert، ص. ۳۱۶–۳۱۷
  10. فره‌وشی ب، ایرانویچ، انتشارات دانشگاه تهران، ص. ۱۶۵
  11. «پرسه در خیابان سورنا». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۴ نوامبر ۲۰۱۰.
  12. «رباتهای انسان نما و نگاهی به سورنا». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۴ نوامبر ۲۰۱۰.
  13. "Soorena ship" (PDF) (به انگلیسی). Sembawang Shipyard. Archived from the original (PDF) on 24 September 2015. Retrieved 17 March 2015.
  14. http://surena.um.ac.ir

📘منابع

ویرایش

  • Shapur Shahbazi, A (1992). "CARRHAE". ENCYCLOPÆDIA IRANICA (به انگلیسی). Vol. V. p. ۹–۱۳. Retrieved 22 August 2015.

"سورنا - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7

🤭دلایل شکست روم در جنگ حَرّان از ایران!

🟡 روزی که نام سورنا، سردار ایرانی، لرزه بر امپراتوری روم انداخت و اولین بار بود که رومی‌ها در تاریخ خود چنین شکستی را تجربه می‌کردند…

#ترنج
📱 | 📱 | 📱

🌐 jahatpress.ir
🆔 @jahatpress

در سال ۵۴ پیش از میلاد، اُرُد اشکانی شاهنشاه ایرانی هیئتی بلند پایه از بزرگان ایرانی را به دربار روم فرستاد تا عهدنامه صلحی را تنظیم کنند. در این میان کراسوس سالخورده صلح را نمی پذیرد و با تندی و خشمگینی می گوید که ما رومیان به میانرودان حمله می کنیم و شهرهای ایران را تسخیر و با خاک یکسان می کنیم. سفیر باتدبیر ایران در دربار روم بلند می شود و کف دست خود را به کراسوس نشان می دهد و می گوید: "اگر کف دست من مویی دیدی، خاک ایران را نیز خواهی دید." در سال ۵۳ پیش از میلاد سپاهیان روم به ایران تازش کردند و در منطقه حران چنان شکستی از سپهسالار اشکانی رستم سورن پَهلَو (سورنا) خوردند که تا سالیان سال به فکر تازش نبودند. کراسوس و پسرش نیز در این جنگ کشته شدند.

📚 تاریخ پارت اشکانی #یوزف_ولسکی، مالکوم کالج
@Telkabad1

🔹این سخنان امیر پوردستان در تاریخ ماندگار خواهدشد !

🔹ایران ما سه بار در تاریخ شکست تمدنی خورد !
اسکندر،اعراب،مغول ها
هر سه بار هم یکی از علت های اصلی شکست عدم تدبیر مناسب فرمانروای آن روزها بود !
عدم استراتژی مناسب داریوش سوم در نبرد با اسکندر و همچنین یزدگرد در نبرد با اعراب !!!

الان به صحبت های امیر پور دستان دقت کنید ! امیر از یک شکست تمدنی دیگر گفته بود ! از بازگشت به سرنوشتی شوم دیگر!
ولی این بار فرمانروایی زیرک به داد ایران رسید !
فرمانروایی که در تاریخ هفت هزارساله ایران ،مثالش نیامده !
فرمانروایی که آریوبرزن ،باتیس ، سورنا ، میرازی جنگلی ، ستارخان و باقر خان ، رییس علی و هزاران سردار به خون خفته و خون دل خورده در تاریخ ایران ، آرزوی سربازیش را داشتند!
به جرات تاریخی خود می‌گوییم ،مردی که بعد از چهارده سلاله پاک نبی نیز نظیرش در تاریخ بشریت وجود ندارد !
دین و مذهب و ایدئولوژی به کنار !
«او » آخرین نماینده انسانیت در برابر حکومت شیاطین است!

@Hs_Land

اروپایی‌ها قرن‌هاست با روایت‌های دروغ از پیروزی‌های خودشون ایرانی‌ها رو تحقیر می‌کنن و روایت‌های دروغین تحویل می‌دن

اما واقعیت چیز دیگه ایه👇
از نبرد ادسا که شاپور ساسانی امپراتور روم رو با هزاران سرباز به اسارت گرفت،
تا پلی که با دستان همین اسیران ساخته شد،
از سورنا، فرمانده‌ای که یکی از تلخ‌ترین شکست‌های تاریخ رو به غرب تحمیل کرد،
تا پرتغالی‌ها که طعم تلخ مقاومت ایرانی‌ها رو چشیدن

#جریان_تحریف

🇮🇷🆔 @tanzyf ♨️🇮🇷

🇮🇷می‌خواهند ایران نماند ...
🇮🇷چگونه ما فرزندان ایران می‌گذاریم
🇮🇷 سرزمینی که دلیران و بزرگانی چون شاهپور و داریوش و کوروش و انوشیروان عادل و فردوسی و حافظ و سعدی و سورنا و نادر و آریو برزن و پسر مولاعلی، امام رضا و...
در آن خفته اند به دست یهود /توله شیطان بیوفتد ؟
🇮🇷شما خواهید دید که ما تا آخرین قلاده آنها را خواهیم کُشت
🇮🇷ما در برابر دشمنان ایران و خدا ، در نبرد نهایی آینده بی رحم ترینِ تاریخ خواهیم بود.

@mardemeydan110 🇮🇷

🔴«باتیس » سردار ایرانی که جان داد ولی زانو‌ نزد !!!

برخلاف تصور خیلی‌ها ، غزه یک نام ایرانی است با اصالت ایرانی !!!
غزه یکی ازشهرهای ایران در زمان هخامنشیان و دروازه مصر بود که « سردار باتیس » حکمرانی آن را بر عهده داشت !
اسکندر در آغاز حملات سیزده ساله خود به ایران و بعد از نبرد ایسوس ، سه بار به غزه حمله کرد که با مقاومت جانانه ایرانیان مواجه شد که آخرین حمله ش برای تصرف شهر صد روز طول کشید و وقتی سربازانش « باتیس » زخمی را محاصره و دستگیر کردند اسکندر از او خواست زانو بزند و طلب بخشش کند اما سردار مغرور ایرانی هیچ وقت التماس نکرد و مثل مرد ایستاد و اسکندر از عصبانیت دستور داد پاهای باتیس را سوراخ کرده و با طناب ببندند و با ارابه در شهر بکشند تا کشته شود !

سردار ایرانی جان داد ولی زانو نزد!

پ.ن:
در برخی منابع، نام غزه به عنوان شهر تمام ایرانی ذکر شده، به معنی کنزه (گنج)!

@gofteman_hekmat

ذکر این نکته خالی از لطف نیست...

⚠️ ایران ما چند بار در تاریخ شکست تمدنی خورده (اسکندر، مغول ها و...)

هر بار هم یکی از علت‌های اصلی شکست، عدم تدبیر مناسب فرمانروای آن روزها بود!

عدم استراتژی مناسب داریوش سوم در نبرد با اسکندر و همچنین یزدگرد در نبرد با اعراب!!! و...

ولی در جنگ 12 روزه اخیر، یک نفر به داد #ایران رسید!
در تاریخ هفت هزارساله ایران، مثالش نیامده!
کسی که با تدبیرش کاری کرد که ایران تجزیه نشود. خاکی از این کشور به تصرف درنیاید و همچنان ایران پاربرجا و محکم در برابر دشمن متجاوز باقی بماند.

آریوبرزن، باتیس، سورنا، میرازی جنگلی، ستارخان و باقرخان، رییس علی و هزاران سردار به خون خفته و خون دل خورده در تاریخ ایران، آرزوی سربازیش را داشتند!

دین و مذهب و ایدئولوژی به کنار!
«سید علی خامنه‌ای» نماینده انسانیت در برابر حکومت شیاطین است!

@gofteman_hekmat

🔴نبرد چند هزار ساله( ایران با تهاجم غرب )
🔻از سورنا تا سلیمانی...
𓄂𓆃چریـــک ایـــــرانی𓄂𓆃
🇮🇷🎖️@cherik_irani🎖️🇮🇷

وقتی ایرانیان با فیل‌های جنگی، رومیان را به وحشت انداختند!

در نبرد حران (۵۳ پیش از میلاد)، سورنا سردار اشکانی از فیل‌های جنگی برای شکست ارتش روم استفاده کرد. این فیل‌ها که با زره پوشانده شده بودند، چنان هراسی در دل لژیون‌های رومی انداختند که بسیاری از سربازان فرار کردند. جالب اینکه رومیان قبلا هرگز فیل جنگی ندیده بودند و تصور می‌کردند این جانوران، هیولاهای افسانه‌ای هستند!

- منبع: کتاب "اشکانیان، ابرقدرت جهان باستان" اثر یوزف ویزهوفر

@AsrTarikh

⭕️پارتیزان، جنگاوران اشکانی

✏️به قلم دکتر محمدرضا احمدی، قم المقدسه

اشکانیان ابداع کنندهٔ جنگ چریکی بودند.

و کلمه ی پارتیزان و جنگ های پارتیزانی از پارت ها گرفته شده است. پارت از پرثو گرفته شده. این واژه سپس در درازنای زمان بدل به پلهو و امروز از آن به نام پهلو نام برده می شود. پهلوی و پهلوان از همان پهلو یا پرثو گرفته شده است به معنی قوم پارت. قومی که توانستند سلوکیان، جانشینان اسکندر را از این مرز و بوم بیرون رانند.
گفته می شود نبردِ مهمی که در آن اشکانیان از این روش(پارتیزانی) بهره جستند، نبرد حران (کاره) در شمال میانرودان بود.در تاریخ ۵۳ پیش از میلاد؛ کراسوس به قلمروی اشکانیان حمله کرده و قوای روم طی نبرد حران شکست سختی خوردند. لشکر پارت ها یا اشکانیان به فرماندهی سورنا به دو قسمت تشکیل شد، سربازان به سمت ناحیه ارمنستان و نیز سواره نظام های اسلحه سبک به سمت سوریه به حرکت در آمدند.
در آن نبرد، این روشِ تیراندازی سواران اسلحه سبک، عاملِ مهمی در پیروزیِ سپاهِ ایران بر سپاهِ روم به فرماندهیِ کراسوس بود.
آنچه جنگهای اشکانیان در برابر رومیان را برای مورخان غربی جالب توجه کرده است ، پیروزی های اشکانیان به علت سواره نظام زره پوش و استراتژی نظامی خاص آنها است.
عمده مورخین علت پیروزی مطلق پارتیان را در دو چیز می دانند: یکی زره-پوشان و دیگری کمانداران ورزیده، سبک اسلحه پارتی. سوارانِ اشکانی در نبردها، سوار بر اسبانی تیزرو، وانمود می‌کردند که در حال عقب‌نشینی از جبههٔ جنگ هستند. سپس، درحالی‌که اسب چهارنعل می‌تاخت، بدنِ خود را به سوی عقب برمی‌گرداندند تا به سوی دشمنی که در حالِ تعقیب آنها بود تیراندازی کنند. این شیوهٔ نظامی، نیازمند تبحر و مهارتِ فوق‌العادهٔ سوارکار بود، زیرا هنگامی که سوار به سوی عقب خم می‌شد تا تیر خود را پرتاب کند، با دو دستِ خود کمان را گرفته بود و تنها می‌توانست با تغییرِ فشارِ پاهای خود بر بدنِ اسب، آن را هدایت کند. آری ایران، همواره سرزمین شیران و گردان دلاور بوده و هست و خواهد بود.


ایران_سرزمین_شیران

#قم
#حب_الحسین_یجمعنا
#ملت_ایثار
#یادداشت_تحلیلی
#مردادماه۱۴۰۴
سازمان بسیج اساتید دانشگاههای استان قم
https://eitaa.com/qom_basatid
@basijasatidk

جنگ حران اهمیت زیادی در تاریخ ایران دارد، زیرا رومی ها تا آن زمان در همه جا فاتح و پیروز بودند و این شکست بزرگ بر هیبت آنها سایه افکند و نام حکومت پارت را در جهان بزرگ کرد. این جنگ به رهبری سورنا، سردار دلیر اشکانی علیه روم به رهبری کراسوس صورت گرفت.

طبق نوشته پلوتارک، در پایان نبرد ۲۰ هزار رومی کشته و ۱۰ هزار تن اسیر شدند!
در حالی که تعداد زخمی‌ها و کشته‌های ایرانی بسیار کمتر بود. سردار سورنا در این جنگ برای اولین بار از تاکتیک حمله و گریز استفاده کرد که اکنون این شیوه جنگ را با نام پارتیزانی میشناسیم.

🇮🇷کانال تاریخ ایران /جهان👇
@iran_Tarikh

شکست رومی‌ها با استفاده از شترها در نبرد حرّان
در نبرد حرّان در سال ۵۳ قبل از میلاد، سپاه ایران به رهبری سورنا از شترها به عنوان ابزار روانی علیه سپاه رومی‌ها استفاده کرد. صدای شترها باعث ترس و اضطراب در بین اسب‌های رومی شد و زمینه شکست رومی‌ها را فراهم آورد.
منبع: کتاب "نبردهای ایران و روم" نوشته آدریان گلدسوورثی

🇮🇷کانال تاریخ ایران /جهان👇
@iran_Tarikh

سلحشوری ایرانیا مقابل تمدن وحشی غرب که جز قتل و غارت چیزی نداره، به صدها سال قبل بر میگرده
اگه چیزی راجع به نبرد #حران نشنیدید این ویدیو رو ببینید و افتخار کنید به اینکه نسل‌اندرنسل هیچ قومی به اندازه ما غرب وحشی رو به چالش نکشیده
غرب هخامنشیان رو پررنگ می‌کنه،چون هنوز از اشکانیان متنفره
#سورنا

"علی پژوهش"

#عاشورا
#ای_ایران

@twiita

📌هدف فقط سرنگونی حکومت نیست

🔹شب گذشته پروژه MIGA پس از ده روز تجاوز به ایران توسط ترامپ رونمایی شد. او از "تغییر رژیم" ایران صحبت کرد. اما در طرح خاورمیانه بزرگ، هدف فقط تغییر حکومت ایران نیست.
جغرافیای ایران باید تجزیه و به چند کشور کوچکِ بی خطر تبدیل شود. نخستین مرحله تجزیه ایران بی حکومت کردن کشور است.

🔹اولین مرحله در این طرح تجزیه، کنار زدن جمهوری اسلامی است. مهمترین پدافند در این حالت وحدت مردم و حکومت است.


📍پ.ن : **سایهٔ امپراتوری‌های کهن بر میدان نبرد امروز**

ادامه در پایین...

🌍@DrGeopolitic

ادامه پ.ن از بالا...

📌قرن‌هاست که آتش این نبرد خاموش نشده است. از دشت‌های ماراتون تا سواحل کارتاژ، از نبردهای کوروش با بابل تا مقاومت سورنا در برابر کراسوس، و از اردوکشی‌های شاهپور در برابر روم تا حماسه‌های رستم‌های ایرانی...
تاریخ گواهی می‌دهد که تمدن غرب با چهره‌های گوناگونش، همواره چشم طمع به این سرزمین اهورایی دوخته است. امروز، اسرائیل تنها نوک نیزهٔ همان اژدهای باستانی است که یونان و روم نام داشت.

این جنگ، نبرد اسلام و شیعه تنها نیست بیش از این‌هاست؛ نبرد تمدن‌هاست. آنان که گمان می‌کنند دشمنی غرب تنها با جمهوری اسلامی است، در خواب‌خرگوشی تاریخ به سر می‌برند. نقشهٔ آنان قدیمی‌تر از انقلاب است: تکه‌تکه کردن ایران تا سرحد نابودی هویت آن، حتی اگر تنها نامی از این تمدن باشکوه باقی بماند!

هشدار به کژاندیشان و کوته‌بینان:
اگر امروز فریاد "مرگ بر اسرائیل" را نمی‌فهمید، اگر در همبستگی ملی تردید دارید، اگر پیکان انتقادتان را به سوی میهن و حکومت نشانه رفته‌اید... بدانید که تاریخ شما را به عنوان خواب‌زدگان عصر نفوذ قضاوت خواهد کرد. این نبرد، امتحان هوشیاری ملتی است که سه امپراتوری جهانی را به زانو درآورد.

فریاد امروز میهن:
در این لحظهٔ سرنوشت‌ساز، وقتی پایه‌های میهن با موشک‌های دشمن به لرزه درمی‌آید، تنها یک راه وجود دارد: ایستادن پشت سایه‌سار پرچم حاکمیت ملی. هر گلوله‌ای که در پدافند هوایی به آسمان می‌شود، سپری برای جان فرزندان این خاک است. اینجا زمانهٔ جدایی‌افکنی نیست؛ زمانهٔ آفریدن دوبارهٔ کوه‌های پولادین وحدت است.

به پیش، ای فرزندان کوروش و شاپور و علی(ع) و ابوالفضل!
اتحادی فراتر از مرزهای فکر و عقیده بسازیم؛ دیواری که نه موشک‌ها بشکندش، نه فتنه‌ها خرابش کنند. امروز، دفاع از ایران یعنی زنده نگاه داشتن شعله‌ای که سه هزار سال است خاموش نشده – و این شعله، تنها در آتش‌گاه وحدت می‌درخشد.
پویا داوری منزه

🌍@DrHeopolitic

💢 ای دشمن، ار تو سنگِ خاره‌ای؛ من آهنم.
[دو روایت از پایداری کم‌نظیر ایرانیان در برابر هجوم بیگانگان ]

✍ "سجاد میرانی" دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایلام 👇

🔹️ قدرت نظامی ایران، در طول تاریخ همآره قدرتی بی‌بدیل بوده‌ا ست؛ پایداری کم‌نظیر ایرانیان در برابر دو امپراطوری بزرگ دنیای قدیم، یعنی امپراطوری روم[ ۱۰۰۰ ق.م] و دولت عثمانی [۱۴۰۰تا ۱۸۰۰ م]، را می‌توان شاهکاری در حوزه‌ی نظامی‌گری و دفاع از میهن قلمداد کرد.

🔹️امروزه با گسترش صنعت سینما در مغرب زمین، توان نظامی رومیان باستان را می‌توان در فیلم‌های پرهزینه‌ی هالیوودی به وضوح به تماشا نشست؛ به استناد متون تاریخی؛ مردان رومی که یک به یک کشورها و سرزمین‌های آفریقایی و اروپایی را درهم می‌کوبیدند؛ هنگامی که قدرت شمشیر و کمان مردان پارسی را مشاهده می‌کردند؛ از پیشروی باز می‌ماندند.

🔹️جنگهای ایران با رومیان که از زمان اشکانیان آغاز و در زمان ساسانیان خاتمه یافته؛ حدود ۷۰۰ سال به درازا کشیده است. اما علیرغم پیروزی‌های متعدد ایرانیان در این ۷ قرن، مورخان غربی به اهمیت این نبردها آنچنان، که باید نپرداخته‌ و بالعکس به پیروز‌های کوچک و کم‌اهمیت یونانیان بر ایرانیان پرداخته‌ و در این باره داستان‌ها سروده و کتاب‌ها نگاشته‌اند.

🔹️ یکی از نبردهای معروف ایران و روم، جنگ کاره یا حران بود؛ که همزمان با قدرت گرفتن رومیان در اروپا و اتفاقا در اوج آشفتگی و نابسامانی اوضاع داخلی ایران به وقوع پیوست. هنگامی که رومیان امپراطوری بزرگ یونان را از پای درآوردند و بعد از آن تقریبا تمام قدرت‌های اطراف و اکناف عالم از قبیل قبایل گل و فرانک و ژرمن ها از جمله کارتاژیان را به همراه سردار معروف‌شان هانیبال شکست دادند؛ با شکست دادن ترکیه‌ی فعلی عملا با پارسیان همسایه شدند.

🔹️کراسوس سردار معروف رومیان در سال ۵۴ ق.م عازم جنگ با ایرانیان شد. اما اشکانیان که در این زمان گرفتار نابسامانی‌های داخلی بودند، به جنگ علاقه نداشتند. شاه ایران [اُرد] سفیر خود را به مذاکره با کراسوس روانه می‌کند و او نیز پیغام پارسیان را با نشان دادن کف دست اینگونه بیان می‌کند: اگر بر کف دست من مو می‌بینی؛ ایران را خواهی دید!

🔹️نهایتا نبرد کاره یا حران [ نام قلعه‌ای که کراسوس سردار رومی پس از فرار آنجا به دست سورنا کشته شد] منجر به کشته شدن ۲۰ هزار رومی و اسارات ۱۰ هزار تن از آنان شد. اما دلیل پیروزی ایرانیان نه ضعف مردان رومی بلکه همانطور که گفته شد قدرت شمشیر و کمان سواره‌نظام ایرانی و همچنین فرماندهی کم‌نظیر سورنا سردار اشکانی بوده است.

🔹️شکست رومیان از ایرانیان باعث وحشت فاتح بزرگ روم ژولیوس سزار و مجلس سنای روم شد؛ قدرتی که تا آن زمان شکست ناپذیر تلقی می‌شدند با دستان پرتوان ایرانیان ضربه‌ی سنگینی متحمل شدند و مردان پارسی طعم تلخ شکست را به آنها چشاندند.

🔸️امپراطوری عظیم عثمانی نیز که با بهره گیری از توپ و سپاه منظم کشورهای اروپایی و آفریقایی و آسیایی را مرعوب قدرت نظامی خویش ساخته بود؛ علی رغم حملات متعدد به ایران و گه‌گاه شکست دادن ایرانیان؛ هیچگاه نتوانست بر این مرز و بوم چیره شود.

🔸️پل کندی نویسنده کتاب ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ می نویسد:" ترکان عثمانی تا پایان قرن ۱۵ ، یونان، جزایر ایونی، بوسنی، آلبانی، و بیشتر بالکان را گرفتند و در جنوب با کشتی‌های خود حمله به بنادر ایتالیا را آغاز کردند؛ پای‌ها به وحشت افتادند که شاید روم نیز به سرنوشت قسطنطنیه گرفتار شود"

🔸️سلطان سلیم پادشاه مقتدر عثمانی نبردی با ارتش ۱۲۰ هزار نفری، مجهز به توپخانه را در سودای فتح ایران به راه انداخت. در این نبرد که در تاریخ به جنگ چالدران معروف است؛ شاه عثمانی در برابر سپاه ۱۲ هزار نفر قزلباش و ۸ هزار سوار متفرقه شاه اسماعیل صفوی در پی دستیابی به آرزوی بزرگ خود فتح ایران بود که با دفاع دلیرانه‌ و علی رغم شکست ایرانیان، مجبور به عقب‌نشینی شد. سلطان سلیم پس از فتح مصر به دنبال حمله‌ی مجدد به ایران برای دستیابی به آرزوی دیرینه اش بود که مرگ وی سبب شد او به این آرزوی شوم خود نرسد و ایران و ایرانی بار دیگر از شر یک دشمن شوم خلاصی یابند.

🔹️با آرزوی پیروزی ایران و ایرانی یک بار دیگر این ترانه‌ میهنی را که اتفاقا در هنگامه‌ی آشوب بیگانگان توسط دکتر حسین گل‌گلاب سروده شد‌ه با هم می‌خوانیم:

ای ایران ای مرزِ پر گُهَر
ای خاکت سرچشمه‌‌یِ هنر
دور از تو اندیشه‌یِ بدان
پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای؛ من آهنم
جانِ من فدایِ خاکِ پاکِ میهنم

🌐 https://eitaa.com/ilamuniversity

#رما_شناسی
#سیستم_سورنا

📜 رما و تاریخ
👈 مسابقات سورنا

🔶 سورنا سردار بزرگ ایرانی بود که در دوران اُرد دوم (اشک سیزدهم) زندگی می‌کرد. او بزرگ خاندان سورن و سیاستمدار دوم بعد از پادشاه اشکانی در سرزمین ایران به شمار می‌آمد.

🔷 سورنا را پایه گذار نبرد های پارتیزانی می‌دانند، او کسی بود که توانست شکست را به سرداران بزرگ رومی مانند کراسوس تحمیل کند و در نبرد حران پیروزی قاطعی در برابر رومی ها بدست آورد.

🔶 از ابتکارات او در نبرد حران حملات پارتیزانی، جابه‌جایی و استراحت نیرو ها، آب رسانی به لشکر و استفاده از سواران کماندار بود که منجر به کسب این پیروزی شد.

🔷 سیستم سورنا ، سیستم مسابقات نمایشی رما است که به صورت فردی یا گروهی اجرا می‌شود و شرکت کنندگان توانایی‌های خود را در این بستر به نمایش می‌گذارند.

🔶 مسابقات سورنا یک نوع جذاب از مسابقات است که توانمندی شرکت‌کنندگان را در زمینه اجرای افت ها و جهش ها، تکنیک های دفاع شخصی، ضربات دست و پا و هنر های فردی و ... به اجرا گذاشته می‌شود.

@rema_ir
🇮🇷 #رما_سبک_زندگی_من
⚔ #هنر_رزمی_رما #دفاع_شخصی
🌐 وبگاه remai.ir

سپهبد سورنا فرمانده بزرگ سیستانی

🔆 #سیستان 🔆
✅ «عشق سیستو»
🌹 @ESHGHE30STO

مرگ کراسوس درجنگ با سورنا سردار رشیدایران
🌹 @ESHGHE30STO
سورنا يکي از سرداران بزرگ و نامدار تاريخ است که سپاه ايران را در نخستين جنگ با روميان از سوي اشک سيزدهم پادشاه دلاور اشکاني فرماندهي کرد و رومي ها را که تا آن زمان قسمتي از ارمنستان و آذربادگان را تصرف کرده بودند، با شکستي سخت و تاريخي روبه رو ساخت. «ژول سزار» و «پومپه» و «کراسوس» سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهاي پهناوري را که به تصرف اين دولت درآمده بود، اداره مي کردند. «کراسوس» فرمانرواي شام (سوريه) بود و براي گسترش دولت روم در آسيا، سوداي چيرگي بر ايران و سپس هند را در سر مي پروراند و سرانجام با حمله به ايران اين نقشه خويش را عملي ساخت. «کراسوس» با سپاهي مرکب از 42 هزار نفر از لژيون هاي ورزيده روم به سوي ايران روانه شد. ارد پادشاه ايران که خود در شرق ايران در حال جنگ با مهاجمان بود، يکي از فرماندهان بسيار باهوش و شجاع خود به نام سورنا را به جنگ رومي ها فرستاد. نبرد ميان دو کشور در سال 53 در جلگه هاي ميان رودان (بين النهرين) و در نزديکي شهر کاره (Carrhae) «حران» روي داد. سورنا با يک نقشه نظامي ماهرانه و به ياري سواران پارتي که تيراندازان چيره دستي بودند، توانست يک سوم سپاه روم را نابود و دستگير کند. «کراسوس» و پسرش «فابيوس» در اين جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکي از رومي ها موفق به فرار شدند. جنگ حران که نخستين جنگ ميان ايران و روم به شمار مي رود، داراي اهميت بسيار در تاريخ است زيرا رومي ها پس از پيروزي هاي پي درپي براي نخستين بار در جنگ شکست بزرگي خوردند و اين شکست بر قدرت آنان در دنياي آن روز سايه افکند و نام ايران و دولت پارت را بار ديگر در جهان پرآوازه کرد. دولت روم در پيشرفت مرزهاي خود در شرق با سد نيرومند ايراني روبه رو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسيا پايان پذيرفت.
🔆 #سیستان 🔆
✅ «عشق سیستو»
🌹 @ESHGHE30STO

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🟢 کاظم آباد، مهرآباد و رکن آباد

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#پایگاه‌خبری‌رکن‌آبادمهرآباد

بسم الله الرحمن الرحیم
یک بار برای همیشه

... قسمت اول 👇🏻
کاظم آباد، مهرآباد رکن آباد




▒▒▒ طبق قرائن و شنیده های قریب به یقین، و تاریخ شفاهی موجود، روستای کاظم آباد در سال های حدود ۱۲۶٠ هجری شمسی بنیان آبادی را به خود دیده است و روی مبارکش را به مردم نشان داده است.
▒▒▒ بزرگان این دیار و آن دیار این گونه برای ما تعریف کرده اند که جمعی از اربابان که اتفاقا رکن آبادی و مهرآبادی و کاظم آبادی هم نبوده اند قناتی را احداث کرده اند و به سرچشمه ی کاظم آباد رسانده اند.
▒▒▒ با پیدایش و جریان این قنات، کشاورزان رکن آبادی و درصدی از کشاورزان محلات دیگر میبد از جمله بدرآباد زحمت آبادی مزرعه کاظم آباد را بر دوش کشیدند و اربابان هم ساخت و سازهای مسکن را عهده دار شدند که تا آخر هم خانه ها را در مالکیت خود داشته اند
▒▒▒ آخوند ملاعلی ( مشهور به آخوند مزرا) از رکن آباد رحل اقامت موقت به کاظم آباد می افکنند و همیشه هم در رکن آباد رفت و آمد داشته اند. ایشان عالمی وارسته و اهل دل و صاحب معرفت بوده اند و با حاج شیخ غلامرضای کوچه بیکی ( فقیه خراسانی) و والد حاج بزرگوار حاج سید جواد حیدری حشر و نشر داشته اند که این دوعالم از چهره های نورانی عرفان عملی و ناب محمدی علوی روزگار خود در استان یزد بوده اند.

ادامه دارد ...

پــایــــــ🎥ــــــگــــاه خـبـــــ📸ـــــــری
رکـــــ📝ــــــن آبـاد مهــــ📖ـــــرآبـاد
https://eitaa.com/paygahekhabariroknabadmehrabad

#پایگاه‌خبری‌رکن‌آبادمهرآباد

یک بار برای همیشه

... قسمت دوم 👇🏻
کاظم آباد، مهرآباد رکن آباد

▒▒▒ قنات کاظم آباد، عمر هفتاد ساله خود را با مردم رکن آباد و بدرآباد طی کرده است و تقریبا از سال ۱۳۳۳ تشنگان را از آب زلالش محروم کرده است. با این حساب این روستا همه عمر و آبادنی اش ۷۳ بیشتر نبوده است .

▒▒▒ پس از خشک شدن قنات شور رکن آباد در سال های 1295 فکر احداث قنات مهرآباد در سر اربابان_ اکثر یزدی_ می افتد و در سال ۱۳٠۲ قنات مهرآباد خود را به سرچشمه می رساند( رو به روی خانه ی حاج عباس خالومحمد)
و جمعی از کشاورزان کاظم آباد و رکن آباد و بدرآباد و حتی اردکان را به زراعت می خواند
▒▒▒ از سال ۱۳۳۳ که قنات کاظم آباد خشک می شود، اکثر رکن آبادی ها بر می گردند به محل زندگی چند قرنه ی خود «رکن آباد» و جمعی از آن ها هم در مهرآباد ساکن می شوند که تا امروز هم در کنار هم هستند و با مبارکی در کنار هم زندگی می کنند.
▒▒▒ بخشی از ساکنان کاظم آباد هم که بدرآبادی بوده اند راهی تهران می شوند و اکثرا در مجیدیه و تعدادی هم در مهرآبادِ آباد ساکن می شوند و اندکی هم در شورک و فیروز آباد و یخدان .
▒▒▒ یک نگاه روشن به رکن آباد بفرمایید. نوادگان آخوند مزرعه حاج کاظم خانه اشان کجا بوده است؟
منزل مرحوم علی آخوند و خانواده های باقری ها در دو طرف مسیر گذر آب چشمه شیرین رکن آباد از کوچه آلوبالو تا تا نزدیکی آب انبار بزرگ رکن آباد و چوپان ها در نزدیکی مسجد جامع و کوچه خندق .
این ها که به قلم آمد قبلا همگی در رکن آباد خانه داشتند و آب صحرا، با مالکیت صد ها ساله داشتند و هم اکنون هم دارند
کاظم آبادی های مهرآباد اصیل رکن آبادی هستند همه و همه.
▒▒▒ امثال حاج حبیب تقی و ایمانی ها و خرسندی ها( نوادگان .....و همسر بزرگ خودی ها و همه شیرغلامی ها و بچه های حسینی ها.

ادامه دارد ....

پــایــــــ🎥ــــــگــــاه خـبـــــ📸ـــــــری
رکـــــ📝ــــــن آبـاد مهــــ📖ـــــرآبـاد
https://eitaa.com/paygahekhabariroknabadmehrabad

#پایگاه‌خبری‌رکن‌آبادمهرآباد

یک بار برای همیشه

... قسمت سوم 👇🏻
کاظم آباد، مهرآباد رکن آباد


خاطره ای کوتاه
▒▒▒ مرحوم حاج شیخ محمد تقی صالحی ، صدیق همه ی ما، این فاضل روشن ضمیر، همیشه اصرار داشتند روی منبر و در دفتر کارشان تاکید کنند که رکن آبادی هستند و در مطالبشان می فرمودند ما رکن آبادی ها. یک بار این نگارنده از پدرم پرسیدم که جریان رکن آباد ، مهرآبادی چیست که ایشان با این مضمون تاکید کردند:« بابا این ها همه رکن آبادی اصیل هستند و دست گذاشتند روی چندتایی از جمله حاج حبیب تقی و بچه های چوپان ها و علیزاده ها .

▒▒▒ و اما نکته ی پایانی
تا سال ۱۳۴۸ همه ی مهرآبادی های عزیز در مدرسه ی رکنی رکن آباد، دوره ی ابتدایی را می گذراندند و بخشی از کارهای حسینیه ی بزرگ رکن آباد هم در سیطره ی خود داشتند مرحوم علی افضل و خرسندی ها و بعضی دیگر.
▒▒▒ عروسی هامان با هم بود و عزاداری هامان با هم.
عاشورایمان تا دوره ی انقلاب یکی بود . مزارمان یکی ، نفس هامان با هم. دلهامان با هم . نه این که کج سلیقگی نداشته باشیم و گاهی هم دیگر را نرنجانیم . اما مقنی گری امان با هم بود. کشت و کارمان با هم بود. کربلا و مشهد رفتن هایمان با هم. الان هم کدام عروسی امان ست که با هم نباشد و کدام درد و داغمان با هم نیست ؟؟
تکمله ای همه از سادات:
▒▒▒ ساداتی که در کاظم آباد زندگی می کرده اند، سجادی ها و ترابی ها و وابستگان آن ها بوده اند که اتفاقا با سادات حسینی و هاشمی و میرطالبی و میرابوطالبی و خیراللهی و میری رکن آباد تا اندکی بیش از صد سال پیش اجدادشان برادران هم بوده اند و جدشان یکی.
این که در بدرآباد زندگی می کردند یا رکن آباد هیچ تعارضی با این مطلب ندارد.
همه ی سادات اطراف مسجد جامع از نوادگان سید محمد فرزند امام صادق هستند و امامزاده لازم التعظیم که در خور بیابانک مضجع و حرم دارند. و در نیمه های راه شاه نعمت الله ولی شاعر عارف قرن هشتم را در هم در شجره نامه ی خود دارند
▒▒▒ سخن به این جا کشید، از سادات محله ی علیای رکن آباد هم نمی گذرم. آن سلسله سادات بزرگوار موسوی ها ، عریضی ها و سلیمانی ها و سادات رکنی که در عز آباد هستند و سادات وزیری که در یزد هستند _ سادات رکن الدینی و کمال الدینی و اتفاقا همین فخر فرهنگ و اندیشه پرداز مرحوم، دکتر میررکنیان برای مدتی جده اشان در رکن آباد زندگی کرده اند.
▒▒▒ اینان همه و همه از نسل سید رکن الدین و امامزاده جعفر هستند و می رسند به علی ابن جعفر( امام صادق ) عریضی که در بخشی از مدینه ی طیببه در منطقه عریض زندگی می کرده اند و شاید با کاروان حضرت فاطمه ی معصومه راهی ایران شده اند.

والسلام
✍🏻 سید حسین میری رکن آبادی

پــایــــــ🎥ــــــگــــاه خـبـــــ📸ـــــــری
رکـــــ📝ــــــن آبـاد مهــــ📖ـــــرآبـاد
https://eitaa.com/paygahekhabariroknabadmehrabad

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🕌سیمای قدیم و جدید بارگاه امامزاده هاشم(ع) گیلان

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🕌سیمای قدیم و جدید بارگاه امامزاده هاشم(ع) گیلان

➖ روستای امامزاده هاشم نخستین دهکده زیارتی در استان گیلان است که ابتدا "عسگر سرا "خوانده می شده واز توابع ناحیه تاریخی کهدم بوده است. امروزه از نظر تقسیمات کشوری، روستایی از توابع دهستان سراوان بخش سنگر شهرستان رشت است. این امامزاده مطابق #شجره_نامه از نوادگان حضرت علی است.سید هاشم متولد شهر مدینه بود که در قرون اولیه اسلامی به سبب ستم وآزار حاکمان سلسله عباسیان به گیلان که در آن زمان مامن علویان بود آمد.

به گواهی تاریخ ,منوچهر خان گرجی معتمد الدوله که در زمان قاجار برای جلوگیری از حکومت روس ها به حکومت گیلان منسوب شده بود، در حوالی سال هزارو دویست و چهل و شش هجری قمری همزمان با مستولی شدن طاعون بزرگ، این بقعه را بازسازی کرد و در همان سال کاروانسرای سراوان را نیز بنا نهاد. در دوره نهضت جنگل در سال هزارو سیصدو سی و شش قمری ، این بقعه توسط انگلیسی ها آسیب دید و بخشی از آن در سال هزارو سیصد خورشیدی توسط ایشان تخریب شد. بعدها در سال هزارو سیصدو سه خورشیدی توسط متولیان موروثی تجدید بنا گردید وپس از کشیدن راه شوسه در سال چهل و یک خورشیدی ، بقعه کنار شاهراه اصلی قرار گرفت و ساختمانی جدید برای آن ساخته شد. بعد از این در زلزله سی و یکم خرداد ماه سال ۱۳۶۹که بنای مزبور را به میزان وسیع خراب کرد، مجدداً بازسازی شد. در دهه های اخیر تاسیسات جدیدی نظیر هتل، بازارچه کتابخانه ودرمانگاه برای مسافران وگردشگران در آن ایجاد گردیده است.
https://t.me/M_C2016/10198
📡 رسانه ماسال سیتی
📲 @MasalCity2016
🍃⃟🌸᭄•🍃⃟🌸᭄﷽🍃⃟🌸᭄•🍃⃟🌸᭄•
@edmolavand

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🕌امامزاده حمزه رضا، سید حمزه روستای آبلو شهرستان نکا

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.چ

🕌امامزاده حمزه رضا، سید حمزه روستای آبلو شهرستان نکا

🟢 شجره نامه مشاهیر مزارات جهان اسلام
🕌#شهرت‌محلی: حمزه رضا، سید حمزه
🌍#نشانی: نکا، روستای آبلو.
📜#نسب‌شریف:اهالى اصرار دارند که وى فرزند بلافصل امام موسى کاظم علیه‌السلام است و این ادّعا در جاى جاى بقعه به صورت کتیبه و شعر اشاره شده است که به طور قطع این ادّعا و انتساب صحیح نبوده و حضرت حمزة بن موسى علیه‌السلام در شهر رى مدفون است.
شخصیّت مدفون در این بقعه به احتمال قرین به یقین سیّد جلیل القدر حمزة بن
حمزة أبى یَعلى بن محمّد بن عبدالرحمن بن قاسم بن محمّد البطحانى بن قاسم بن حسن بن زید بن #امام_حسن_ع
🗓#ویژگی‌ها: او سیّدى جلیل القدر، عالمى برجسته بود و به عنوان فقیه طبرستان در دستگاه محمّد بن زید داعى از موقعیّت فوق العاده‌اى برخوردار بود.
👬#فرزندان:ابوطالب مروزى نام برادر سیّد حمزه را محمّد و ملقّب به درازگیسو مى‌داند و مى‌نویسد: حمزة العالم الفقیه مکنى أبایعلى اعقب و ذیل بطبرستان؛ حمزه عالمى فقیه و مکنّى به ابویعلى و داراى فرزندان و نسل در طبرستان بوده است. او هم چنین براى سیّد حمزه چهار فرزند به اسامى؛ زید، على، احمد ابوحرب العالم، و قاسم ذکر مى‌نماید.

✍️ یادواره علماء و شهداء👇
🇮🇷https://eitaa.com/setad_yadvareh_bishebonhe
🍃⃟🌸᭄•🍃⃟🌸᭄﷽🍃⃟🌸᭄•🍃⃟🌸᭄•
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
@edmolavand
#قرارگاه_فرهنگی_میرمریم
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📜نادرشاه ناپلئون ایرانی

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.چ

#نادرشاه
جالب است بدانید نادرشاه افشار پس از تصرف هند ثروتی معادل ۷۰۰ میلیون روپیه به ایران آورد و تا ۳ سال از مردم هیچ مالیاتی نگرفت.
اروپایی ها به وی لقب ناپلئون ایرانی را داده بودند!
همچنین نادرشاه با لقب آخرین فاتح و جهانگشای شرق شناخته می شود ، مرزهای قلمرو ایران در دوران نادرشاه از سمت شرق به مرزهای دوران هخامنشیان رسید!

نادرقلی ملقب به تهماسب قلی خان ؛ و نادر شاه افشار از ایل افشار خراسان از 1114 تا 28 خرداد 1126 خورشیدی، پادشاه ایران و بنیانگذار سلسله افشاریه است. او از معروف ترین پادشاهان ایران، پس از اسلام است و تعداد زیادی از مورخین وی را قدرتمندترین پادشاه ایرانی بعد اسلام می‌دانند.

📜چکیده ای از بیوگرافی نادر شاه افشار:

📍نام کامل :
نادر قلی یا نَدَرقلی

📍زاده :
۱۰۶۷ شمسی کلات نادری پایتخت ایران در دوره افشاریه

📍مرگ :
۱۱۲۶ شمسی فتح‌آباد، قوچان

📍تاجگذاری :
۱۸ اسفند ۱۱۱۴ خورشیدی

🔳لقب(ها) :
نادر قلی بیگ
تهماسب‌قلی خان
نایب‌السلطنه
نادر شاه

📍پدر نادر شاه : امامقلی خان

💕همسران نادر شاه :
گل‌اَفشان خاتون، گوهرشاد خاتون و راضیه سلطان بیگم

فرزندان نادر شاه :
رضاقلی میرزا، نصرالله میرزا، امامقلی میرزا، محمدالله میرزا، جهدالله میرزا و علی میرزا خان
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۲۱۰۹۵۴
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.چ

🖊 وبلاگ سیدمهدی بیژنی پویا

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.چ

🔳آغاز بکار وبلاگ با مدیریت جدید از بهار سال ۱۴۰۴

📖این وبلاگ پیشتر از این با مدیریت متغییر اداره شده و مطالبش باید از نو نویسی و صحت سنجی شود چون چندین نفر نوشتند و بعد رها کردند، به یاری خدا از سال جدید برایتان خواهم نوشت، من اینجا در مورد #تاریخ_فکچال قبل از قاجار نوشته و تاریخ بعد قاجار فکچال را استاد عزیزم جان جانانم جناب آقای استاد بهرام حسنزاده مقیمی در خود فکچال، کار می کنند، سایه شون مستدام.

📌تقاضا دارم اشکالات محتوای قبل از این پست، مطالب مستند جدید، خاطرات ناب فکچالی و اسناد را به شماره ی من در پیام رسان ها بفرستید.

🌿از خاندان محترم نیازی ، مقیمی ، بیژنی و... تقاضا دارم هر خانواده تاریخچه ای از نام خانوادگی خود برایم ارسال کند تا با مشورت هم پستی دو نفره و بنام هر دو در مورد نام خانوادگیشان منتشر کنم.

📌با توجه به موضوع وبلاگ، معنای فکچالی بودن، حالا ساکن در فکچال بودن نیست، هر عزیزی که ریشه ای فکچالی داشته شباشد، فکچالی است حتی خاندان محترم امیر سلیمانی و باکر که طبق اسناد در تاریخ از نسل مادری فکچالی بودند فکچالی محسوب می شوند.

#بیژنی #نیازی #مقیمی #باکر #امیرسلیمانی #فکچال

با تقدیم احترام

🖊#سید_مهدی_بیژنی_پویا

۰۹۱۲۶۵۱۹۰۱۱

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 6:34 توسط سید مهدی بیژنی پویا | نظر بدهيد
"فکچال ( تاریخ فک چال )" https://bijani.blogfa.com/author/bijani
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🔴کمبوجیه اول | 🔴کمبوجیه دوم

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🔴کمبوجیه اول و دوم

📍ایرانیان هیچ‌گاه دشمنی کسی را بی‌پاسخ نگذاشتند

در ۲۳۵۶ سال قبل، ۳ ایرانی در مصرکشته شد و کمبوجیه پسر کوروش به خون‌خواهی ایرانیان همه مصر را گرفت و به خاک امپراتوری ایران افزود.
🔴#امپراتوری_ایران
#ایران_قوی🇮🇷
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🔵کمبوجیه یکم

کمبوجیه یکم (به پارسی باستان: 𐎣𐎲𐎢𐎪𐎡𐎹؛ درگذشته ۵۵۹ پ. م) فرزند و جانشین کوروش یکم، شاه انشان و پدر کوروش بزرگ بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی بود.

کمبوجیه یکم
𐎣𐎲𐎢𐎪𐎡𐎹

زندان سلیمان در پاسارگاد که گمان‌می‌رود کمبوجیه یکم درآن خاکسپاری شده

شاه انشان[۱]

سلطنت۶۰۰ – ۵۵۹ پ. م

پیشین کوروش یکم

جانشین کوروش دوم
(بنیان‌گذار شاهنشاهی ایران)

درگذشته۵۵۹ پ. م
پاسارگاد

آرامگاه

پاسارگاد (احتمالاً)

همسرانماندانا

فرزند(ان)کوروش دوم

دودمان هخامنشیان

پدرکوروش یکم

ریشهٔ نام کمبوجیه

ویرایش

مقالهٔ اصلی: ریشه نام کمبوجیه

کمبوجیه (پارسی باستان: 𐎣𐎲𐎢𐎪𐎡𐎹 کمبوجیه، ایلامی: کنبوزیه، اکدی: کمبوزیه، آرامی: کنبَوزی) نام دو شاه از خاندان هخامنشی است. بر طبق برخی از دانش‌پژوهان، ریشهٔ این نام ایلامی است. در حالی که دیگر دانش‌پژوهان آن را با کمبوجَه، نام مردمان ایرانی که در شمال‌غرب هند زندگی می‌کنند متصل می‌کنند.[۲]

دوره فرمانروایی

ویرایش

کمبوجیه از سال (۵۹۰ تا ۵۵۹ پیش از میلاد)[۳] شاه انشان بوده است. او پسر کوروش یکم و پدر کوروش دوم بوده است. هیچ منبعی در مورد زمان حیاتش باقی نمانده است. مهم‌ترین منبع اطلاعات در موردش حکاکی متعددی است که از کوروش بزرگ به جا مانده است: «پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نوهٔ کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان» در حکاکی یافت شده در اور (به انگلیسی: Ur) نوشته است: «پسر کمبوجیه، شاه بزرگ سرزمین انشان». در ساختمان خشتی اُروک (به انگلیسی: Uruk) نوشته شده: «پسر کمبوجیه، شاه نیرومند». و در حکاکی در پاسارگاد نوشته شده: «پسر شاه کمبوجیه، شاه هخامنشی».[۴]

به‌گفتهٔ هرودوت، کمبوجیه شاه نبود بلکه مردی از «خانواده‌ای خوب» بود که با ماندانا دختر آستیاگس ازدواج کرده بود. از این پیوند کوروش بزرگ زاده شد. گزنفون می‌گوید که کمبوجیه با ماندانا دختر آستیاگس ازدواج کرده بود و شاه پارسی‌ها نامیده می‌شد. او ادعا کرده است که حکمرانی کمبوجیه به عنوان «شاه پارس» محدود به شورای بزرگان بوده است. در اینجا هیچ تناقضی میان ادعای کوروش بزرگ که گفته بود پدرش شاه انشان است و گزارش گزنفون که گفته بود او شاه پارس است وجود ندارد، چرا که انشان و پارسه نام جایگزین یکدیگر برای یک سرزمین هستند.[۵]

پانویس

ویرایش

  1. استوانه کوروش
  2. Dandamayev، CAMBYSES، ۷۲۶–۷۲۹.
  3. املی کورت. هخامنشیان. ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. تهران: ققنوس، ۱۳۷۸ - صفحهٔ ۱۸.
  4. Dandamayev، CAMBYSES، ۷۲۶–۷۲۹.
  5. Dandamayev، CAMBYSES، ۷۲۶–۷۲۹.

منابع

ویرایش

  • Dandamayev, Muhammad A (1993). "CAMBYSES". Encyclopædia Iranica (به انگلیسی). Vol. ۶. New York: Bibliotheca Persica Press. p. ۷۲۶–۷۲۹. Retrieved 2012-07-20.

"کمبوجیه یکم - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%87_%DB%8C%DA%A9%D9%85

"کمبوجیه دوم - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%85

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

ادامه نوشته

🔴خشایارشا

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🔴خشایارشا

با خشایارشای دوم اشتباه نشود.

#ایران
#ایران_شناسی
#نامداران
#خشایارشاه

نام "خشایارشا"از دو بخش "خشای" به معنای "فرمان‌روا"و"آرشا" به‌معنای "قهرمان‌مرد" تشکیل شده است معنای این نام رامی‌توان "کسی که در میان شاهان پهلوان است"یا "فرمانروای قهرمانان"معنا کرد.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🖊خَشایارشای یکم (پارسی باستان: 𐎧𐏁𐎹𐎠𐎼𐏁𐎠؛ تلفظ: خْشَیارشا[۴][۵]) مشهور به خَشایارشای بزرگ[۶] پسر داریوش بزرگ و ملکه آتوسا، دختر کوروش بزرگ، پنجمین شاهنشاه هخامنشی در میانه سال‌های ۴۸۵ تا ۴۶۵ پ.م. است.

خشایارشا
𐎧𐏁𐎹𐎠𐎼𐏁𐎠

  • شاه بزرگ
  • شاه شاهان
  • شاه پارس
  • شاه بابل
  • فرعون مصر
  • شاه کشورها

سنگ‌نگاره منتسب به خشایارشا، موزه ملی ایران[۱]

پنجمین شاهنشاه هخامنشی

سلطنت اکتبر ۴۸۶ – اوت ۴۶۵ پ. م
(۲۰ سال)

تاج‌گذاری۴۸۶ پ. م[۲]

پیشین داریوش بزرگ

جانشین اردشیر یکم

فرعون مصر

سلطنت اکتبر ۴۸۶ – اوت ۴۶۵ پ. م
(۲۰ سال)

پیشین داریوش بزرگ

جانشین اردشیر یکم

زاده۵۱۸ پ. م

درگذشته اوت ۴۶۵ پ. م (۵۳ سال)

آرامگاه

کوه رحمت، نقش رستم

شهبانوآماستری[۳]

فرزندان

  • داریوش
  • ویشتاسپ
  • امیتیس
  • اردشیر
  • روزگونه
  • آرشام
  • رته‌شه
  • تیفراتس
  • آرتارم
  • پروشات

خاندانه خامنشیان

پدر داریوش بزرگ

مادرآتوسا

داریوش بزرگ پسران بسیاری داشت و بزرگ‌ترین آن‌ها اَرته‌بَرزَن بود، با این وجود داریوش بزرگ، بزرگ‌ترین فرزندش از آتوسا، یعنی خشایارشا را به جانشینی برگزید. خشایارشا در سال ۴۸۶ پ. م در سن ۳۴ سالگی و پس از مرگ پدرش به پادشاهی رسید. او بر کشوری فرمان می‌راند که پرجمعیت‌ترین شاهنشاهی تاریخ جهان را دارا بوده و ۴۲ درصد از جمعیت کل جهان در این محدوده زندگی می‌کردند.[۷]

نام‌شناسی

ویرایش

نام خشایارشا از دو بخش خشای به معنای «فرمان‌روا» و آرشا به‌معنای «قهرمان، مرد» پدید آمده است.[۸] معنای این نام می‌تواند «کسی که در میان شاهان پهلوان است»[۹] یا فرمانروای قهرمانان باشد.[۱۰] خشایار (اگزرسس) یعنی آنکه در راستی فرمانروایی می‌کند و هنگامی که خشایارشا به سمت ولایتعهدی گمارده شد، این لقب را بر او نهادند.[۱۱]

<

xASA iArwSAA

>

خشایارشا
به هیروگلیف

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نام خشایارشای بزرگ را نیز به صورت «اخشورش» و «خسرو الأول» (با توجه به اینکه بخش نخست نام «خشایارشا» یعنی «خشای» معنای «فرمان‌روا» را می‌دهد و به عربی «خسرو» می‌شود) ضبط کرده است.[۱۲]

📘منبع‌شناسی برای زندگانی خشایارشا

مقالهٔ اصلی: منبع‌شناسی تاریخ ماد و هخامنشی

نوشته‌های هرودوت از بن‌مایه‌های زندگانی خشایارشا است. نوشته‌های هرودوت ۹ پوشینه (جلد) است و هر پوشینه را ویژهٔ یکی از خدایان تاریخ، (خنیاگری، کمدی (طنز)، سوگ، پایکوبی، چکامه، ستارگان و گفتار) ساخته است. بن‌مایه‌های هرودت برای نگارش کتاب‌هایش نوشته‌های گاه‌نگاران و گزارش‌های گفتاری و رویدادهایی را که خود به چشم دیده هستند. از گاه‌نگارانی که از نوشته‌هایشان وام گرفته می‌توان هکاته را نام برد؛ ولی مهم‌ترین بن‌مایه‌هایش، خودش و بازگفت‌هایی هستند که راسته یا ناراسته از دیگران شنیده است.[۱۳] به‌راستی هر جا که هرودوت بازگوی گزارش‌های آگاهانه و درست بوده، نوشته‌هایش نیز با یافته‌های تازه و دپه‌های (سندهای) باستان‌شناسی هماهنگ است.[۱۴] با این همه، گرچه هرودوت امانت داشته و دادمند بوده، داده‌هایش از غرض‌ورزی تاریخ‌گزارانی که او بازگوکننده‌شان است تهی نیست.[۱۵] همچنین گرچه هرودوت به بن‌مایه‌های پرشماری دسترسی داشته، تنها بن‌مایه‌هایی را که از نگر او راست‌تر می‌نموده یاد کرده است؛ بنابراین باور کورکورانه به برداشت‌های تاریخی هرودت شایسته نیست.[۱۶]

گاه‌نگاران امروزی بر این باورند که هرودوت همواره پرسمان‌های برجسته تاریخی را با افسانه‌پردازی آمیخته است. هرودوت زمان کودکی و بالندگی کوروش بزرگ را بر پایهٔ افسانه‌های (عامیانه) و ناراستینه بازمی‌گوید. دربارهٔ زندگی کوروش او سه بازگفت دارد: از آگاهان پارسی، ژوستین و نیکلای دمشقی برگرفته از کتزیاس. ولی همهٔ این بازگفت‌ها بی‌گمان زاییده خواسته‌های سیاسی و تبلیغی است.[۱۷] در جای دیگر، هرودوت به نخستین آشنایی پارسیان با یونان، از راه پزشک دربار داریوش، دموکدس، می‌پردازد؛ ولی این بازگفت نیز با افسانه‌هایی ناهمساز با نگاه تاریخ‌نگاران امروزین درآمیخته است. افزون بر این هرودوت بارها گاهدادها (تاریخ روی‌دادها) و زمان‌بندی‌ها را درست یاد نکرده است.[۱۸]

وقایع‌نگاران تاریخ هخامنشیان نیز گاه چنین غرض‌ورزی‌هایی را برای هرودت برشمرده‌اند. برای نمونه، برداشت‌ها و اندریافت‌های هرودوت از سرآغاز هخامنشیان درست نیست. او بر پایهٔ رویدادها و شنیده‌هایش، کشورگشایی‌های کوروش بزرگ را شبیخون‌های چادرنشینانی برای چپاول و دستبرد به سرزمین‌های دیگر یاد می‌کند. همچنین پیروزی بر مادها را از سر بخت‌یاری و برآمده از دشمن‌یاری‌های (خیانت) پیرامونیان آستیاگ دانسته است. گواه‌های تاریخی بسیاری نشان از نادرستی برخی از گزارش‌های هرودت دارد. برای نمونه، دپه‌های بابلی و گزارش‌های گزنفون. گزنفون به‌سازی‌های جنگی و لشکری گسترده‌ای را برای پارس‌ها برمی‌شمرد: ساماندهی فرماندهی سپاه بر پایه سازمان ده‌هزار تنی، سازوبرگ دادن به نیروی سواره و ارابه‌سواران. با چنین سازمان‌دهی جنگی نمی‌توان دیدگاه هرودوت را در زمینهٔ پیروزی کوروش بر مادها و چادرنشین بودن پارس‌ها پذیرفت. با این همه شگفتا که بسیاری بر هرودوت به انگ هوادارای از خاوریان و از آسیایی‌ها (بربرها) بر وی تاخته‌اند، چه در روزگار باستان و چه در روزگار نوین.[۱۹] گروهی وی را افسانه‌پرداز و داستان‌ساز خوانده‌اند، از این میان پلوتارک، گاه‌نگار سدهٔ نخست میلادی، کتابی با نام غرض‌ورزی هرودوت نوشته است.

سنگ‌نگارهٔ خشایارشا بر فراز آرامگاه شاهی در نقش رستم.

تاریخ رویداد

۴۸۶ پ. مپس از مرگ داریوش، فرزندش خشایارشای یکم بر تخت شاهی نشست.[۲]

۴۸۵ پ. مخشایارشا شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش هخامنش را بر استان‌داری (ساتراپی) مصر گمارد.[۲]

۴۸۴ پ. مخشایارشا در سرکوب شورش بابل، سنگربندی‌های پدافندی آنجا و تندیس خدای مردوخ را ویران کرد.[۲]

۴۸۰ پ. مارتش هخامنشی به یونان یورش برد و در شهر آتن رژه رفت ولی ناوگان دریایی هخامنشی در نبرد سالامیس شکست خورد و سرانجام یورش‌های ایران در این سال پایان پذیرفت.[۲]

۴۷۹ پ. مدر جنگ پلاته ایران از یونان شکست خورد.[۲]

۴۶۵ پ. مفرمانده محافظان شاهی (گارد جاویدان) خشایارشا به نام اردوان، خشایارشا را به قتل رساند.[۲]

۴۶۵ پ. ماردشیر یکم پس از کشته شدن پدرش خشایارشا و برادرش داریوش، که جانشین بود، بر تخت شاهی نشست.[۲]

🏮خشایارشا در عهد عتیق

همچنین ببینید: وشتی، اخشورش، و استر

عهد عتیق از کتاب‌های مقدس یهودیان است. کتاب استر پنجمین بخش از تنخ یا همان عهد عتیق است. کتاب استر به ملکه شدن دختری یهودی به نام استر می‌پردازد. همانا استر همسر یهودی اخشورش، پادشاه پارس است و بسیاری اخشورش را همان خشایارشا می‌دانند. استر جایگزین ملکه وَشتی شده است تا یهودیان در ایران را از برنامه‌های هامان برهاند. هامان وزیر اخشورش فرمان کشتار یهودیان را داده است و استر می‌کوشد تا از کشتار یهودیان پیشگیری کند. تلاش او با شکستن فرمان کشتار یهودیان به بار می‌نشیند. هم‌چنین‌هامان به دار آویخته می‌شود (هر ساله جشن پوریم به یادآوری این رهایی برگزار می‌شود).[۲۰]

دیدگاه‌های نادرستی کتاب استر

ویرایش

همچنین ببینید: صحت تاریخی داستان استر و مردخای

بسیاری از پژوهندگان، داستان استر را برگرفته از افسانه‌های آشوری می‌دانند.[۲۱] این داستان تنها در بن‌مایه‌های یهودی آمده است و نشانی از آن در گفته تاریخ‌نگاران یونانی و نشانه‌های به جا مانده از هخامنشیان نیست. همچنین برخی از تاریخ‌نویسان یونانی اصرار دارند که خشایارشا تنها یک ملکه به نام آماستری داشته است. آماستری به سال پیری رسیده و از این رو جایگزینی ملکه در زمان خشایارشا رخ نداده است.[۲۲] افزون بر این، نام همسر خشایارشا به گواه هرودوت، آماستری (آماستری) دختر اتانس (هوتن) بوده ولی هیچ نشانی از وشتی یا استر در تاریخ هرودوت نیست.[۲۳] همچنین، در کتاب استر اخشورش (خشایارشا) بر بیش از ۱۲۷ استان از هند تا حبشه فرمان می‌راند و باج بر زمین و کرانهٔ دریا می‌نهد؛ اما هیچ سخنی از یورش ناکام به یونان و گسترش پارسه نشده است. پافشاری نویسنده کتاب استر بر ۱۲۷ استان شاهنشاهی ایران[۲۴] با حقیقت تاریخی بیست شهربانی ناسازگار است. همچنین، بیش‌تر نام‌هایی که در این کتاب آمده، نام‌هایی سامی و عبری (مانندهامان) و نه ایرانی‌اند. این ناسازگاری‌ها گویا از روی ناآگاهی نویسنده از تاریخ ایران بوده است. به گفته مک‌کولوگ شاید اندکی راستی در پشت داستان استر باشد ولی کتاب در شکل کنونی‌اش دارای اشتباهات و دوگانگی‌هایی است. از این روی، باید کتاب را افسانه‌ای تاریخی و نه گزارشی تاریخی برشمرد. مهم‌ترین دلیلی که پژوهشگران بر بی‌پشتوانگی گزارش کتاب استر دربارهٔ همسری خشایارشا به آن استناد می‌کنند، این گفتهٔ هرودوت (۷٫۶۱) است که ملکه خشایارشا آماستری بود نه وَشتیِ کتاب استر (استر، ۹:۱). آماستری زنی بی‌اندازه نیرومند، کینه‌توز و با نفوذ بود. داستان واکنشش به دل باختن خشایارشا به دختری دیگر این کینه‌جویی‌اش را به خوبی نشان می‌دهد. دل‌باختگی خشایارشا در زمان اقامت او در سارد هنگام لشکرکشی به یونان روی داد. خشایارشا نخست دلدادهٔ زن برادر خود ماسیست شد (غرض‌ورزی نویسنده مشخص است)؛ اما چون از او پاسخ نه شنید با دختر او آرتائونته نرد دل باخت (غرض‌ورزی نویسنده مشخص است). پادشاه به این زن جامه‌ای را بخشید که آماستری بافته بود. آماستری از این دلباختگی آگاه و سخت خشمگین شد. رسوم باستانی این بود که شاه هر درخواستی را که در یک مهمانی پادشاهی از او می‌شد برآورده می‌کرد؛ از این رو، آماستری تا جشن زادروز شاه دست نگه داشت تا کینه‌اش را در این مهمانی بروز دهد. آماستری نیز درخواست کشتن مادر آرتائونته را کرد. خشایارشا نیز ناگزیر به خواستهٔ همسرش گردن نهاد. آماستری دستور داد تا مادر آرتائونته را تکه‌تکه کنند (غرض‌ورزی نویسنده مشخص است).

با این همه، برخی از پژوهندگان هماهنگی‌هایی را میان اشونسک استر و گزارش‌های تاریخی می‌یابند. از این میان استافورد رایت و ویلیام شِی می‌گویند که با پذیرفتن برخی ویرایش‌ها می‌توان وَشتی را با آماستری یکی دانست.[۲۵][۲۶][۲۷] شِی می‌کوشد تا نشان دهد که هماهنگی‌هایی میان کتاب استر و گزارش‌های تاریخی هست و آن را با رد دیدگاه‌های دیگران در نادرستی کتاب فوق همراه می‌سازد. از این میان، از دلیل‌هایی که برای نادرست بودن کتاب استر می‌آورند آن است که چون که آماستری / وَشتی پس از دست یافتن پسرش اردشیر یکم به تاج‌وتخت در سال ۴۶۴ پ. م، فرمان و خواست خود را می‌رانده، استر نمی‌توانسته ملکه شود. شِی در این باره یک گاه‌نگاری ساخته تا نشان دهد می‌توان این دلیل را رد کرد. در گاه‌نامه او شکافی در رویدادهای کتاب استر میان سال سوم (استر، ۳:۱) و سال هفتم (استر، ۱۶:۲) هست. این شکاف درست هماهنگ است با نبود خشایارشا به دلیل لشکرکشی‌اش به یونان از سال ۴۸۰ تا ۴۷۹ پ.م. او می‌گوید: «در اصل هرودوت روایت خود دربارهٔ سلطنت خشایارشا در این برهه را (سال ۴۷۹ پ. م) پس از شرح آن رویدادهایی به پایان می‌رساند که در سال هفتم سلطنت متعاقب بازگشت شاه از لشکرکشی یونان اتفاق افتادند؛ بنابراین، این گفته که آماستری بین سال‌های هفتم تا دوازدهم سلطنت ملکهٔ خشایارشا بوده، اغراق‌آمیز است، چرا که ما تا زمانی که پسرش اردشیر یکم بر تخت پادشاهی ایران نشست هیچ آگاهی دیگری از او نداریم. با توجه به سکوت منابع، هیچ مدرک مشخصی وجود ندارد که نشان دهد آیا آماستری از سال هفتم سلطنت خشایارشا تا پایان سلطنت او همسر اصلی اش به‌شمار می‌رفته یا نه.».[۲۸] از سوی دیگر، کتاب تنها کاسته‌شدن جایگاه وَشتی را در پرده‌سرا می‌گزارد و نه کشته شدن یا جدایی‌اش از پادشاه. شِی می‌گوید که اگر کنش سنگ‌دلانهٔ آماستری / وَشتی درست باشد و پس از بازگشت خشایارشا از باختر در شوش رخ داده باشد، شاه انگیزهٔ بیشتری در انتخاب همسری دیگر داشته است.

از دیگر گواه‌هایی که به درستی استر می‌آورند، سخن کلاینز دربارهٔ زمان پیری آماستری است. او برداشت رایت از سرنگونی و همراهی (آماستری/ وشتی) را نادرست می‌انگارد. رایت می‌گوید: «دشواری دیدگاه رایت این است که (آماستری/ وشتی) که در استر در سال سوم پادشاهی خشایارشا (۴۸۳/۴) سرنگون شد، بر اساس گفتهٔ هرودوت دست کم در بخشی از مبارزهٔ خشایارشا علیه یونان (۴۸۱–۴۷۹ پ. م) همراه اوست.»[۲۹] او گوید که نباید وَشتی و آماستری را یکی شمرد. همچنین در رد همراهی آماستری با خشایارشا به گفتهٔ هرودت دست می‌یازد. هرودت می‌گوید که آماستری یک بار به اندازه شمار پسران و دخترانی که در کنار رود اسرومون در تراس به خاک سپرده شده بودند، پارسی به خاک سپرد. برخی چنین برداشت کرده‌اند که این خاک‌سپاری نشان از هم‌راهی آماستری با خشایارشا در لشکرکشی‌ها بوده است؛ ولی شِی می‌گوید که این برداشت درست نیست. هرودوت نمی‌گوید که آماستری همراه خشایارشا بود؛ او به روشنی می‌گوید که این روی‌داد هنگامی که آماستری «رو به پیری» بود رخ داده است.[۳۰]

افزون بر آنچه گفته شد، پژوهندگان هماهنگی‌هایی دیگری نیز میان اشونسک استر و گزارش‌های هرودت می‌یابند. برای نمونه، بر پایهٔ نوشتهٔ آندره باروک[۳۱] و مور[۳۲] اَخشورُش در استر را با آن‌که هرودوت گزارش می‌دهد یکسان می‌دانند. باروک می‌گوید آخشورش که در استر آمده است «به‌طور کامل با خشایارشایی که از طریق هرودوت می‌شناسیم مطابقت دارد.» مور در این باره می‌گوید: «بیشتر آنچه نویسندهٔ استر دربارهٔ خشایارشا می‌گوید به گونه‌ای نسبتاً دقیق بر آنچه این نویسندهٔ یونان باستان می‌بایست دربارهٔ چنین چیزهایی می‌گفته است، مطابقت دارد.» از دیگر نمونه‌هایی که اخشورش گزارده شده در کتاب استر یکسان می‌داند نگارهٔ شناخته‌شدهٔ استر در کنیسهٔ دورااروپوس است. این نگاره اخشورش را با شلوار پارتی نشسته بر تخت پادشاهی نشان می‌دهد. دالیا لویت-تاویل می‌گوید: «در نتیجه، نظر ما این است که صحنهٔ نشستن اَخشورُش بر تاج‌وتخت نماد حق‌الهی و مشروع شاه ایران برای پادشاهی است، چنان‌که نقش او به عنوان حامی قانون و عدالت مروج چنین حقی است.»[۳۳]

"خشایارشا - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7


#ایران
#ایران_شناسی
#نامداران
#خشایارشاه

نام "خشایارشا"از دو بخش "خشای" به معنای "فرمان‌روا"و"آرشا" به‌معنای "قهرمان‌مرد" تشکیل شده است معنای این نام رامی‌توان "کسی که در میان شاهان پهلوان است"یا "فرمانروای قهرمانان"معنا کرد.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

♨️ عاقبت تلخ خیانت‌کار به وطن

🔸در تاریخ است که خشایارشاه برای تصرف شهری اقدام به حمله نظامی کرد ولی به دلیل حصار مستحکم آن شهر نتوانست به هدف خود برسد و تصمیم به بازگشت گرفت.

🔸دختر پادشاه آن شهر هنگام تماشای سپاه ایران از بالای برج و بارو عاشق خشایار شاه شد و برای او پیغام فرستاد که این شهر یک راه مخفی دارد خشایار شاه با این اطلاعات موفق به تصرف شهر شد و دختر پادشاه را هم به جبران خدمت به همسری خود در آورد.

🔸روزی خشایار شاه دید دست همسرش زخمی شده است و گریه می‌کند.😢 از او پرسید چه شده؟ این زخم که زخم شمشیر نیست، چرا گریه می کنی؟ دختر گفت یاد روزی افتادم که خار گلی به دستم رفته بود و پدرم با چه محبتی آن را از دستم کشید. خشایارشاه کمی فکر کرد و دستور داد دختر را به اسب ببندند و بر روی خارهای مغیلان بکشند! 🤯

🔸 دختر پرسید من که به تو خدمت کردم چرا این‌کار را می کنی؟ خشایارشاه گفت تو چنان پدری را به چهره من فروختی و به او خیانت کردی من را به چیزی خواهی فروخت؟😠


#خیانت
🆔https://eitaa.com/emamsadegh_ir

#جشن‌پوریم
🤡جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این مراسم در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.
☠پوریم برگرفته از کلمه عبری «پور» به معنای قرعه، جشن موسوم به ایرانی کُشی که علاوه بر اراضی اشغالی در جوامع یهودی آمریکا و اروپا نیز برگزار می‌شود، پایه اش داستانی در «تورات» بوده و ستایش از «استر» زن یهودی است که با نفوذ به دربار «خشایارشاه»، پادشاه ایرانی سبب بروز خشونت مرگبار سه روزه‌ای می‌شود که طی آن ۸۰ هزار نفر در عرض ۳ روز از ایرانیان اعم از زنان و کودکان با بی رحمی توسط (دختر یهودی بنام استر و عمویش بنام مُردخای) مردم کشته می‌شوند و اموالشان به غارت می‌رود.
جمعیت ایران در زمان هخامنشی ۸۰۰ هزار نفر بوده.
#پوریم
#نفوذ
#خیانت
🍂@yousefi_ravi باماهمراه باشید

نقش برجسته خشایارشاه، شاه هخامنشی
تهران، موزه ملی ایران

این نقش برجسته ابتدا در پلکان شمالی آپادانا قرار داشته که بعدا به خزانه تخت جمشید منتقل شد.این نقش که یکی از مهمترین نمونه های هنر هخامنشی است خشایار شاه را نشسته بر تخت نشان میدهددر پشت سر او جانشین شاه، یک مغ (روحانی) یک سلاح دار و دو سرباز گارد جاویدان ایستاده اند در مقابل شاه یک فرد عالی رتبه ایستاده که ورود هدیه آورندگان را اعلام میکند نشان داده شده که در حال درود فرستادن است و در پشت سر وی یک نفر ملازم و یک افسر گارد جاویدان ایستاده.

🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
👉😘اشتراک فراموش نشه

#طبیعت_زیبا

✅به کانال طبیعت زیبا بپیوندید✅
👇👇👇☘☘☘☘☘☘☘☘☘

🍃🌸🦋 @tabiatehziba 🦋🌸🍃
✾࿐༅🍃💚🍃༅࿐
طبیعت زیبا 💚🇮🇷

🔺سنگ‌نبشته خشایارشاه هخامنشی واقعا در شهر وان، ترکیه امروزی

🔹در آن زمان این شهر بخشی از ساتراپی ارمنستان در امپراتوری هخامنشی بود.

🔹این کتیبه به زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی نوشته شده و شامل ستایش اهورا مزدا، معرفی خشایارشا و دعای او است

🔰کانال مدافعان شمالغرب
📡 @modafeanshomalgarb🇮🇷

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

ادامه نوشته

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

📜نسخه خوانی | خوانش اسناد

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

پژوهش اِدمُلّاوَند:
💠 امیرالمومنین، علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) :

إرحَمْ تُرحَمْ.
رحم کن، تا به تو رحم شود.

#نسخه_خوانی

رحم کن رحم، زانکه بر رُخ تو
دَرِ رحمت جز از تو نگشاید

تا تو بر دیگران نبخشایی
أَرْحَمُ الرَّاحِمین نبخشاید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔸 شاعر: عبدالرحمن جامی.

📕 رسالۀ اربعین.

✍️ اثرخوشنویسی از میرعلی هروی، میر علی سادات حسینی هروی (ح. ۸۸۰ – ۹۵۱ ه.ق.) معروف به میر علی هروی و میرجان و ملقب به کاتب سلطانی خوشنویس دری‌زبان، از سرآمدان نستعلیق‌نویسی و از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری.
https://eitaa.com/edmolavand/22256
@manuscript_ir
💾شناسه۱۴٠۴٠۷۱۷۱۶۳۷
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
💥#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand ﷽
#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

‍ 💠 شطحیات یعنی سخنان خلاف شرع بر زبان آوردن و چیزهای مخالف ظاهر شرع گفتن. ظاهرا از آن به طامات و هذیان العرفا نیز تعبیر می‌شود.

#نسخه_خوانی

ابو علی سینا می‌فرماید:
کفر چو منی گزاف و آسان نَبُوَد
محکم‌تر از ایمان من ایمان نَبُوَد

در دهر چو من یکیّ و آنگه کافر؟!
پس در همه دهر، یک مسلمان نَبُوَد

چون قائل به کلمۀ کفر، از اهل علم است، شرعا علی الفور، او را تکفیر نمی‌توان کرد. غایتش تکلیف به تأویل آن [می‌باید] کرد و اگر از اهل فقر¹ است، مقرّر است که درویشان را ورایِ عقل، طوری [یا حالاتی] است که بی‌اختیار، خلاف صورت، از ایشان چیزها صادر می‌شود که در آن معذورند.
خلاف ای دوست نایَد زاهل تحقیق
مر این را کشف باید ورنه تصدیق!

در روایت آمده‌است که ابویزید [بسطامی] بعد از کلمۀ شطح، رجوع می‌کرد [یعنی حرفش را پس می‌گرفت]؛
و منصور [حلاج] را گویند (کما هو المشهور) جهتِ آن کُشتند که از آن [یعنی انالحق گفتن خود] رجوع نکرد... و آن کلمه را تأویل نکرد و می‌گویند [به] خون خود فتوا داد. لقوله:
اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی

چنانکه از بایزید معروف است که گفته:
«هرگاه چنین لفظی [یعنی شطحیات] از من بشنوید، مرا به کاردها بزنید»؛

و عین القضات همدانی وصیّت کرد مرید خود را که:
«چون به خون من فتوا دهند، از تو نیز فتوا خواهند؛ بِدِه.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📕 نسخه خطی جواهر الاسرار، محمد بن عبدالملک اسفراینی ، نسخه ۸۸۵۱ مجلس.

✍️ ¹- فقر به معنای اصطلاحی متصوّفه.
https://eitaa.com/edmolavand/22257
@manuscript_ir
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
💥#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand ﷽
#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

💠 تفنگ کارقلی.

#نسخه_خوانی

«تفنگ کارقلی» از نفایس تفنگ‌ها بوده، نهایت مرغوب بوده، صد تومان مثلا یا کمتر خرید و فروختِ او می‌شده.
گفتند خودِ آن صانع [یعنی سازندۀ تفنگ] را دیدند [که] در کمال فلاکت با قبای پاره مثلا! [به او] گفتند:
- چه سِرّی است که [با وجود] این صُنع و کمال و مرغوبی تفنگ معمولی شما چرا به این فقر و ابتذال [مبتلا] هستی؟!
گفت:
- گلولۀ تفنگِ من به چه کس رسید [یا اصابت کرد] که گفته‌باشد «خیر ببیند سازندۀ تفنگ»؟¹

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📕 مجموعه/کشکول خطی شماره 52ط ، کتابخانه مجلس

✍️ ¹- مرحوم دهخدا نیز ضرب المثلی در همین ارتباط را در امثال و حکم خود آورده‌است:
« تفنگ کارقلی است؛ هیچ کس نخورده‌است که بگوید خیرش را ببینی.»
امثال و حکم، ج۱ ، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم ۱۳۶۳ ، ص ۵۴۹
https://eitaa.com/edmolavand/22259
@manuscript_ir
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
💥#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand ﷽
#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

‍ 💠 از حواشیِ جالب و متفاوتِ نُسَخِ خطی!

#نسخه_خوانی

مکتوبی که «عبدالجبار بیک» به مطلوب خود «خیرالنسا خانم» نوشته و او در تحت هر کلمه جواب نوشته.
[ضمنا در ابتدای هر عبارت، حرف اولِ اسمِ گویندۀ آن قید شده است.]
[ع]- شب‌ها من و خیال تو[و] چشم خون‌فشان.
[خ]- خدا به فریادم رسد[!]
[ع]- فارغ تویی که هیچ یک[ـت] در خیال نیست.
[خ]- حقا که خوب یافته‌ای.
[ع]- ملاذا!¹ بر رای عالی مخفی نماناد.
[خ]- اولا به مطلوب خود ملاذا نوشتن خوب نیست.
[ع]- که تا این فقیر را نظر بر جمال مبارک آن ماه افتاده.
[خ]- بفرمایید.
[ع]- نه شب قرار دارم و نه روز آرام.
[خ]- ما چه کنیم [؟]
[ع]- به‌خدا و رسول قسم که شب و روز،
[خ]- قسم مخور که قایلم².
[ع]- عیش و شادی بر فقیر حرام گشته.
[خ]- عیش و فراغت کن.
[ع]- شد به کام عالَم و یک‌دم به‌کام ما نشد.
[خ]- روزی بقدرِ قسمتِ هر کس مقَرّر است.
[ع]- ما به مینای فلک سنگ انداختیم[؟]³
[خ]- احتمال دارد!

[ع]- التماس آنکه رقعۀ فقیر را به یاران، ننمایید.
[خ]- شما که می‌ترسید، چرا اظهار عشق می‌کردید؟

[ع]- و اسم محلۀ خود را بر فقیر ظاهر سازند.
[خ]- محبّت، خضر ره خواهد شد! [یعنی اگر واقعا عاشق باشی خودت پیدا می‌کنی]
[ع]- والسلام.
[خ]- علیک السلام .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📙 از یک جنگ خطی مجلس؛ تاریخ کتابت: قرن دهم و یازده ق

✍️ ¹- ملاذ: هم به معنی پناهگاه و پناه، و هم به معنی منبع لذت و شهوت.
²- در اینجا یعنی قبول دارم .
³ - شد به کام عالم و هرگز به کام ما نشد / ما به مینای فلک گویا که سنگ انداختیم | #خصمی_اصفهانی

@manuscript_ir
@edmolavand
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

#نسخه_خوانی

آنچه قدرافزاست رأیِ خوب را خوی نِکوست
رنگِ گُل را اعتباری گر بُوَد، از فیضِ بوست

یک سَرِ سوزن نیاید آخر آن مژگانِ یار
چاکِ دل را گرچه صد ره دید محتاج رفوست

چون شَرَر آتش به صد خرمن فِتَد از یک سخن
بشنو از من حرفِ بد نشنیدن از خوبان، نِکوست

من گرفتم بحر سامان است اما چون حباب
دست و دل هرکس که دارد تنگ، آخر پوچ‌گوست

جاده‌ها از هر طرف، من را به منزل می‌برند
ماجرایِ کفر و دین را گوش کردم، گفت‌وگوست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔸 شاعر: میرزا محمد رضا قزلباش خان، متخلص به امید (قرن ۱۱ و ۱۲ هـ.ق)

📕 نسخه خطی دیوان امید. محفوظ در کتابخانه بودلین، دانشگاه آکسفورد.
https://eitaa.com/edmolavand/22261
@manuscript_ir
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ 📚 ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
💥#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand ﷽
#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📍انجم؛ میرآقا رضازاده باییکلایی کیست؟

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#بندپی #نامداران
#بائیکلا #میرآقارضازاده #انجم

📍انجم؛ میرآقا رضازاده باییکلایی کیست؟

✍میرآقا رضازاده فرزند سید رضا متخلص به انجم در ۱۲۸۴ در بائیکلا زاده شد.

📌تحصیلاتش ابتدا از مکتب خانه در زادگاهش شروع شده و سپس به مدرسه ی نظامی در مقریکلا جهت تحصیل مشغول شد.

او در نوجوانی با از دست دادن پدر مجبور به ترک تحصیل شد.

✍ انجم اینگونه حال و روش خود را نوصف میکند:
(( با سختی هر چه تمامتر با برادر و خواهر و صغار و مادر روزگار میگذراندم، مع الوصف برای فراگرفتن همچون تشنه ای در جست و جوی آب باشد به سراغ هر عالمی که در آن روزگار بسیار کمیاب بود تا حد امکان به اطراف و اکناف میگشتم و از هر خرمنی دانه ای میگرفتم)).

📌انجم بعد از ازدواج و پایان دوران سربازی در زادگاهش بائیکلا مشغول به کار شد.

📌مردم منطقه خاطرات زیادی از درگیری او با زورگویان در دفاع از حق مظلوم نقل می کنند.

📌در سال ۱۳۳۸ خورشیدی سیدمیرآقا جهت تحصیل نویاوگان بائیکلا فردی را برای تدریس به خانه اش آورد و این کار او با استقبال اهالی بائیکلا همراه شد و ایشان با کمک #کربلایی_بابا_علیزاده از علمای بابل، مدرسه را به فقیر تکیه محل انتقال دادند و از آموزش و پرورش بابل طلب معلم کردند. پس از آن با تهیه ی زمین و کمک خیرین مدرسه ای احداث کرد. اولین مدیر مدرسه #ایرج_علاءالدوله بود و اولین معلم آقایان موسویان و سلیمانی بودند.

📚مجموع آثارهای انجم:

الف: دیوان‌اشعار
ب:کتاب انجم الادویه:
شامل گیاهان دارویی همراه خواص گیاهان و روش درمان برای انواع بیماری
ج: کتاب جامع رمل:
کتابی جامع در این علم با تمام زوایای آن به رشته تحریر درآورد.
+علاوه براین به فراگیری دانش نجوم و تو تهیه ی تقویم رقمی پرداخت.
+همچنین در کار کشاورزی و تفنگ سازی، نجاری، ساعت سازی، آهنگری نیر احاطه ی کافی داشت.
+همچنین ایشان در علوم غریبه استادی خُبره و گره گشای کار مردم بائیکلا و اطراف بود و در زمان خود از احترام بسیار بالایی در منطقه برخوردار بود.

✍انجم در گوشه ای از دیوان اشعارش به شرح ظلم و فریاد تظلم و گرفتاری های خود اینگونه سروده است:
الغرض هر که رنجه از ارباب
سوی دار من آمدی به شتاب

گریه ی و زار و ناله ها می کردی
گله از خان و کد خدا می کردی

من هم از دفع جور خو کردم
چاره ی درد جست و جو کردم

زین سبب خار چشم خان بودم
دمی از سنگ قهر ناسودم

گه شدم خائن و گهی بی دین
گه شدم ساحر گهی بدبین

گاه بودم به بیشه ها پنهان
گاه بودم به گوشه ی زندان

از دلم‌صبر رفت و پر شد آه
دست چاره ز هر طرف کوتاه

گر تو این ظلم‌دیدی خوانا
نه الف بود خاطرت نه با

📌بی شک ایشان با کمی توجه می توانست از دانشمند بزرگ و نامی در دوران معاصر در ایران باشد..

🖊#محمدحسین_نژاد_بائی
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۱۷۰۹۰۷
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🔴گزارش نویدبخش از امکان دسترسی به برخی نسخ خطی

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🔴گزارش نویدبخش از امکان دسترسی به برخی نسخ خطی

📩نمایه هاب جذاب و متفاوت از #کتابت و یا #انجامه و یا #نسخ_خطی منتسب به واژگان 👇👇
#کلاکتی |
#نوده |
#خرابه |
#مسگرمحله |
#مرون |
#مالق |
#بایعکلا |
#بیکلا |
___________
#شیخ_المشایخ | شیخ محمدعلی
#شیخ_میرزا
#میرزا_یوسف
#میرزامحمدشفیع_مازندرانی | زاده ی ادملا و شاگرد ملاعلی باکر
#حسن_خان | مفتخر الممالک حاکم بارفروش
#سعیدالعلما
#شیخ_موسی | حاجی شیخ موسی بندپی
#آقاسیدمحمدباقر
#حاج_محمداسماعیل
#رستم_مرگاب
#اسدالله_پاشا | دودانگه ساری
#ملاعبدالله_تاجر
#رضی_الدین_پاشا | بندپی
#معتمدالآملی

📍مربوط سرزمینی #بندپی #دودانگه_ساری #بارفروش بابل و #آمل به پژوهش ادملاوند گزارش شده است.

📑در صورت دسترسی، رویت، پایش، ارزش سنجی و امکان خوانش و یا نمایه برداری بر اساس شرایط طرفین، اقدام به انتشار خواهیم کرد.
🖊#محسن_داداش_پور_باکر
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۱۶۱۳۵۷

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📜اسناد بارفروش | حمام زرگر بارفروش

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

📜#اسناد_بارفروش

🖊خط و ختم آیت‌الله‌العظمی شیخ محمدصالح علامه‌حائری در خصوص موقوفه بودن سه دانگ از حمام زرگر بارفروش.

{{بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.
به موجب پنج طغری حکم محکم صریح صادر از پنج مجتهد مسلم اعنی حضرت مستطاب آقای میرزای مجتهد ساروی، آقای میرزا محمدتقی و حضرت آقای میرزا محمدحسین مجتهد ساروی و آقای ثقه‌الاسلام آقا سیدربیع مجتهد و آقای حاجی ملامحمدحمزه و آقای حاجی محمدعلی بن حاج ملامحمدشفیع قدس‌الله اسرارهم و ابقی آثارهم و انوارهم، نصف حمام زرگر وقف مدرسه قادریه است و تولیت با مرحوم مبرور آقا عبدالجواد است و الیوم امر تولیت شرعاً راجع به جناب مستطاب شریعت‌مآب آقای آقا محمدعلی فرزند متولی معظم‌له است احدی را نمی‌رسدکه در امر وقف یا امر تولیت بدون اجازه ایشان مداخله نماید. حرره الاقل‌الحائری محمدصالح‌ بن فضل‌الله المازندرانی. فی ۲۱ جمادی‌الاول ۱۳۳۷.
🕹سجع مهر:
عبده‌الراجی محمدصالح.}}

📝تحقیق و پژوهش:
#حامد_ابراهیم‌زاده_بازگیر
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۱۴۲۰۳۲
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📜بهشهر | تمیشه

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#مازندران_شناسی
#بهشهر

✍بِهْشَهْر، از شهرهای استان مازندران، یکی از کهن ترین شهرهای ایران و مرکز شهرستان بهشهر است.

📌در گذشته ( پیش از دورهٔ پهلوی یکم ) آن را «اشرف یا اشرف البلاد» می نامیدند.

📌مردم بهشهر به زبان مازنی سخن می گویند و از قومیت تبری و ایرانی تبار هستند ( اقلیت های آذری، ارمنی، بلوچی، تالشی، کردی، گالشی و گرجی هم در بهشهر زندگی می کنند ) دین مردم بهشهر اسلام ( اکثراً: شیعه دوازده امامی اقلیتاً: سنی شافعی ) است، اقلیت های بهائی، مسیحی و یهودی هم در گذشته ( دورهٔ پهلوی ) در بهشهر زندگی می کردند.

📌بهشهر در عهد شاه عباس بزرگ، پایتخت تابستانی ایران بود.

📌بهشهر در بهمن ۱۴۰۱ خ. شهر ملی گلیچ معرفی شد.
#تمیشه
📌نام بهشهر در دورهٔ ساسانی «تَمیشَه» بود و واژه تَمیشَه برگرفته از نام دانه و بوته تمشک است؛ پیش از دورهٔ تیموری، «کبودجامه» بود؛ پیش از شاه عباس بزرگ، «خرگوران» بود و در عهد شاه عباس بزرگ، چون خیرالنساء بیگم اشرف الملوک، مادر شاه عباس بزرگ، از اهالی «خرگوران» بوده و نام او نیز «اشرف» بود، شاه عباس بزرگ نام «خرگوران» را به نام مادرش «اشرف» تغییر داد و از عهد شاه عباس بزرگ تا پایان دورهٔ قاجاری به این شهر «اشرف» یا «اشرف البلاد» می گفتند و در دورهٔ پهلوی یکم، چون «اشرف البلاد» واژه ای از ریشه زبان عربی است و به فارسی «اشرف» معنای «بِهْ» و «بهترین» و «بِلاد» معنای «شهر» را می داد، نام آن به «بهشهر» دگرگون شد و «بهشهر» نیز معنای «بهترین شهر» می دهد.

📌در اسطوره های ایرانی، تَمیشَه ( بهشهر کنونی ) اقامتگاه فریدون پادشاه ایرانیان خوانده شده است. در شاهنامه گفته شده که شهر تَمیشَه ( بهشهر کنونی ) دومین پایتخت فریدون، پس از آمل، بوده است.
بنای تَمیشَه ( بهشهر کنونی ) را به فریدون نسبت داده اند.
فردوسی تَمیشَه ( بهشهر کنونی ) را تختگاه دوم فریدون خوانده است.
ابن اسفندیار به نقل از شاهنامه آورده است: «فریدون پس از پیروزی بر ضحاک تمیشه را پایتخت کرد».

📌ظهیرالدین مرعشی آورده است: «چون آفریدون پیر شد، مقام خود در تمیشه بساخت و این تمیشه… اکنون خرابه است و تمیشه کوتی می خوانند و هنوز اطلال و دمن آن در موضعی که بانصران می خوانند، ظاهر است. » واژه «کوت» در زبان مازنی منطقه به معنی انباشته، انباشته شده و روی هم قرار گرفته می باشد. منظور ظهیرالدین مرعشی از تمیشه کوتی به نظر می رسد که خرابه های انباشته شده شهر بوده است. پژوهشگران در ارتباط با نام «بانصران» ( یا بانسرا یا بانوسرا ) که امروزه مکانی مشتمل بر زمین های مسطح و کشاورزی است، باور دارند که این واژه شکل بومی واژه «بانوسرای» است که احتمالاً باید نام یکی از کاخ هایی باشد که اسپهبد خورشید برای یکی از زنان خود ساخته بود.

📌ابن اسفندیار آورده است: «گرشاسف ایرانی در حمله ای به سرزمین های شرقی، فغفور چین ( پادشاه چین ) را با هشتاد پادشاه دیگر توسط نریمان به تمیشه نزد فریدون فرستاده بود».

📌در مجمل التواریخ و القصص نیز دربارهٔ پایتخت فریدون آمده است: «پس به گرگان ببود، اول به زمین بابل بنشست، پس دارالملک به تمیشه بساخت و طبرستان».

🖊آرش ناصری
١٩:٤٠ - ١٤٠٣/٠٢/٠٩
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۱۴۲۰۰۱
https://mohsendadashpourbaker2012.blogfa.com/post/899

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🔵بهشهر

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🔵بهشهر

🖊بِهْشَهْر، از شهرهای استان مازندران، یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران و مرکز شهرستان بهشهر است. این شهر در ۵۴ کیلومتری شرق ساری مرکز استان و ۳۲ کیلومتری جنوب‌شرقی بندر امیرآباد قرار دارد. پیش از دورهٔ پهلوی یکم، بهشهر را «اشرف» یا «اشرف‌البلاد» می‌نامیدند.

کشور ایران

استان مازندران

شهرستان بهشهر

بخش مرکزی

نام(های) دیگر: اشرف یا اشرف‌البلاد[۱]

نام(های) پیشین: تَمیشَه، کبودجامه، نامیه، قره‌طغان، آسیابسر، کلباد، پنج‌هزاره، خرگوران و اشرف یا اشرف‌البلاد[۲][۳][۴][۵][۶][۷]

سال شهرشدن: عهد شاه عباس یکم (دورهٔ صفوی)

مردم

جمعیت۹۴٬۷۰۲ نفر (۱۳۹۵)

رشد جمعیت۶٫۱۱٪ + (۱۳۹۵)

تراکم جمعیت۱۱٫۹۱۶ نفر بر کیلومتر مربع

جغرافیای طبیعی

مساحت۱۴٫۱۶۳ کیلومتر مربع

ارتفاع۲۰ متر از سطح دریا به%20شهرستان%20نِکا%20منتهی%20می‌شود.

میانگین دمای سالانه۱۷٫۷ درجهٔ سانتی‌گراد

میانگین بارش سالانه۶۲۱٫۵ میلی‌متر

روزهای یخبندان سالانه۱۳ روز

اطلاعات شهری

شهرداریاسر احمدی[۸]

تأسیس شهرداری۱۳۱۲

ره‌آوردانار، مرکبات، دوغیله، حلوای گردویی، نصیری و شالی، پشت زیک

پیش‌شمارهٔ تلفن۰۱۱

وبگاه

http://behshahr.ir

شناسهٔ ملی خودرو ایران۷۲ ق ،۸۲ ه

کد آماری۱۱۵۸

بهشهر در ایران واقع شده

بهشهر

بهشهر

روی نقشه ایران
۳۶°۴۱′۳۲″ شمالی ۵۳°۳۳′۹″ شرقی

مردم بهشهر به زبان مازندرانی[۹] سخن می‌گویند و از قومیت تبری و ایرانی‌تبار هستند[۱۰] دین مردم بهشهر اسلام (شیعه دوازده‌امامی و سنی شافعی) است، اقلیت‌های بهائی، مسیحی و یهودی هم در گذشته (دورهٔ پهلوی) در بهشهر زندگی می‌کردند. بهشهر پنجمین شهر پرجمعیت استان مازندران است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ خ. جمعیت این شهر برابر با ۹۴٫۷۰۲ نفر جمعیت بوده است.[۱۱] بهشهر در عهد شاه عباس بزرگ، پایتخت تابستانی ایران بود. در بهمن ۱۴۰۱، بهشهر به عنوان شهر ملی گلیچ معرفی شد.[۱۲]

📒نام

نام بهشهر در دورهٔ ساسانی «تَمیشَه» بود و واژهٔ تَمیشَه برگرفته از نام دانه و بوته تمشک است؛ پیش از دورهٔ تیموری، «کبودجامه» بود؛ پیش از شاه عباس بزرگ، «خرگوران» بود و در عهد شاه عباس بزرگ، چون خیرالنساء بیگم اشرف الملوک، مادر شاه عباس بزرگ، از اهالی «خرگوران» بوده و نام او نیز «اشرف» بود، شاه عباس بزرگ نام «خرگوران» را به‌نام مادرش «اشرف» تغییر داد و از عهد شاه عباس بزرگ تا پایان دورهٔ قاجاری به این شهر «اشرف» یا «اشرف‌البلاد» می‌گفتند و در دورهٔ پهلوی یکم، چون «اشرف‌البلاد» واژه‌ای از ریشه زبان عربی است و به فارسی «اشرف» معنای «بِهْ» و «بهترین» و «بِلاد» معنای «شهر» را می‌داد، نام آن به «بهشهر» دگرگون شد و «بهشهر» نیز معنای «بهترین شهر» می‌دهد.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]

📜تاریخ

🔵پیشدادیان و کیانیان

در اسطوره‌های ایرانی، تَمیشَه (بهشهر کنونی) اقامتگاه فریدون پادشاه ایرانیان خوانده شده است. در شاهنامه گفته شده که شهر تَمیشَه (بهشهر کنونی) دومین پایتخت فریدون، پس از آمل، بوده است. بنای تَمیشَه (بهشهر کنونی) را به فریدون نسبت داده‌اند. فردوسی تَمیشَه (بهشهر کنونی) را تختگاه دوم فریدون خوانده است. ابن اسفندیار به نقل از شاهنامه آورده است: «فریدون پس از پیروزی بر ضحاک تمیشه را پایتخت کرد». ظهیرالدین مرعشی آورده است: «چون آفریدون پیر شد، مقام خود در تمیشه بساخت و این تمیشه … اکنون خرابه است و تمیشه کوتی می‌خوانند و هنوز اطلال و دمن آن در موضعی که بانصران می‌خوانند، ظاهر است.» واژه «کوت» در زبان مازنی منطقه به معنی انباشته، انباشته شده و روی هم قرار گرفته می‌باشد. منظور ظهیرالدین مرعشی از تمیشه کوتی به‌نظر می‌رسد که خرابه‌های انباشته شده شهر بوده است. پژوهشگران در ارتباط با نام «بانصران» (یا بانسرا یا بانو سرا) که امروزه مکانی مشتمل بر زمین‌های مسطح و کشاورزی است، باور دارند که این واژه شکل بومی واژه «بانو سرای» است که احتمالاً باید نام یکی از کاخ‌هایی باشد که اسپهبد خورشید برای یکی از زنان خود ساخته بود.[۱۸] ابن اسفندیار آورده است: «گرشاسف ایرانی در حمله‌ای به سرزمین‌های شرقی، فغفور چین (پادشاه چین) را با هشتاد پادشاه دیگر توسط نریمان به تمیشه نزد فریدون فرستاده بود».[۱۹] در مجمل التواریخ و القصص نیز دربارهٔ پایتخت فریدون آمده است: «پس به گرگان ببود، اول به زمین بابل بنشست، پس دارالملک به تمیشه بساخت و طبرستان».[۲۰]

بنا بر گواهی افسانه‌ای، قریه‌ای که اکنون به «کوسان» (به پارسی: کوهستان) مشهور است زمانی «طوسان» نام داشت که به دست توس پسر نوذر که از خاندان کیانیان بوده بنیاد شده است و سبب بنایش را آن دانند که توس پسر نوذر فرمانده لشکر کیخسرو بود که در امور پادشاهی همواره کار شکنی می‌نموده و با فریبرز پسر کی‌کاووس هم آهنگی نشان می‌داد، از این رو هنگامی که کیخسرو بر حریفان خود غالب شد با جمعی از خاندان نوذر به جانب تپورستان روانه شد و مدتی را در بیشه «ناروَن»، که یکی از نواحی تپورستان بود، پناه گرفت و چندی بعد قصبه‌ای در «پنج‌هزاره» (بهشهر کنونی) در مکانی که مشهور به کوسان بود، ساخت و آن را «طوسان» نامید.

🔵سلوکیان و اشکانیان

در زمان لشکرکشی آنتیوخوس سوم سلوکی به سرزمین هیرکانی برای رویارویی با اشکانیان، پس از گذر او از کوه البرز از بخشی به‌نام «تامبراکس» نام برده شده که ممکن است همان تَمیشَه (بهشهر کنونی) باشد.[۲۱]

🔵ساسانیان

آتشکده کاووس که در دورهٔ ساسانی به دست کاووس ساخته شد.

تَمیشَه (بهشهر کنونی) دوران ساسانیان نیز شهری آباد بوده و با ساری شانزده فرسنگ دوری داشت. آنچه مسلم است فرمانروایی شرقی پتشخوارگر با خانواده کشنسف بوده است این خاندان تا سال ۵۲۸م در پتشخوارگر فرمانروایی داشته‌اند و در این سال چون فرمانروایی پتشخوارگر به فرمان قباد یکم به پسر بزرگش کاووس که یکی از سرسپردگان و هواداران سرسخت دین مزدک بود آشکاراً برچیده شد و کاووس رسماً شاه پتشخوارگر گردید و پایتخت او هزارجریب و کیاسر بود. در منابع آمده است انوشه‌روان دادگر به آن شهر رفته و زمانی را در آنجا گذرانده و دستور گستره شهر و ساخت بارو و دیوار دفاعی تَمیشَه (بهشهر کنونی) را به جهت جلوگیری از یورش‌های تُرکان و قبایل شرقی داده است، انوشه‌روان دادگر در شرق تمیشه دیوار آجری مار سرخ را ساخت تا از تازشات قبایل تُرک به تپورستان جلوگیری کند. تَمیشَه (بهشهر کنونی) شرقی‌ترین شهر تپورستان و در مرز تپورستان و گرگان بوده است. ابن رسته تمیشه را نخستین شهر تپورستان از مشرق معرفی کرده و انوشه‌روان دادگر را بنا کننده شهر خوانده و از دیوار تمیشه که میان تپورستان و گرگان کشیده شده و مسجد جامع و جمعیت فراوان شهر یاد کرده است. از کاووس پسر قباد یکم فرزندی ماند به نام شاپور که در نزد عمویش انوشه‌روان دادگر بسیار گرامی بود و در دربار می‌زیست و پس از مرگ انوشه‌روان دادگر به تپورستان رفته و در آتشکده کاووس پیرامون کیاسر و هزارجریب به سر برده و مردم تپورستان دلبستگی و گرایش زیادی به او پیدا کردند. هنگام یورش اعراب به ایران و فرار یزدگرد سوم، وی (یزدگرد سوم) از خراسان به تپورستان آمد و مانند پدرش شهریار (پسر خسرو پرویز و شیرین)، در آتشکده کاووس (غرب بهشهر) گوشه‌نشین شد و به نیایش مشغول گردید. پس از یورش اعراب به ایران، باو نوه کاووس از یزدگرد سوم در ری جدا شد و به کوسان رفت و آشکاراً انگیزه داشت پس از جمع‌آوری سپاهی به یزدگرد سوم بپیوندد و با تازیان به نبرد برود ولی به این خواسته خود نرسید زیرا که یزدگرد سوم به سرزمین خراسان رسید و در همان‌جا کشته شد. آنگاه که جریان مرگ یزدگرد سوم به گوش وی رسید در آتشکده کاووس گوشه‌نشین شد و با سر تراشیده به نیایش و ستایش مشغول شد.[۲۲][منبع بهتری نیاز است]

🖊پس از اسلام

(بخشی از مقاله یورش تازیان به تبرستان) پژوهشگران بر این باورند که به دلیل وجود رشته کوه‌های البرز ورود نیروهای تازنده به سرزمین تپورستان و گیلان تقریبان میسر نبوده، لذا تنها راه دسترسی و مدخل ورود تازیان و دیگر نیروهای تازنده تنها از روش بود که از سرزمین قومس به گرگان می‌رسیده که امروزه به گردنه «خوش ییلاق» مشهور است. بدین جهت نخستین شهری که مورد یورش نیروهای تازنده قرار داشته گرگان بوده و سرداران خلفا هرگاه که به انگیزه چیرگی تپورستان می‌آمده‌اند پس از گذشت راه قومس به گرگان بناچار در آغاز با گرگانیان رو در رو شده و سپس به تمیشه و درون تپورستان یورش می‌بردند. بدین سان تمیشه نخستین شهر تپورستان از سمت شرق و مدخل تپورستان و بنوعی پرچمدار نبرد با تازندگان تازی، تُرک و مغول و… بوده است.

بسال سی‌اُم هجرت به خلیفه سوم عثمان بن عفان خبر رسید که مردم خراسان به دین پیشین مزدیسنا برگشته‌اند. عثمان، سعید بن عاص بن امیه را با سپاه مدینه به خراسان فرستاد و به عبدالله بن عامر والی بصره نامه کرد که با سپاه بصره به خراسان شود. عثمان بن عفان در نامه خود به این دو وعده داده بود هر یک از اینها پیروزی یابد، بر خراسان فرمانروا شود. عبدالله پیش از سعید بن عاص به خراسان شد و تا نیشابور بگشاد. سعید بن عاص از کوفه درآمد و چون چنان دید به گرگان شد. مردم گرگان در حصار شدند و با او صلح کردند. دویست هزار درخم بازستاند و ایشان را به مسلمانی آورد. سپس آهنگ تبرستان نمود. طبری آورده است «بعد نخستین، شهریست تمیشه خوانند با ایشان حرب کردند، چنان‌که نماز خوف (نماز وحشت) کرد به حرب اندر، پس از مردمان صلح خواستند بر آنکه از ایشان یک تن را نکُشد. او شرط را پذیرفت و چون از حصار بیرون آمدند همه را بکشت و یک تن را دست بازداشت و گفت چنین شرط کردم که یک تن را نکُشم گفتند که ما بدین سخن چنان خواستیم که هیچ‌کس را نکُشی. وی گفت من یک تن را خواستم که نکُشم و از آنجا به تبرستان شد و همه را بگشاد و با سپاه بازآمد و به مدینه باز شد و مردمان تبرستان بگاه عمر بن خطاب، سوید بن مقرن مسلمان کرده بود تا گرگان، باز مرتد شده بودند تا سعید بن عاص بیامد بگاه عثمان بن عفان و باز چون سعید بن عاص بازگشت دیگر باره بازایستادند» به‌هرحال در اینجا نیز گشودن طبرستان به حقیقت مقرون نیست و پیداست که پیشرفت تازیان از حد تَمیشَه (بهشهر کنونی) که در مرز گرگان و طبرستان بوده فراتر نرفته و از حواشی طبرستان به درون آن راه نیافته و به قلمرو اسپهبد نرسیده‌اند[۲۳]

تَمیشَه (بهشهر کنونی) شهری بود در جوار غربی خندقی که به امر فرخان بزرگ برای بازداشتن تُرکان از هجوم به قلمرو او حفر شده بود. ابن فقیه همدانی در گفتن تَمیشَه (بهشهر کنونی) و دربند آن در البلدان نوشته است «نخستین شهر طبرستان از سوی گرگان طمیش است و آن در مرز گرگان افتاده است و دروازه‌ای کلان دارد که هیچ‌یک از طبرستانیان نتوانند از آن جای بیرون آیند و به گرگان شوند جز از همین دروازه زیرا دیواری از آجر و آهک از کوه تا دل دریا کشیده شده است آن دیوار را خسرو انوشیروان ساخت تا تُرک را از تاراج طبرستان بازدارد. در طمیش خلق بسیار هستند …» و هم در بلدان آمده است که بلاذری گفته تبرستان را هشت‌خوره است. از آنها خوره ساری، آمل و… ارم خواست بالا و ارم خواست پائین و مهروان و اسپهبدان و نامیه و طمیش و… میان نامیه و ساریه و طمیش بیست فرسنگ است. به گفته ابن اسفندیار تمیشه در دوران دابویگان، نشستگاه جانشین تبرستان بود و پس از مرگ اسپهبد دادمهر، فرزندش خورشید که کودکی خردسال و جانشین وی بود به تمیشه رفت و عموی وی فرخان کوچک که فرمانروایی تپورستان به وی تفویض شده بود تا رسیدن خورشید به سن بلوغ در کاخ اسپهبدان در ساری بر تپورستان شهریاری کرد.

تَمیشَه (بهشهر کنونی) پس از اسلام در یورش‌های مکرر لشکریان خلفا، بارها مورد تاخت‌وتاز قرار گرفت و ایستادگی کرد و مردم آن کشتار همگانی گردیدند. تَمیشَه (بهشهر کنونی) در جریان شورش مازیار و درآینده کشاکش خاندان‌های محلی تپورستان نیز بارها مکان درگیری بوده.

پژوهش‌های بکار آمده از نوشتارهای تاریخی نشان می‌دهد که در سده سوم قمری دین اسلام درشکل علویان تبرستان در این بخش رهیافت.[نیازمند منبع]

مغولان و تیموریان

ویرایش

کبودجامه (بهشهر کنونی) دوران یورش مغول به ایران و زمان چنگیزخان، امیران این شهر با والیان مغول همکاری داشتند و از همدست‌هایشان بشمار می‌رفتند.[نیازمند منبع]

تَمیشَه و کبودجامه (بهشهر کنونی) دوران یورش تیمور لنگ به این شهر، ویران شد. همچنین شهری به نام روغد در نزدیکی آن برای همیشه از برگ روزگار ستردن شد.[۲۴]

🔵صفویان، افشاریان و قاجاریان

کاخ چهل‌ستون بهشهر اثر ژول لورانس (پیش از ۱۸۹۴م)، کاخی که شاه عباس بزرگ در آن درگذشت.[۲۵]

کاخ صفی‌آباد اثر ژان شاردن، کاخی که به دستور شاه عباس بزرگ بنا شد و در دوران شاه صفی یکم گسترش پیدا کرد.

تندیس شاه عباس بزرگ در بهشهر

شاه عباس بزرگ بناهایی را در اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) بنا نهاد که می‌شود از آن‌ها به باغ عباس‌آباد، چشمه عمارت، کاخ چهل‌ستون و کاخ صفی‌آباد اشاره کرد. شاه عباس بزرگ هرگاه به تبرستان می‌آمد، اشرف‌البلاد را به دیگر نقاط آن ترجیح می‌داد. باشندگان این شهر از تیره‌های گوناگون تشکیل شده بود، از جمله چندین هزار گرجی (ساکن گرجی‌محله) نیز در دوران تازش‌های شاه عباس بزرگ به گرجستان، گرجی‌ها از قفقاز به اشرف‌ کوچانده شده‌اند، همچنین گروهی از خانواده‌های تالشی لنکران که از کرانه‌های دریای کاسپین آمده بودند و گروهی از تات‌ها که یکی از قبایل ایرانی بود. احتمالاً نخستین گروه نمایندگان سیاسی پادشاهی انگلستان در اشرف‌ به حضور شاه عباس بزرگ رسیدند. سرانجام شاه عباس بزرگ پیش از برآمدن آفتاب روز جمعه ۲۴ جمادی‌الاول سال ۱۰۳۸ق در کاخ چهل‌ستون بهشهر درگذشت. عالم‌آرای عباسی دربارهٔ علت مرگ او می‌نویسد: «چند روز قبل از آن در شکارگاه، پادشاه در خوردن و آشامیدن طعام افراط کرد و در بازگشت، به سبب سنگینی بار معده دچار تب شد و در اندک مدتی از اوج کمال به حضیض وبال رسید.»[۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱]

دوران شاه صفی یکم نیز کاخ صفی‌آباد گسترش پیدا کرد.[نیازمند منبع]

اشرف‌ در اثر جنگ‌های داخلی و تازش‌های ترکمن‌ها، افغان‌ها و سپاهیان زند صدمات فراوان دید و به‌طور پی‌درپی ویران شد. نادرشاه در دوران شاهنشاهی خود هنگامی که اعزام نبرد با لزگی‌ها بود زمانی را در این شهر سپری کرد و در آبادانی اشرف‌البلاد بسیار کوشید. از جمله کاخ چهل‌ستون بهشهر را که هنگام نابسامانی‌های دوران شورش افغان‌ها ویران شدهٔ بود، بازسازی کرد.[نیازمند منبع]

در دورهٔ قاجاری، محمدحسن‌خان قاجار (پدر آقامحمدخان) گرایش زیادی نسبت به اشرف‌البلاد داشت و در دوران فرمانروایی خود بیشتر در این شهر ماندگاری می‌کرد.[۳۲]

در آغاز قدرت یافتن آقامحمدخان، ناوگان جنگی روسیه برای احداث پایگاه نظامی در کناره‌های جنوبی دریای مازندران، اشرف‌البلاد (بهشهر کنونی) را اشغال کردند.

جهانگردان اروپایی که در دورهٔ قاجاری از اشرف‌البلاد دیدن کرده‌اند، آن‌جا را شهری نیمه ویران وصف نموده‌اند (مانند ژول لورانس و یاسنت لویی رابینو).

رکن‌الاسفار، از درباریان دورهٔ ناصری، در سفرنامه خود وجه تسمیه دیگری را برای اشرف ذکر می‌کند. او باور داشت زمانی که شاه عباس بزرگ این شهر را به صورت مدرن و امروزی بنا نهاد، پاره‌ای از درباریان گفتند «هذا اشرف من فرح آباد» و همین کلمه به مذاق شاه خوش آمد.

ناصرالدین‌شاه در سفر نخست خود به مازندران (۱۲۸۳ق) چند روزی در باغ عباس‌آباد اقامت کرد و دستور داد تا کاخ‌های ویران شده (از جمله کاخ صفی‌آباد) را بازسازی نمایند که در سفر دوم خود در ۱۲۹۲ق هنوز بازسازی آن به اتمام نرسیده بود. در سفر دوم هم، ناصرالدین شاه به همراه اردوی شاهی، یک شب در باغ عباس‌آباد چادر زدند.[۳۳]

به گفته یاسنت لویی رابینو، بهشهر در زمان قاجار هفت کوی به نام‌های نقاش‌محله، بازارمحله، گرجی‌محله، فراش‌محله، چشمه‌سر، باغ‌شاه و گالش‌محله بود.[۲۶]

📸کاوش‌های تاریخی

بررسی و کاوش‌هایی که در سواحل دریای خزر در مکان‌هایی مانند سابقه غارهای هوتو و کمربند در ۲ کیلومتری شهرستان بهشهر در روستای شهید آباد (تروجن) و همچنین در گوهر تپه واقع در ۱۰ کیلومتری شهرستان بهشهر ودر منطقه رستمکلا انجام گرفته است، قدمت این ناحیه را به دوره غارنشینی و تقریباً ۱۰۰۰۰ سال پیش به ثبت رسانده است. تحقیقات دیگر موید آن است که در ادوار باستانی این منطقه یکی از حوزه‌های مهم تمدن گذشته بوده است. براساس کاوش‌های باستان‌شناسی که از تپه‌های شمال غرب بهشهر (نزدیک رستمکلا) به عمل آمد یک قطعه هاون سنگ سفید را کشف نموده و که به ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد بر می‌گردد، یا اینکه غارهای هوتو و کمربند آثار حیات در دوران‌های فرو لیتیک (میانه سنگی) ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد و نئولیتیک (پارینه) سنگی را در محدوده بهشهر بیان دارد. گوهرتپه رستم‌کلا یکی از جایگاه‌های بزرگ کهن‌نگاری شمال ایران بوده که در خاور استان مازندران و در گستره شهرستان بهشهر جای دارد. گستره پژوهش باستان‌شناسی و دانش‌های پیوسته که گوهرتپه در کانون آن جا دارد. گوهرتپه بهشهر یک دانشگاه باستان‌شناسی و انسان‌شناسی است که همواره موردتوجه محافل باستان‌شناسی داخلی و بین‌المللی قرار دارد.

محققان از طریق کتاب‌هایی چون اشرف‌البلاد و از آستارا تا استرآباد و گزارش‌های مردمی متوجه شدند این منطقه دارای آثار باستانی می‌باشد و گروهی باستان‌شناس در سال ۱۳۷۹ به سرپرستی علی ماهفروزی منطقه گوهرتپه را مورد کاوش اولیه قرار دادند. گوهرتپه در اسفند ماه سال ۱۳۸۰ ثبت ملی شد و تاکنون ۵ فصل کاوش باستان‌شناسی را سپری کرده است. نخستین فصل مطالعات پروژه بزرگ مطالعات باستان‌شناسی حاشیه جنوب و جنوب شرق دریای کاسپین (از آغاز تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد) با موضوع از «غار تا شهر» بود که توسط هیئت‌های ایرانی و آلمانی و لهستانی انجام شد. این پروژه به بررسی چگونگی خروج انسان از غار و شکل‌گیری نخستین شهرها در استان مازندران پرداخت.[۳۴]

گروه لهستانی به سرپرستی آرکادیوش سولتیشیاک انسان‌شناس از دانشگاه ورشو، «اکانیسکا چستیکا» گیاه باستان‌شناس و «مارزنا آرزاک» جانور باستان‌شناس در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ با پروژه همکاری نمودند. گروه آلمانی نیز به سرپرستی «کریستین کرنل پیلر» از دانشگاه مونیخ آلمان به مدت یک ماه در سال ۱۳۸۷ با پروژه همکاری داشتند.

لایه‌نگاری به صورت طبقه‌ای و پلکانی صورت گرفته و هرچه به طبقات پایین‌تر می‌رویم قدمت مکان بیش‌تر می‌شود و هر طبقه نشانه یک دوره از زمان است.[۳۵]

💕کهن‌ترین ساکنان مازندران

قدمت بقایای باستانی به دست آمده از غار شوپری رستمکلا به بیش از یکصدهزار سال گذشته بازمی‌گردد. قدمت بقایای باستانی به دست آمده از غار شوپری به بیش از یکصدهزار سال گذشته بازمی‌گردد؛ این بقایا شامل دست‌افزاهای سنگی و فسیل استخوان‌های جانورانی است که توسط انسان‌های عصر پارینه سنگی شکار شدند. غار شوپری که در ۱۰ کیلومتری جنوب شهر رستمکلا در شرق مازندران و دره مهربان رود واقع شده، از بزرگ‌ترین غارهای شناخته شده در مازندران است که بیش از ۷۵ متر طول و بیش از ۷۰۰ متر مربع مساحت دارد. غار شوپری در سال ۱۳۹۹ توسط نگارنده شناسایی و به دلیل اهمیت بالای این اثر بلافاصله فرایند تعیین عرصه و حریم آن با مجوز پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، در سال ۱۴۰۰ انجام شد و با شماره ۳۳۶۹۶ در فهرست میراث‌فرهنگی کشور به ثبت رسید. کاوش باستان‌شناسی به منظور لایه‌نگاری این غار در سال‌های ۱۴۰۱ و تابستان ۱۴۰۲ با مجوز پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری توسط نگارنده از سوی اداره کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران انجام شد. بقایای بسیار فراوان استخوان‌های جانوری به دست آمده که اثر قصابی با ابزارهای سنگی بر روی آنها برجای مانده، همچنین بقایایی از دوره نوسنگی با قدمت بیش از هفت هزار سال از لایه‌های سطحی غار شوپری به دست آمده که نشان از ارتباطات پیش از تاریخ ساکنان مازندران با نواحی شرقی و شمال شرقی ایران و نواحی جنوبی آسیای میانه دارد.[۳۶]

  • غار کمربند

    غار کمربند

  • غار هوتو

    غار هوتو

  • نمایی از گورستان سفیدچاه

    نمایی از گورستان سفیدچاه

  • نمایی از گوهرتپه

    نمایی از گوهرتپه

مردم

ویرایش

گرجی‌های بهشهر (گرجی‌محله) هنگام برگزاری جشن رنگ

🔵زبان و قومیت

مردم بهشهر به گویش تات بهشهری از زبان تاتهای طبری[۹] سخن می‌گویند و از قومیت تات هستند و ریشه در قوم باستانی تات تپوری (به یونانی: Τάπυροι، تَپیری) دارند.[۳۷][۳۸][۳۹] شهر بهشهر، جزئی از سرزمین قوم تات یا باصطلاح تپوری بود.[۴۰] همچنین گروهی از مردمان با نام گالش که به گویشی از زبان تاتی یا باصطلاح مازنی موسوم به گالشی گفتگو می‌کنند در این منطقه سکونت دارند. همچنین گروهی از گرجی‌ها نیز در بهشهر سکونت دارند که در زمان شاه عباس بزرگ از قفقاز به بهشهر کوچانده شدند. رابینو به گروهی از مردمان به نام گودار در شهر بهشهر اشاره می‌کند. یاسنت لویی رابینو به گروهی از مردمان به نام تات در بهشهر اشاره می‌کند. به گفته پژوهشگران تات‌های مازندران گروهی از مردمان کوه‌نشین در منطقه غرب گرگان، سدن‌رستاق، کردکوی، گلوگاه و بهشهر می‌باشند که به گویشی از زبان تبری موسوم به تاتی سخن می‌گویند. به گفته محمدصالح ذاکری تات در زبان اهالی مازندران به معنی بومی، روستایی و یکجانشین می‌باشد و منظور از زبان تاتی همان زبان مازندرانی می‌باشد.[۴۱][۴۲][۴۳]

🏠جمعیت

بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهر برابر با ۹۴٫۷۰۲ نفر جمعیت بوده است.[۴۴]

🔴بیم انقراض قوم تبری

به گفته پژوهشگران آمار بالای طلاق، باروری کم، سالمندی و ازدواج پایین از مشکلات حوزه جمعیت در میان قومیت تبری به‌ویژه تبری‌های مازندران شمرده می‌شود. پژوهشگران بروند پیری جمعیت قومیت تبری اشاره نموده و بر لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت تأکید دارند. پژوهشگران بیم انقراض قومیت تبری را در کشور بیم جدی می‌دانند. براساس غربالگری از ۴۳۰ هزار زوج مازنی در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۰ هزار زوج نابارور در مازندران شناسایی شدند.[۴۵]

📘منابع

https://mohsendadashpourbaker2012.blogfa.com/post/899

  1. Also spelt Ashraff in some sources
  2. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب ‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :0 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  3. https://iranicaonline.org/articles/behsahr
  4. «پای‌گاهِ اطّلاع‌رسانیِ شهرداریِ بهشهر». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۲.
  5. «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ - بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحهٔ ۱۷۶». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  6. زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، ۱۳۴۳ش‌
  7. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۷۸.
  8. https://behshahr.ir/اخبار_و_اطلاعیه_ها/اخبار/نمایش_مطلب/ArticleID/2650/ملاقات-و-اعلام-ارادت-یاسر-فیروزی-شهردار-بهشهر،-علی-شکوهی-عضو-شورای-اسلامی-و-هییت-همراه-محضر-معلمان-پیشکسوت،-اساتید-ارجمند-نادری-و-دژکام-به-مناسبت-روز-معلم
  9. نصری اشرافی، جهانگیر (١٣٧٧). واژه‌نامه بزرگ تبری. به کوشش حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی. تهران: اندیشه پرداز و خانه سبز. ص. صفحه ۳۱ جلد اول. شابک ۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰.
  10. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۷۸.
  11. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  12. توریسم، صنعت و (۲۰۲۳-۰۱-۲۲). «بهشهر شهر ملی گلیچ شد». سایت صنعت و توریسم. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۲.
  13. «BEHŠAHR». Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۱۰-۰۲.
  14. «پای‌گاهِ اطّلاع‌رسانیِ شهرداریِ بهشهر». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۲.
  15. «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ - بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحهٔ ۱۷۶». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  16. زرین‌کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، ۱۳۴۳ش‌
  17. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد سوم. نشرنی = ۷۸.
  18. «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ - بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحات ۱۷۵ و ۱۷۶». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  19. «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ - بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحهٔ ۱۷۴». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  20. کیا، صادق (۱۳۵۳). شاهنامه و مازندران. تهران چاپخانه تمدن بزرگ: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. ص. صفحهٔ ۱۹.
  21. Foundation، Encyclopaedia Iranica. «Welcome to Encyclopaedia Iranica». iranicaonline.org (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۹-۰۹.
  22. عصر زرین فرهنگ ایرن، ۸۲
  23. «گیل، فرشواذگرشاه و گاوبارگان دابویهی (اسپهبدان بزرگ طبرستان) از ٢٢ تا ١٤٤ هجری، بررسی‌های تاریخی شماره ٣ سال دوازدهم، صفحات ۵۰ و ۵۱، چراغعلی اعظمی سنگسری» (PDF). پرتال جامع علوم انسانی.
  24. «مقاله نگاهی به تاریخ سیاسی-نظامی شهر تمیشه (از ورود اسلام تا هجوم مغولان) عنوان نشریه: مسکویه: زمستان ۱۳۸۷ - بهار ۱۳۸۸ , دوره ۳ , شماره ۱۰ ; صفحات ۱۷۳ و ۱۷۴ و ۱۷۵ و ۱۷۸ و ۱۸۷». پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی.[پیوند مرده]
  25. شاه عباس کبیر؛ همان؛ صفحهٔ ۱۹۹
  26. رابینو، ه. ل (۱۳۳۶). مازندران و استرآباد. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۱۰۶.
  27. منصوریان سارو، نورعلی: سارو. نشر جباری، قم: ۱۳۸۹. ص۴۱.
  28. «‮نگاهی به نمایشگاه 'شاه عباس' در موزه بریتانیا‬». بی‌بی‌سی فازسی. ۹ فوریه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۲.
  29. شاه عباس کبیر؛ همان؛ صفحهٔ ۱۹۹
  30. پناهی سمنانی، شاه سلطان حسین صفوی، تراژدی ناتوانی حکومت، ۱۱.
  31. میرمحمدی، جغرافیای تاریخی فریدن.
  32. تاریخ گیتی گشا، محمدصادق نامی اصفهانی، تصحیح سعید نفیسی، ص ۸۷
  33. سفرنامه ناصرالدین شاه به مازندران. ابریشمی. ص. ۷۴.
  34. مجموعه‌ی باغ‌های تاریخی بهشهر و ششمین فصل کاوش‌های باستان‌شناسی
  35. غار تاریخی جدید در نزدیکی غار هوتو در بهشهر کشف شد
  36. رمضانی، حسین. «کهن‌ترین ساکنان مازندران شناسایی شدند». ایرنا. دریافت‌شده در ۱ سپتامبر ۲۰۲۳.
  37. عمادی، اسدالله (۱۳۷۲). بازخوانی تاریخ مازندران. نشر فرهنگ خانه مازندران. ص. ۷۲.
  38. مارکوارت، یوزف (۱۳۷۳). ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خورنی. ترجمهٔ مریم میر احمدی. تهران انتشارات اطلاعات. ص. ۲۴۵.
  39. BORJIAN, HABIB (2004). "Mazandaran: Language and People (The State of Research)". Yerevan State University (به انگلیسی): 289. doi:10.1163/1573384043076045.
  40. محمدپور، صفرعلی (۱۳۸۶). چالوس در آیینه تاریخ. انتشارات کلام مسعود. ص. ۳۷۰.
  41. رابینو، ه. ل (۱۳۳۶). مازندران و استرآباد. ترجمهٔ غلامعلی وحید مازندرانی. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. ص. ۱۰۶.
  42. ذاکری، محمد صالح (۱۳۹۸). گوهر هاکوپیان، پرستو مروستی، ویراستار. پژوهش‌های زبانی-ادبی قفقاز و کاسپین. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی). ص. ۵۶.
  43. یوسفی، سعیدرضا (۱۴۰۰). «نقد و بررسی فصل پنجم از کتاب جامع زبان‌ها و زبان‌شناسی آسیای غربی: رویکردی منطقه‌ای با عنوان «منطقهٔ کاسپین و جنوب آذربایجان: کاسپین و تاتی»» (PDF). پژوهشنامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی. ۲۱ (۱): ۳۹۷.
  44. «تعداد جمعیت و خانوار به تفکیک تقسیمات کشوری براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵». مرکز آمار ایران.
  45. «لزوم توجه به سیاست جوانی جمعیت در مازندران». ایسنا. دریافت‌شده در ۲۰۲۳-۰۲-۱۰.
  46. «دانشنامهٔ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر». وزارت راه و شهرسازی. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۶ اکتبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۹.
  47. جمشیدی، مژگان، عباس‌آباد بهشهر، آماده ثبت جهانی، در: روزنامه ایران> شماره ۳۸۱۲ ۲۴/۹/۸۶> صفحه ۱۱ (ایران زمین).
  48. «سازمان میراث فرهنگی و صنایع‌دستی و گردشگری». سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۲۰۱۱-۰۵-۱۹.
  49. «دانشنامهٔ تاریخ معماری و شهرسازی ایران‌شهر». وزارت راه و شهرسازی. بایگانی‌شده از روی نسخه اصلی در ۶ اکتبر ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۹.
  50. نیمی از پرندگان، اینجا هستند[پیوند مرده] محسن کاظم پور، روزنامه جام جم
  51. "ḠĀR" (به انگلیسی). Encyclopædia Iranica. Retrieved 12 December 2010.
  52. «پایگاه پژوهشی غارهای باستانی در مازندران راه اندازی می‌شود». خبرگزاری میراث فرهنگی. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ مه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰.
  53. احمد امیراحمدی (۱۱ خرداد ۱۳۹۹). «قبرستان تاریخی سفیدچاه». خبرگزاری صدا و سیما. دریافت‌شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰.[پیوند مرده]
  54. «آمار سالیانه آب و هوای استان مازندران». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ اوت ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۹.
  55. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ مه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲ مه ۲۰۱۸.
  56. باباگلی درونکلا, محسن. "لوچو آزاد نیست (بررسی وضعیت کشتی لوچو در بابل)". Retrieved 2010-06-20.[پیوند مرده]
  57. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد چهارم. نشرنی = ۳۴۲.
  58. نصری اشرفی، جهانگیر (۱۳۹۹). جعفر شجاع کیوانی، ویراستار. دانشنامهٔ تبرستان و مازندران جلد چهارم. نشرنی = ۳۴۸.
  59. «www.mazust.ac.ir». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ مارس ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۳۰ مارس ۲۰۱۹.
  60. «نسخه آرشیو شده». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۱ اوت ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۸ آوریل ۲۰۱۹.
  61. [۱][پیوند مرده]
  62. [۲]
  63. «آیت الله محمد اسماعیل کوهستانی دارفانی را وداع گفت- اخبار مازندران - اخبار استانها تسنیم | Tasnim». خبرگزاری تسنیم | Tasnim. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۲۷.
  64. «مرکز پژوهشها - سیدرسول حسینی کوهستانی». rc.majlis.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ آوریل ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۰۸-۲۷.
  • کتاب اشرف البلاد.
  • آثار و بناهای تاریخی ایران (۳)، فرهنگ اصفهان ۱۳۳۹ - شماره ۳۰ (‎۱ صفحه - از ۶۶ تا ۶۶)

"بهشهر - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D9%87%D8%B1
🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

⭕️۱۶ اثر تاریخی مازندران و سقانفار امیرکلا در فهرست آثار واجد ارزش تاریخی‌فرهنگی

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#میراث_فرهنگی

⭕️۱۶ اثر تاریخی مازندران و سقانفار امیرکلا در فهرست آثار واجد ارزش تاریخی‌فرهنگی

🔹این آثار شامل:
بنای شهرداری و حمام چمه بن آمل،
باغ پژوهش و آرامگاه ارامنه رامسر،
مسجد امام حسین آلاشت،
سینمای شورآباد سوادکوه،
کارخانه کنسرو قائمشهر،
سقانفار بالامیرکلای بابل،
کاخ تمیشان،
مسجد الیکا و تکیه سیدالشهدا یالرود نور،
خانه‌های تاریخی داوودی،
نصیری حمام چال مسجد و واوسر ساری،
نبی پل اسرم میاندرود
و بقعه سید محمد زبات چالوس است.
💾شناسه ۱۴۰۴۰۷۱۲۲۲۱۷
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
💥#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📜خوانش سند سنه ۱۲۴۵ جمادی الآخر سیدنظام الدین پاشاامیر

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#نسخ_خطی
#پاشا
#سیدنظام_الدین

📜خوانش سند:
در سال ۱۲۴۵ جمادی الآخر

📝متن سند:
چون این خادم شریعت حضرت رسول الله صلوات الله و سلام علیه و آله و ائمه هدا عليهم السلام در میان خُدّام جناب امامزاده واجب التعظیم و التکریم امیر نظام الدین اختلالی در منال موقوفه و انحراف از ثبت و سند به حقیقت ملحوفه دیدم لازم که در میان رئیسی قرار بدهم که تا با عین یقین سالک مسالک دین مبین ائمه معصومین بوده به مطابق دستورالعمل سرکار امامزاده بزرگوار مرعی داشته به هر سلسله از خدمه امامزاده هر قدر مراتع و مزارع از پدر دست به دست دارند به جهت مصارف و اخراجات مأذون که داشته باشند و لیکن به قانون شرع انور با استحضار متولی و رئیس که عالی جناب درویش علی اکبر است که این خادم شریعت قرار دادم و فضله از مصارف امامزاده را مرخّصند که به مصرف خود و عیال برسانند حرام موبد است که اگر چه به نسل به طریق ارث ملکی حظی و قسمتی بدهند چنانچه درویش علی اکبر اغماض نماید و از طریق شرع منحرف و به کوچهٔ ضلالت پیماید معزول است تا به دیگری از سلسلهٔ خدام که شایسته است واگذار این خدمت مخصوصه شود. فی تحریر شهر جمادی الاولی ۱۲۴۵
راغب در خیرات موفق داران و مانع در خیر گرفتار نشأتین است.
أنا أمضى بذالک

🕹سجع مهر:
یأتی نبى من بعدى اسْمُهُ احمد
🕹سجع مهر:
محمدتقی
🕹سجع مهر:
عبده محمدحسین
🕹سجع مهر:
محمد قاسم
🕹سجع مهر:
عبده محمدحسین
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

✍ ابوعثمان عمرو بن بحر کیست؟

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#معرفی_شاعران_و_نویسندگان

[جاحظ]

✍ ابوعثمان عمرو بن بحر (۱۶۰–۲۵۵ق) مشهور به جاحِظ؛ ادیب معتزلی، جانورشناس، روانشناس، خوش سخن، خوشنویس، عضو دارالحکمه از اهالی بصره است.

آوازه‌ی وی بیشتر به‌دلیل مهارت او در فنون ادبی است؛ به‌گونه‌ای که او را «پادشاه نثر ادبی» نامیده‌اند.

وی نوشته‌هایی درباره‌ی گیاهان، جانوران، گیتاشناسی، پزشکی، کیمیا و روانشناسی داشته، دیدگاه‌ها و اندیشه‌هایش بیشتر مبتنی بر روش تجربی بوده است.

گفته‌اند که او حدود ۳۵۰ کتاب نوشته که بیشتر آنها در گذر زمان از میان رفته و تنها رسالاتی از وی به‌جا مانده که می‌توان سه کتاب «البخلاء» درباره‌ی اخلاق، «الحیوان» درباره‌ی جانوران و «البیان و التبیین» پیرامون فن بلاغت را از آن جمله برشمرد.

جاحظ می‌گوید: ایرانیان سخندانترین مردم (اخطب الناس) هستند و از میان ایرانیان، پارسیان (فارس‌ها) خطیبترین مردم ایرانند و
شیرین‌زبانتر و خوش‌اداتر و بامحبتتر و در دوستی‌پایدارتر مردمِ مروند و در زبان پارسی دری ازهمه فصیحتر ایشانند.

نوشته‌های جاحظ بسیار گوناگونند؛ وی پیرامون بسیاری زمینه‌ها از جمله ادبیات، ادبیات عامه، کلام، سیاست و برخی شاخه‌های علوم طبیعی قلم برده است؛ اما آنچه کتابهای او را ممتاز می‌سازد، شیوه‌ی ادبی بارز او در نگارش، آگاهی او از زندگی اجتماعی مردم و شناخت سرشت و اخلاقشان است. از نوشته‌های او می‌توان موارد زیر را برشمرد:
اخلاق الشطار، اخلاق الملوک، البیان و التبیین، تحصین الاموال، جوابات کتاب المعرفة ،حانوت عطار و بسیاری آثار دیگر..

سرانجام وی پس از مجاهدت های بسیار در علوم مختلف در بصره دار فانی را وداع گفت.


  • جاحظ

ابوعثمان عمرو بن بحر (۱۶۰–۲۵۵ق) مشهور به جاحِظ؛ ادیب معتزلی، جانورشناس، روانشناس، خوش سخن، خوشنویس، عضو دارالحکمه از اهالی بصره است.[۱]

جاحظ

زادهٔ۷۷۶

بصره، خلافت عباسیان

درگذشت۸۶۸–۹

بصره، خلافت عباسیان

دورهقرون وسطی

حیطهفلسفه اسلامی

علایق اصلی

ادبیات عربی

تأثیرگذار بر

آوازه‌ی وی بیشتر به‌دلیل مهارت او در فنون ادبی است؛ به‌گونه‌ای که او را «پادشاه نثر ادبی» نامیده‌اند.[۲]

کتاب البخلاء (خسیس) حاوی حکایت‌های فکاهی جالبی است که گاه در مجلات عربی منتشر و باعث شده جاحظ در میان عرب امروزی (همانند عبید زاکانی برای ایرانیان) شناخته‌شده باشد.

وی نوشته‌هایی درباره‌ی گیاهان، جانوران، گیتاشناسی، پزشکی، کیمیا و روانشناسی داشته، دیدگاه‌ها و اندیشه‌هایش بیشتر مبتنی بر روش تجربی بوده است.[۳]

گفته‌اند که او حدود ۳۵۰ کتاب نوشته که بیشتر آنها در گذر زمان از میان رفته و تنها رسالاتی از وی به‌جا مانده که می‌توان سه کتاب «البخلاء» درباره‌ی اخلاق، «الحیوان» درباره‌ی جانوران و «البیان و التبیین» پیرامون فن بلاغت را از آن جمله برشمرد.[۴]

جاحظ می‌گوید: «ایرانیان سخندانترین مردم (اخطب الناس) هستند و از میان ایرانیان، پارسیان (فارس‌ها) خطیبترین مردم ایرانند و شیرین‌زبانتر و خوش‌اداتر و بامحبتتر و در دوستی‌پایدارتر مردمِ مروند و در زبان پارسی دری ازهمه فصیحتر ایشانند. چنانچه مردم قصبه‌ی اهواز در زبان پهلوی فصیحترین ایرانیانند.»[۵]

جاحظ با وجودی که ضد شعوبیه بوده از بلاغت ایرانی و الفاظ زیبا و پرمایگی معنا در زبان فارسی سخن گفته و توصیه کرده است که اگر کسی می‌خواهد در فن سخنوری به درجه‌ی عالی برسد باید کتاب «کاروند» پارسیان را بخواند.»[۳]

📘آثار

ویر

توصیف زرافه در کتاب الحیوان

نوشته‌های جاحظ بسیار گوناگونند؛ وی پیرامون بسیاری زمینه‌ها از جمله ادبیات، ادبیات عامه، کلام، سیاست و برخی شاخه‌های علوم طبیعی قلم برده است؛ اما آنچه کتابهای او را ممتاز می‌سازد، شیوه‌ی ادبی بارز او در نگارش، آگاهی او از زندگی اجتماعی مردم و شناخت سرشت و اخلاقشان است. از نوشته‌های او می‌توان موارد زیر را برشمرد:

  1. اخلاق الشطار
  2. اخلاق الملوک
  3. البیان و التبیین
  4. تحصین الاموال
  5. جوابات کتاب المعرفة
  6. حانوت عطار
  7. الرد علی اصحاب الالهام
  8. الرد علی المشبة
  9. رد النصاری
  10. رسالة فی الحسد
  11. سحر البیان
  12. سلوة الحریف بمناظرة الربیع و الخریف
  13. عناصر الادب
  14. فضیلة المعتزلة
  15. کتاب آی القرآن
  16. کتاب الابل
  17. کتاب الاخبار
  18. کتاب الاخوان
  19. کتاب الاستبداد و المشاورة فی الحروب
  20. کتاب الاستطاعة
  21. کتاب الاصنام
  22. کتاب الاعتزال
  23. کتاب الامامة
  24. کتاب الامثال
  25. کتاب الامصار
  26. کتاب الانس و السکن
  27. کتاب البُخَلاء
  28. کتاب البغل
  29. کتاب البلدان
  30. کتاب التربیع
  31. کتاب التسویة بین العرب و العجم
  32. کتاب التعبیر
  33. کتاب التفکر و الاعتبار
  34. کتاب الجواری
  35. کتاب الحجر و الفتوة
  36. کتاب الحزم و الجزم
  37. کتاب الحیوان
  38. کتاب الخطاب فی التوحید
  39. کتاب الدلال
  40. کتاب السلطان
  41. کتاب السلوک
  42. کتاب السودان
  43. کتاب الشارب و المشروب
  44. کتاب الصرحاء و الهجناء
  45. کتاب صناعة الکلام
  46. کتاب الصولجان
  47. کتاب الطبایع
  48. کتاب الطفیلیین
  49. کتاب العثمانیة
  50. کتاب العُرْس و العرائس
  51. کتاب الفتیان
  52. کتاب الفخر بین عبد شمس و بنی مخزوم
  53. کتاب فخر القحطانیة و العدنانیة
  54. کتاب القرآن
  55. کتاب اللصوص
  56. کتاب المحاسن و الاضداد
  57. کتاب المزاح و الجد
  58. کتاب المعرفة
  59. کتاب المعلمین
  60. کتاب المغنیین
  61. کتاب مناقب ضدالخلافة و فضائل‌الاتراک
  62. کتاب الناشی و المتلاشی
  63. کتاب النبی و المتنبی
  64. کتاب النجم و جوابه
  65. کتاب النرد و الشطرنج
  66. کتاب النساء
  67. کتاب الوعد
  68. کتاب الوکلاء و المتوکلین
  69. کتاب الهدایا
  70. مسائل کتاب المعرفه
  71. معانی القرآن
  72. مقالة فی اصول‌الدین
  73. نظم القرآن
  74. نقض الطب
  75. فضایل الاتراک
  76. نوادر الجن[۶]

🔵موسیقی

تصنیفات جاحظ بسیار و در آنها مطالب سودمند و بایا پیرامون مسائل دوران ساسانی از جمله شعر و سرود و خنیاگری است:[۱]

  • طبقات المغنیین: شرح مطالبی درباره‌ی جایگاه‌های خنیاگران دوران ساسانی
  • التاج: درباره‌ی طبقه‌های سه‌گانه‌ی ندیمان و رامشیان و رتبه‌هایی که داشته‌اند، جشن مهرگان و مطالبی درباره‌ی استادی و چیرگی برخی هنرمندان
  • رسالة القیان: نامه‌ی کنیزکان رامشگر
  • المحاسن و الاضداد

📗منابع

ویرایش

  1. ستایشگر، مهدی (۱۳۷۶)، نام نامهٔ موسیقی ایران زمین جلد سوّم، تهران: اطلاعات، شابک ۹۶۴-۴۲۳-۳۷۷-۸
  2. زندگی و آثار جاحظ. صص. ۴۵.
  3. علوی مقدم، سید محمد: جاحظ و بلاغت. در: مجله «کیهان اندیشه» فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۷ - شماره ۱۷. (از صفحه ۱۱۲ تا ۱۱۹).
  4. همان.
  5. بهار، محمدتقی (۱۳۹۰). سبک‌شناسی. ج. یک. تهران: زوار. ص. ۱۸۰–۱۸۱. شابک ۹۶۴۴۰۱۱۳۲۵.
  6. دانشنامه جهان اسلام، جاحظ

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌"جاحظ - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D8%AD%D8%B8

─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📜 تاریخچه ضرب‌المثل‌ها در نروژ

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#تاریخ | #فرهنگ_عامه
#ضرب_المثل
#نروژ

📜 تاریخچه ضرب‌المثل‌ها در نروژ

۱. دوران شفاهی (پیشامسیحیت، پیش از قرن ۱۰ میلادی)

📌فرهنگ نروژ پیش از مسیحیت، فرهنگ شفاهی وایکینگی بود.

📌اساطیر نوردیک (مانند ادیای شاعرانه و ادیای نثر) پر از جملات کوتاه و حکیمانه است که کارکردی شبیه ضرب‌المثل داشتند.

📍بسیاری از این گفته‌ها به شکل «نصیحت» و «قانون زندگی» در جامعه جاری می‌شدند.

۲. منابع اصلی قدیم

Hávamál (هاوَمال = سخنان اودین): مجموعه‌ای از ابیات حکیمانه دربارهٔ خرد، دوستی، مهمان‌نوازی و زندگی روزمره. این متن یکی از قدیمی‌ترین سرچشمه‌های مثل‌ها و حکم‌های نروژی است.

این جملات بعدها به‌صورت ضرب‌المثل در فرهنگ مردم باقی ماندند.

۳. دوران مسیحیت (قرن ۱۱ تا قرون وسطی)

با مسیحی‌شدن نروژ، بسیاری از ضرب‌المثل‌ها رنگ و بوی دینی پیدا کردند.

نوشته‌های کلیسایی و متون اخلاقی به انتقال و مکتوب‌سازی این امثال کمک کردند.

برخی مثل‌ها ترکیبی از باورهای نوردیک قدیم و اخلاق مسیحی شدند.


۴. دورهٔ ادبیات مکتوب (قرون وسطی تا قرن ۱۹)

گردآوری امثال در کتاب‌ها آغاز شد.

یکی از منابع مهم، مجموعه‌های فولکلور نروژی در قرن ۱۹ است که توسط پژوهشگرانی چون Peter Christen Asbjørnsen و Jørgen Moe (مشهور به گردآورندگان افسانه‌های نروژی) جمع‌آوری شد.

این آثار، علاوه بر افسانه‌ها، شامل امثال و حکم‌های محلی نیز بودند.


۵. دوران مدرن (قرن ۲۰ تا امروز)

ضرب‌المثل‌ها همچنان در زندگی روزمرهٔ نروژی‌ها حضور دارند.

بسیاری از امثال سنتی با اصطلاحات مدرن ترکیب شده‌اند.

مثلاً امثال مربوط به طبیعت (کشاورزی، جنگل، ماهیگیری) هنوز در زبان عامه دیده می‌شوند چون نروژ جامعه‌ای پیوندخورده با طبیعت است.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🔲ضرب المثل | فرهنگ عامه | «داماد صد تا مادرزن دارد»

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#ضرب_المثل
#فرهنگ_عامه

🔲«داماد صد تا مادرزن دارد»

📜ضرب‌المثل «داماد صد تا مادرزن دارد» ریشه‌اش از فرهنگ قدیم خانواده‌های ایرانی میاد.

📖 داستان و خاستگاه:
قدیما خانواده‌ها به‌صورت گسترده و در کنار هم زندگی می‌کردند؛ یعنی دختر که شوهر می‌کرد، معمولاً در همان محله یا خانه‌ی بزرگ خانوادگی می‌ماند. داماد هم ناچار بود با همه‌ی اهل خانواده‌ی زن، از مادرزن و خواهرزن گرفته تا عمه و خاله و حتی همسایه‌هایی که خودشون رو مثل بزرگ‌تر می‌دونستند، سر و کار داشته باشه.

📌هر کسی برای خودش نظری داشت:

یکی می‌گفت فلان کار رو بکن.
دیگری ایراد می‌گرفت.
یکی سفارش می‌کرد.
یکی دخالت می‌کرد.

یعنی داماد نه فقط یک مادرزن، بلکه انگار صد تا مادرزن داشت که مدام در کارش دخالت می‌کردند.

به همین خاطر این ضرب‌المثل ساخته شد تا بگن:
🔹 کسی که داماد می‌شه، باید صبور باشه چون با خانواده‌ی همسر سر و کار داره و هر کسی ممکنه نقش مادرزن رو برای او بازی کنه.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📘کتاب◾️ فرهنگ امثال عامیانه ایرانی | زبان و ادبیات عامه ایران

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

📘 زبان و ادبیات عامه ایران
#ادبیات
✍ دکتر حسن ذوالفقاری
جلد شومیز
قطع وزیری
چاپ ۱۳۹۶
۴۳۱ صفحه
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

#معرفی_کتاب

◾️ فرهنگ امثال عامیانه ایرانی

نویسنده:
محمدجعفر محجوب

موضوع:
گردآوری و بررسی ضرب‌المثل‌های عامیانه فارسی

کتاب فرهنگ امثال عامیانه ایرانی یکی از آثار ارزشمند در حوزه فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی ایران است. این اثر با هدف حفظ و معرفی امثال و عبارات عامیانه‌ای که در گفت‌وگوهای روزمره مردم ایران کاربرد دارد، تدوین شده است. تمرکز اصلی کتاب بر ضرب‌المثل‌های رایج در میان مردم، به‌ویژه در زبان محاوره‌ای، است؛ نه صرفاً بر نمونه‌های رسمی یا ادبی.

از ویژگی‌های مهم این کتاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

منبع اصیل:
گردآوری امثال از زبان مردم و مناطق مختلف ایران.

تحلیل ریشه‌ها:
ارائه توضیحات تاریخی و اجتماعی برای هر ضرب‌المثل.

کاربرد زبانی:
بیان موقعیت‌ها و شرایطی که این مثل‌ها به کار می‌روند.

تنوع موضوعی:
شامل ضرب‌المثل‌هایی درباره اخلاق، رفتار اجتماعی، روابط خانوادگی و شوخ‌طبعی ایرانیان.

اهمیت این کتاب در آن است که نه‌تنها یکی از منابع معتبر برای پژوهشگران ادبیات عامه محسوب می‌شود، بلکه برای علاقه‌مندان به شناخت فرهنگ گفتاری و سنت‌های شفاهی ایران نیز بسیار ارزشمند است. مطالعه این اثر کمک می‌کند تا ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بسیاری از امثال رایج شناسایی شود.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

📜اصطلاح پدرسوخته کنایه از چیست؟

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

#واژه_گان #اصطلاحات
#پدرسوخته

📜اصطلاح پدرسوخته کنایه از چیست؟

۱- کنایه از فردی است که صفاتی ناپسند و مذموم دارد. این صفات می توانند شامل حیله گری، فریبکاری، بی رحمی، سنگدلی، و یا انجام کارهای نادرست و غیراخلاقی باشند.

۲- در ادبیات و فرهنگ عامه، گاهی اوقات از اصطلاح "پدر سوخته" برای توصیف شخصیت های منفی و شرور استفاده می شود که کارهای ناپسند و غیراخلاقی انجام می دهند.

🔎ریشه اصطلاح پدرسوخته

ریشه ی دقیق این اصطلاح مشخص نیست، اما چند نظریه در این باره وجود دارد:
👇👇
۱. مربوط به آیین زرتشت:
در آیین زرتشت، آتش مقدس و پاک شمرده می شود و سوزاندن مردگان ناپسند است.
بنابراین، کسی که پدرش را بسوزاند، عملی ناپسند و خلاف دین انجام داده و به نوعی "پدر سوخته" محسوب می شود. این مفهوم می تواند به مرور زمان به معنای کنایی امروزی آن تغییر یافته باشد.

۲. مربوط به باورهای عامیانه:
در برخی باورهای عامیانه، سوزاندن مردگان به معنای نابودی کامل و عدم امکان بازگشت روح به جسم است. بنابراین، کسی که پدرش را بسوزاند، او را برای همیشه از بین برده و به نوعی "پدر سوخته" محسوب می شود.


🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

📜موقوفه مهدی‌قلی‌خان قرایی

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

📜نگاهی به موقوفه‌ای قاجاری که صرف برگزاری عزاداری محرم و صفر می‌شود | روضه‌خوانی ۱۵۰ ساله مهدی‌قلی‌خان در حرم

  • کد خبر: ۱۲۶۴۶۸
  • ۳۰ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۲:۳۶

نگاهی به موقوفه‌ای قاجاری که صرف برگزاری عزاداری محرم و صفر می‌شود | روضه‌خوانی ۱۵۰ ساله مهدی‌قلی‌خان در حرم

مهدی‌قلی‌خان قرایی، بزرگ‌زاده‌ای تربتی در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار است که تصمیم می‌گیرد بخشی از مایملک خود در «قراء» خراسان را وقف آستان بهشت‌رایحه امام‌هشتم کند تا صرف هزینه‌های رتق‌و‌فتق امور حرم مطهر رضوی بشود و گوشه ناچیزی از میزبانی زائر را شود.

هما سعادتمند | شهرآرانیوز؛ همه‌چیز از خطی کوتاه بر یک طومار قهوه‌ای‌رنگ شروع می‌شود؛ طوماری که پایین سیاهه‌اش، نام مهدی‌قلی‌خان قرایی با تاریخ ۱۲۸۹ هجری قمری (۱۲۴۵‌خورشیدی) مهر خورده است؛ بزرگ‌زاده‌ای تربتی در عهد تاجداری قاجار‌ها (ناصرالدین‌شاه قاجار) که تصمیم می‌گیرد بخشی از مایملک خود در «قراء» خراسان را وقف آستان بهشت‌رایحه امام‌هشتم کند. تا اینجا، ماجرا شبیه همه موقوفات بی‌شماری است که اسنادش در مرکز اسناد آستان قدس رضوی وجود دارد، اما آن خط و آن متن کوتاه که سطر‌های بعدی را کلمه می‌کند، چیست؟

مهدی‌قلی‌خان قرایی که برخی او را با نام مهدی‌قلی بیک، واقف حمام و مسجد شاه، اشتباه می‌گیرند، لابه‌لای جوهر سیاه وقف‌نامه‌اش که قرار است صرف هزینه‌های رتق‌و‌فتق امور حرم مطهر رضوی بشود و گوشه ناچیزی از میزبانی زائر را بگیرد، می‌نویسد: «صرف ده‌روز هزینه به موجب تعزیت‌داری و روضه‌خوانی در ماه‌های محرم و صفر»؛ وقفی که حالا ۱۵۵ سال است بی‌کم‌و‌کاست انجام شده و مراسمش هر‌ساله از طرف آستان قدس رضوی برای حضور عزاداران اطلاع‌رسانی می‌شود.

یادگاری به نام وقف

شاید بسیاری از شما زائران و مجاوران عصر‌های این ایام، وقتی مشتاق و بی قرار به حرم مطهر رضوی مشرف شده اید، در یکی از رواق‌ها به مجلس سینه زنی و روضه خوانی خاصی که در ابتدایش نام مهدی قلی خان قرایی ذکر می‌شود، برخورد کرده باشید و به اندازه یک فنجان چای از خوان نعمتش میهمان شده باشید، بی آنکه بدانید به جلسه‌ای ۱۵۵ ساله پا گذاشته اید که از قدیمی‌ترین موقوفات جاری حرم مطهر رضوی است. همین اشتیاق حضور و عرض ارادت به آستان حضرت دوست، زائران و مجاوران بسیاری را از قرن‌ها پیش تا به امروز، به صرافت این انداخته است که یک یادگار از خود در حرم مطهر رضوی بر جای بگذارند و کدام یادگار بهتر از وقف؛ وقف‌های کوچک و بزرگی که میان واقفانش، از شاه و وزیر هست تا مردم عامی فرو دست. در فهرست واقفان آستان قدس رضوی، اما ۸۱ نام با پسوند رجال سیاسی (نظامی و مذهبی) ثبت شده که مهدی قلی خان قرایی، یکی از آن هاست.

ناگفته نماند ۱۵ موقوفه معروف هست که در آن‌ها بخشی از درآمد موقوفه برای برپایی عزاداری در ایام محرم و صفر صرف می‌شود؛ موقوفه‌های حاج کاظم‌غراب در سال ۱۳۴۳ خورشیدی، موقوفه میرزا محمدمهدی نوایی لشکرنویس به سال ۱۲۷۵ هجری قمری و موقوفه مرحوم محمدحسین الشریف باقی مانده سال ۱۲۴۵ هجری قمری از آن جمله است. در میان طومار‌های وقف نامه ای، فهرستی از ۲۴ موقوفه نیز وجود دارد که درمیان آن‌ها توضیحاتی درباره صرف هزینه برای روضه خوانی در سوگواری‌های مذهبی ایام مختلف سال آمده است؛ موقوفه سید میرزا صراف، سید نظام الدین شاه و شاهزاده جعفر قلی قهرمان از نمونه‌های آن است، با این پی نوشت که برخی از آن ها، وقف‌هایی کوچک مانند وقف یک باب منزل مسکونی، یک باب دکان یا مواردی از این دست هستند.

روضه‌خوانی ۱۵۰ ساله مهدی‌قلی‌خان در حرمسه ورق از موقوفه مهدی قلی‌خان

۱۴۰ تومان با برکت

برابر وقف نامه مهدی قلی خان، مزرعه محمدآباد واقع در بلوک سنجان بالاخواف تربت حیدریه، به همراه یک قطعه باغ مشجر در بخش علیای همان مزرعه، اراضی میان دو جوی خلف قلعه محمدآباد، دو قطعه محموله یونجه زار کنار نهر محمدآباد، ۹ سهم از مدار ۱۲ سهم یک حجر طاحونه دوار در سفلای محمدآباد و یک باب طاحونه دوار مشتمل بر دو حجر واقع در قصبه حضرت رضا (ع)، وقف بارگاه منور حضرت خورشید است تا علاوه بر ماندگاری نام، باقیات صالحاتی باشد برای دستاویزی آخرت. مهدی قلی در ادامه این فهرست می‌نویسد پس از بررسی درآمد و منافع موقوفه و کسر مخارج مزبور و مصارف تعیین شده در وقف نامه، مبلغ ۱۴۰ تومان (این مبلغ هر سال بسته به تورم حساب می‌شود) نیز برای تعزیت داری خامس آل عبا و شهادت امام رضا (ع) در ماه‌های محرم و صفر هزینه شود. در این وقف نامه به ۱۰ شب روضه خوانی اشاره شده است.

سنتی که یک قرن ونیم اجرا شده است

این موقوفه برابر اسناد موجود در مرکز اسناد آستان قدس رضوی هر ساله مطابق طومار موقوفه برگزار و پیش از برگزاری توسط آستان قدس رضوی اطلاع رسانی می‌شود. شاهد این سطر، سند‌هایی است که با تاریخ سال‌های ۱۳۰۷ و ۱۳۲۳ هجری قمری ثبت شده اند و در سیاهه شان از برپایی ۱۰ شب عزاداری و روضه خوانی در ایام ماه محرم و صفر یاد شده است. پس از انقلاب‌اسلامی نیز این موقوفه انجام و معمولا در روز‌های ۱۸ تا ۲۷ صفر برگزار شده است.
منبع: آرشیو اسناد مرکز اسناد آستان قدس رضوی، تاریخ آستان قدس، تألیف حاج احتشام کاویانیان و ویژه نامه وقف آستان قدس رضوی.

نگاهی به موقوفه‌ای قاجاری که صرف برگزاری عزاداری محرم و صفر می‌شود | روضه‌خوانی ۱۵۰ ساله مهدی‌قلی‌خان در حرم | شهرآرانیوز
https://shahraranews.ir/fa/news/126468/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%82%D9%88%D9%81%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF-%7C-%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%B1%DB%B5%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%82%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%85

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🌿ایل خلج | تبارشناسی

همکاری ایران و ایتالیا

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🌿ایل خلج

📜خلج‌ها

  • زبان
  • دریافت پی‌دی‌اف
  • پیگیری
  • ویرایش

خَلَج‌ها گروهی قومی ساکن در برخی مناطق ایران[۱] و افغانستان هستند. خلج‌ها در ناحیهٔ خلجستان استان قم، کلات غلجی استان غزنی، روستای ویدر و تفرش در استان مرکزی، منطقه فریدن استان اصفهان، شهرستان‌های بوانات، صفاشهر و سرچهان در شمال فارس و نیز روستاهای پیربلوط، فیل آباد، فتح‌آباد، خوی و شهر باباحیدر در استان چهارمحال سکونت دارند.

خلج‌ها

مناطق با جمعیت چشمگیر

ایران و افغانستان

زبان‌ها

زبان خلجی

دین

اسلام (شیعه، سنی)

تبارشناسی

دربارهٔ ریشه خلج‌ها اختلافات زیادی وجود دارد. برخی آن‌ها را ترک‌تبار[۲] و از اخلاف ترکان باستان دانسته‌اند. بعضی از منابع قدیم همچون دیوان اشعار خوشحال خان ختک، جلال الدین خلجی مؤسس سلسله خلجی را غلجی و سلطنت خلجیان را غلجیو سلطنت نامیده[۳] همچنین بابر در بابرنامه از طایفه خرلجی (خلجی) افغان‌ها یاد می‌کند که در راه‌های بین کابل و ننگرهار زندگی می‌کردند.[۴] بعضی از دانشمندان براین باورند خلج‌ها در اصل از سکاها ایرانی‌تبار آسیای میانه ساکن قرقیزستان که منشأ آنها از استپ‌های روسیه است که زبانشان در اثر سلطه ترکان تغییر یافته باشد.[۵]مارکووات معتقد است خلج‌ها بازمانگان اقوام هندواروپایی آسیای میانه هستند که به دلیل چیرگی ترکان بر آنان زبانشان تغییر یافته است، همچنین خوارزمی خلج‌ها را از هپتالیان می‌داند. در تفسیر سخن خوارزمی برخی در ترک بودن خلج‌ها تردید کرده‌اند.[۶] تاریخ سیستان هم وقتی حرف از تصرفات یعقوب لیث صفاری می‌زند، مردمان خلج و ترک را جدا یاد می‌کند.[۷][۸]

بنابراین در مورد ترک نژاد بودن خلج‌ها، تردیدهایی وجود دارد. مارکوارت خلج‌ها را با خُولَسْ‌هایی (?Khalas)(Ka.w.l.s) که یک منبع سریانی قرن ۶میلادی راجع به قبایل ترک بحث می‌کند، و نیز با خُلْیاتا (Kholiatai)، که در گزارش زیمارخوس، فرستاده سیاسی بیزانس در نزد خاقان ترکان در سال ۵۶۳ میلادی، ذکری از آنها به میان آمده است، مرتبط می‌سازد. هم‌چنین او اظهار می‌دارد که خلج‌ها باقی مانده اتحادیه هفتالیان بودند، که در این صورت محتمل است که خلج‌ها در اصل یک قبیله هند و ایرانی، و شاید هم باقی مانده سکاهایی که بعداً ترک شدند، بوده‌اند. مؤید این نظریه اطلاعی است که از خوارزمی، دبیر دستگاه سامانی در کتابش مفاتیح العلوم (این کتاب اندکی بعد از سال ۳۶۶ه/ ۹۷۷ میلادی تألیف شده است) به دست می‌آید که خلج‌ها و ترکانِ گنجینه (بعدا در کوه‌های شمال مناطق فرداست جیحون ساکن شدند) از بقایای هفتالیان بودند.[۹]

شاهنامه فردوسی به صراحت خلج‌ها را از ترک‌ها جدا یاد می‌کند و می‌گوید:

(برآورد میلی ز سنگ و ز گج) (که کسی را به ایران ز ترک و خلج[۱۰])

و همچنین در کتاب تاریخ فیروز شاهی اثر ضیا بارانی، گفته شده: وقتی سلطان جلال الدین خلجی بر تخت پادشاهی نشست، مردم شهر بخاطر اینکه در مدت هشتاد سال پرورده ملک ترکان بودند، پادشاهی خلجی ایشان را دشوار می‌نمود. از مطلب ذیل میشه فهمید که مردمان شهر از به سلطنت رسیدن خلجی‌های غیر ترک ناراض بودند و همچنین باز هم آمده هست که در زمان بر تخت نشستن جلال الدین خلجی، مردمان را عجب می‌نمود که خلجیان چگونه بجای ترکان بر تخت نشینند و پادشاهی از اصل ترکان در اصل دیگری رود. باز هم متوجه می‌شویم که مردمان دهلی و خود شاهان و نویسندگان دهلی هیچوقت خلجیان را جزو ترکان حساب نمی‌کردند و حتی آنها را مردمانی متفاوت از ترکان بیان کرده‌اند.[۱۱]

خلج‌ها در سال‌های ۵۵۵ میلادی تحت عنوان خولِس نامیده می‌شدند. این زمان قبل از ظهور ترکان و اضمحلال حکومت هپتالیان در غرب آلتایی بود. خلج‌ها به عنوان طرفداران وفادار حکمران ترکان غربی به نزد فرستادهٔ روم آمدند.

بنابر گفته بیهقی در سپتامبر ۱۰۴۰ مردمانی تحت اسم خلج در کوه‌های غزنه و پکتیا شورش می‌کنند، در عین حال همان شورش کنندگان توسط گردیزی افغان یاد می‌شوند که رهبر شان شخصی به اسم ابو علی بود.[۱۲]

زبان خلجی یکی از زبان‌های ترکی است که توسط خلج‌ها و تنها عضو خانواده آرغو از خانواده زبان‌های ترکی است که به شدت تحت تاثیر زبان فارسی است.[۱۳][۱۴]فرهنگ و زبان خلجی به سرعت رو به انقراض است. تعداد گویش‌وران این زبان هر سال کمتر می‌شود. در سال ۱۳۴۸ حدود ۴۲ هزار نفر با زبان خلجی صحبت می‌کردند، اما در سال ۱۳۹۸ تعداد گویش‌وران این زبان به ۱۹ هزار نفر کاهش یافته است. وقتی زبان منقرض شود فرهنگ و آداب و رسوم هم از بین می‌رود. زوج‌های جوان به دلیل علاقه‌مند نبودن به زبان مادری خود، زبان خلجی را به فرزندان خود منتقل نمی‌کنند؛ یعنی بیشتر خلج‌زبانان زیر ۳۰ سال تمایلی ندارند که به فرزندان خود زبان خلجی بیاموزند. بر اساس تحقیقات انجام شده، از هر ۱۰۰ خانواده فقط ۵ خانواده به کودکان خود زبان خلجی می‌آموزند و کودکان آنها موفق به گویش زبان خلجی می‌شوند. اکنون نیز در هیچ جای دنیا جز خلجستان قم و روستاهای دنیچه خیر و قشلاق و… خرم‌بید و روستای بنچنار در استان مرکزی دیگر خلج نیست. ریشه خلج‌ها و وطن اصلی خلج‌ها در قرن ۵ میلادی در دره «چو» در منطقه‌ای با عنوان بالاساقون قرقیزستان بود. آن طور که دورفر گفته، خلج‌ها آخرین بازماندگان آرقوها هستند.[۱۵]

در صفحه۱۴۲۴ فارسنامه ناصری عنوان شده که تمام ساکنان منطقه قون قری (قنقری) در شهرستان خرمبید فعلی (به مرکزیت صفاشهر) در شمال فارس ترکهای خلج بودند که قصبه آن روستای قاضیان بوده است. ترکهای خلج ساکن قاضیان بعداً در یک تهاتر ارضی به روستای دنیچه خیر نقل مکان کرده و هنوز فرزندانشان در آنجا سکنا داشته و به زبان ترکی خلجی صحبت می‌کنند.

برهان قاطع می‌گوید خلج‌ها طایفه‌ای از صحرانشینان و ترکان هستند.[۱۶] خلج‌ها در هنگام حملهٔ مغولان ۱۵ روز در یک قلعه مقاومت کردند و سپس قهرمانانه کشته شدند.[۱۷]

محمود کاشغری در دیوان لغات‌الترک (که در اواسط قرن پنجم هجری تألیف شده) در شرح لغت ترکمان، خلج‌ها را از اقوام اوغوز ساکن اویغورستان(سین‌کیانگ فعلی) می‌داند و با اشاره به جدایی خلج‌ها از سایر ترکمانان آنان را دو قبیله از بیست و چهار طایفه ترکمن دانسته است؛ جز آنکه دو قبیله از خلج از ایشان ممتاز شدند به برخی چیزها؛ لذا آن دو قبیله در عداد ایشان شمرده نمی‌شوند.[۱۸]

بسیاری از خلج‌ها در حمله یعقوب صفاری به افغانستان قتل‌عام شدند؛ ولی در دولت سامانیان و غزنویان این تیره از ترکان وارد اردو شدند.[۱۹]

غوریان در لشکرکشی‌های خود از افراد قبیله خلج بهره می‌گرفتند و سلطان غیاث الدین محمود موفق شد در سال ۶۰۲ه/۱۲۰۶م با مساعدت خلج‌ها در فیروزکوه قدرت را به دست آورد.[۲۰]

محل سکونت

خلج نام قبیله ترک و اسم ترکی آن (Qalaç) قلچ است. این قبیله از قرن چهارم در جنوب سیستان و هند ساکن بوده‌اند.[۲۱] ابن خردادبه آن‌ها را در شمار قبایل ترک استپ‌های آسیای میانه آورده است. به گفته او منزلگاه‌های زمستانی آن‌ها در آن سوی «سیر دریا» در ناحیه تلاس در مجاورت زمین‌های قرلق واقع بوده است.[۲۲] قرلق، قرلغان، قرلغ و قرلیغ همه اشکال مختلف یک کلمه‌اند و آن قبیله‌ای بوده است از ترکان در شمال و شمال شرقی ماوراءالنهر معروف به حسن صورت و طول قامت و تناسب خلقت.[۲۳] همچنین آن‌ها در این سوی جیحون در سواحل جنوبی و غربی آن زندگی می‌کرده‌اند.[۲۴]

ابن اثیر در مورد مرگ یعقوب لیث (۲۶۵هجری/۸۷۹ میلادی) آورده است که امیر صفاری در جریان فتوحاتش در شرق افغانستان به زنبیل یا حاکم محلی در زمین داور حمله کرده و خلج‌ها (الخلخیه) و مردم زابلستان را تحت انقیاد درآورده بود.[۲۵] این مطلب را تاریخ سیستان با ذکر پیکارهای یعقوب علیه خلج‌ها و ترکان تأیید می‌کند.

گروه‌های موسوم به خلجی اکنون در افغانستان زیست می‌کنند که به پشتو سخن می‌گویند. در منابع اسلامی موطن ترکان ساکن حد فاصل سیستان تا هندوستان و تخارستان و افغانستان جنوبی خلجستان کبیر نامیده شده است. ابوالغازی بهادر خان کتاب شجره تراکمه به روایت ابوالفضل بیهقی سلطان محمود در حمله به هندوستان بسیاری از خلج‌ها را در اردوی خود از حوالی خراسان به هندوستان برد و آنان را با غوریان متحد ساخت و شماری از آنان را در بنگال ساکن کرد.[۲۶] خلج نام طایفه‌ای است معروف و در آن موقع در ناحیه زمین داور سکنی داشته‌اند.[۲۷] در برخی از کتب تاریخی مانند ظفرنامه شرف‌الدین یزدی[۲۸] و تاریخ گیتی‌گشا[۲۹] از پراگندگی خلج‌ها در اطراف ساوه، قم و کاشان و قزوین سخن رفته است. زین‌العابدین شیروانی از پراکندگی خلج‌ها در ایالت فارس، عراق عجم، خراسان، کابل و توران (آسیای میانه) سخن گفته است.[۳۰] اصطخری نیز مکان خلج‌ها را زمین داور و آن‌ها را مهاجران قدیمی به این منطقه دانسته و گفته است که آن‌ها گله‌دار بودند و نیز آداب و رسوم ترکی، وضعیت ظاهری و زبان خود را حفظ کرده بودند.[۳۱] صاحب فارسنامه ناصری از پراکندگی آنان در میان قشقایی‌ها خبر داده و از دو خان‌نشین خلجستان به سرپرستی حاج‌علیقلی‌بیگ و میرزاقاسم‌بیک صحبت کرده است.[۳۲] حدودالعالم خلج را رعایای گله‌دار منطقه غزنه - البته به صورت گروه‌های متفرق در بلخ و تخارستان و بخش‌هایی از بست به‌شمار آورده است.[۳۳]

محل عمده سکونت خلج‌ها در مرکز ایران است که هنوز هم تحت نام «خلجستان» شناخته می‌شود. خلجستان از بخش‌های شهر قم است که از شمال به جعفرآباد و از خاور و جنوب به حومه قم از جنوب باختری به شهرستان آشتیان و از باختر به شهرستان تفرش محدود می‌گردد. جمعیت بخش خلجستان بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۵ برابر است با ۱۴۲۸۸ نفرمی باشد.[۳۴]۷۲ منطقه‌ای کوهستانی که در جنوب غربی تهران در مسیراراک و در غرب ساوه واقع شده است و قسمت عمده شهرستان‌های اراک و ساوه در استان مرکزی را در بر می‌گیرد. نه تنها در این منطقه بلکه در نواحی مجاور واقع در ایالت از مناطق زاگرس مرکزی روستاهایی با نام‌هایی مانند خلج، خلج‌آباد، نهرخلج (از توابع شهرستان فریدن)[۳۵] و غیره مشاهده می‌شود که حاکی از منزلگاه‌های قدیمی‌تر اعضای قبیله خلج است. خلج‌ها در شمال فارس و به خصوص در شهرستان صفاشهر ساکن اند که لهجه آن‌ها به شدت تحت تأثیر ترکی قشقایی قرار گرفته است[۳۶] همچنین در روستای سیبلی شهرستان آستارا در بخش خلج محله نیز ساکن هستند.[۳۷]

در شهرستان بافت استان کرمان، طایفه خلج وجود دارد که جزء ایل افشار کرمان است.

خلجی روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فراشبند در استان فارس ایران است. جمعیت کنونی ۲۰۰ نفر است. خلجی معروف به چشمه ایست که از آن یاد می‌کنند.

جلگه خلج علیا روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان پلدختر در استان لرستان ایران است.

خلجوی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شیراز در استان فارس ایران است. این روستا در دهستان کفترک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۱۰ نفر (۱۳۴خانوار) بوده است.

در استان فارس و ایل خمسه و طایفه عرب و در تیره شیری‌ها بنکوی خلجی هستند که سردسیر آنها شهرستان بوانات و منطقه بنی یکه می‌باشد و گرمسیرشان داراب و جلگه داراب می‌باشد که خودشان را منتسب به خلج‌ها و ترک‌های خلج می داندد هر چند که در حال حاضر به زبان و گیش عرب خمسه تکلم می‌کنند

مطالعاتی که‌از منابع بعد از اسلام به عمل آمده، نشان می‌دهد که خلج‌ها در سده‌های نخستین‌اسلام در سه منطقه می‌زیسته‌اند:

  1. بلاساغون (سویاب قدیم) پایتخت ترکستان در کرانه راست رود چو و شمال‌غربی ایسی‌گول (بیشکک امروزی)
  2. پنجیکت
  3. بین دو رود آمودریا و سند

در نیمهٔ قرن هفتم میلادی دسته‌ای از اقوام خلج در سیستان و کابل و کاپیسا ساکن شدند و گروهی از آنان در قرن هشتم میلادی در هندوستان سلسله خلجی را تأسیس نمودند.

اقوام خلج، در زمان غزنویان علیه سلطان مسعود غزنوی قیام کردند، و در پیروزی سلجوقیان بسیار تأثیرگذار بودند، سرانجام نیز همراه سلجوقیان به عراق عجم آمده، ابتدا در خرقان ساوه ساکن شده‌اند. خلج‌ها در زمان هجوم چنگیزخان مغول به همراه خوارزمشاهیان از سمرقند دفاع کردند و به اتفاق ترکمانان سپاهی به فرماندهی «سیف‌الدین قراملک» جهت حمایت از سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه تشکیل داده، در جنگ پروان، مغولان را سخت شکست دادند.[۳۸]

زبان

مقالهٔ اصلی: ترکی خلجی

خلجی زبان خلج‌ها است که در مرکز ایران (خلجستان) در ۱۶۰ کیلومتری جنوب غربی تهران در منطقه‌ای بین ساوه، قم و اراک زندگی می‌کنند. مرکز حکومتی خلجستان دستگرد است که در ویدرقرار گرفته ولی خود این شهر خلج‌نشین نیست. خلجها روستانشین هستند و در ۵۷ دهکده پراکنده‌اند. مهم‌ترین مراکز خلج‌ها روستاهای، تلخاب با جمعیت (۶۶۰۰نفر) موجان با جمعیت ۱۰۰۰ نفر، واشقان (۱۳۰۰نفر)، نادر آباد (۱۱۰۰نفر)، روستای ونارچ درحدمه کهک قم (۷۵۰)نفر، خلت آباد(۴۵۰نفر) و منصورآباد (۴۰۰نفر) زیزگان و فیض آباد (بیش از ۱۰۰۰نفر) و ضامنجان است. مردم خلجستان مسلمان شیعه‌اند. مردهایشان اغلب به دو یا سه زبان (خلجی، فارسی و ترکی) صحبت می‌کنند. کودکان اگرچه خلجی می‌فهمند، بیشتر فارسی حرف می‌زنند. لازم به ذکراست راهجرد ترکی خلجی لهجه مستقلی دارد و قدیمی‌ترین لهجه ترکی بوده، از نظر زبانشناسی دارای اهمیتی خاص است. تدوین فرهنگ لغات و چند شعر سروده شده به این زبان در ردیف کارهای در دست انجام است.

همچنین خلج نام یکی‌از طوایف بیست و چهارگانهٔ قدیمی ترک است. البته آنچه تعدادی از تاریخ نویسان که به این باور هستند که خلج به مرور زمان به غلجی که یکی از طوایف پشتون‌های افغانستان است تغییر یافته است که این موضوع از بنیاد اشتباه است. خلج نام یکی از طوایف قوم هزاره در افغانستان هست که در شهرستان‌های گیزاب استان ارزگان و شهرستان پاتوی استان دایکندی زنده گی می‌کنند. منابع فارسی و عربی به صورت خلج(Khaladj)، و خولخ(Xolox) از آن نام برده‌اند. مؤلف کتاب جامع‌التواریخ و به پیروی از او ابوالغازی بهادرخان در کتاب شجرهٔ تراکمه آن را مرکب از دو واژه: قال(QAL / ماندن) و آچ(AÇ /گرسنه)، یعنی گرسنه بمان، می‌دانند. محمود کاشغری نیز در این زمینه داستانی آورده است که به همین معناست. در داستان اوغوز خان ترکیب خلج، بدینگونه انگاشته شده: قال آچ qalaç/ بمان و باز کن و آنان را جزو کنفدراسیون ترکی بئش اوغوز شامل: کانگلی/قانقلی، آغاجری، قبچاق و خلخ دانسته است.
ج. مارکوارت، J.MARQUART در تألیف خویش به نام «ایرانشهر خولیتای»(xolitai) ادعا می‌کند که خلج واژهٔ کهن به صورت خولج(xolaç)، بوده است. مینورسکی مطالبی را از جغرافیدان قرن هفتم هجری، محمدابن نجیب بکران، مؤلف جهان‌نامه نقل می‌کند، مبنی بر اینکه ترکان خلج از منطقه ترکستان به زابلستان، مهاجرت کرده‌اند. به هر حال به قول پروفسور پوهاند جاوید، خلج هم نام جای و هم نام قوم است.

بررسی مفهوم واژهٔ خلج

به استناد نویسندهٔ کتاب المسالک و الممالک، خلج‌ها: «انسان‌هایی مهربان، با هنر خوش‌خلق و دانشمند مهرورز بودند و سرزمین آن‌ها نیز از آبادترین و غنی‌ترین سرزمین‌های ایران است». پروفسور فاروق سومر، نویسندهٔ کتاب اوغوزها نیز، خلج‌ها را نیک خوی‌ترین قبایل اروپا خوانده است

واژهٔ خلج در میان نویسندگان و مورخین قدیم چین، روسیه، اسپانیا و فرانسه ترک، عرب و فارس به اشکال مختلف آمده است، از قبیل: قالاچ، قلاچ/ Qalaç، کالاچ/ Kalaç، خالاچ/ Halaç، خلوخ/Khollukh، خالوخ/ Khallukh، خلخ/ Ko-lo-lok، خرلخ، خولچ/ Xolaç، خلج/ Khildj، خلج/ Xelej و سرانجام شکل مؤخر آن به صورت خلج/Khalaj یا Xalac استعمال می‌شود. معنای این واژه به‌درستی روشن نیست ولی راجع به وجه تسمیهٔ آن رشیدالدین فضل‌الله همدانی مؤلف کتاب جامع‌التواریخ و به پیروی از او ابوالغازی بهادرخان در کتاب شجره‌نامه تراکمه، آن را مرکب از دو واژه قال/ Qal(ماندن) و آچ/ Aç گرسنه بمان می‌دانند و داستان زیر را نقل کرده‌اند:
«می‌گویند چون اوغوز خان از ولایت غور و غرجستان به یورت قدیم خود مراجعت کرد، در راه زنی بچه آورد و به سبب بی‌غذایی شیر نداشت و بچه گرسنه شد. شوهرش بدان واسطه بازمانده و شغالی پرنده‌ای را گرفته بود. مرد چوبی انداخته و از او بازگرفته و به خورد زن داده و به لشکر رسید، اوغوز خان چون یاساق نبوده که به هیچ علت کسی از او بازمانده رنجیده و گفته، قال آچ یعنی گرسنه بمان، بدان سبب نسل او را قالچ می‌گویند. اگرچه این یک افسانه یی بیش نیست و اعتبار زیادی ندارد، چون خلج‌های مالوه خودشان را از نوادگان کلیج خان داماد چنگیز خان می‌دانستند که این هم اشتباه هست، و معنی واژه خلج را می‌توان به غلجی یا غرزی یعنی پسر کوهستان در زبان پشتو ربط داد.

مهم‌ترین مشاهیر خلج‌ها

  • کاووس حسن‌لی (زادهٔ ۱ خرداد ۱۳۴۱، شهرستان خرم‌بید) شاعر، پژوهشگر، دارندهٔ کرسی حافظ‌پژوهی، مدیر مرکز حافظ‌شناسی و استاد دانشگاه شیراز است.

جستارهای وابسته

پانوی

  1. ↑ ایرانشهر در جغرافیای بطلمیوس، ص ۱۵۹
  2. ↑ "Enver Konukçu, Halaç (in Turkish)". "Al-Masudi saying that they were of Turkic origin. Istakhri says that they have lived between India and Sijistan since ancient times and that they are Turkic in shape, dress, language. Ibn Khordadbeh introduces them as a Turkic tribe living near the Karluks in the steppes of Central Asia. Muhammad ibn Ahmad al-Khwarizmi saying that they were of White Hun origin."
  3. ↑ دیوان خوشحال خان ختک قندهار، ص ۶۶۹
  4. ↑ بابرنامه ترجمه فارسی دوکتور شفیقه یارقین ص ۴۲
  5. ↑ «خلج | دائرةالمعارف بزرگ اسلامی | مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۰۲.
  6. ↑ «خلج | دائرةالمعارف بزرگ اسلامی | مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی». www.cgie.org.ir. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۱۲.
  7. ↑ tarikh e sistan, 1976, page 111
  8. ↑ History of civilizations of central asia, volume III, page 180
  9. ↑ «تاریخ و زبان قوم «خلج»». hawzah.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۹-۱۷.
  10. ↑ شاهنامه فردوسی، پادشاهی بهرام گور، بخش ۲۲
  11. ↑ تاریخ فیروز شاهی، ضیا الدین بارانی، بتصحیح مولوی سید احمد خان صاحب و اهتمام، ص ۱۷۵–۱۷۶
  12. ↑ The Later Ghaznavids, C.E Bosworth Page 13
  13. ↑ [۱]
  14. ↑ «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۸ اوت ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۲۰.
  15. ↑ https://www.hamshahrionline.ir/news/451382/زبان-خلجی-در-حال-انقراض
  16. ↑ برهان قاطع تألیف محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان، کتابخانه زوار، تهران، تصحیح دکتر محمد معین
  17. ↑ Bosworth, C.E. ; Doerfer, G. «K̲H̲alad̲j̲.» Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 04 November 2008
  18. ↑ دیوان‌لغات‌الترک محمود بن حسین بن محمد کاشغری، ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبایی محمددبیرسیاقی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۵
  19. ↑ حدودالعالم من المشرق الی المغرب مؤلف گمنام، ۳۷۲ ه‍.ق
  20. ↑ طبقات ناصری، تألیف ابوعمر منهاج‌الدین سراج جوزجانی
  21. ↑ دکتر محمد معین در حاشیه کتاب برهان قاطع
  22. ↑ المسالک و الممالک، ترجمه دکتر حسن قره چانلو، نشر چاپخانه مهارت، چاپ اول، ۱۳۷۰
  23. ↑ ر. ک. خاتمی، احمد، شرح مشکلات تاریخ جهانگشای جوینی بر اساس نسخه علامه محمد قزوینی، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا، چاپ اول ۱۳۷۳
  24. ↑ بنگرید به حاشیه صفحه ۳۳۹ ج. دوم جهانگشای جوینی، چاپ لیدن به تصحیح علامه میرزا محمد قزوینی و دائرةالمعارف اسلامی ذیل کلمه قرلق به قلم بارتولد
  25. ↑ ابن‌اثیر، تاریخ بزرگ اسلام و ایران ترجمه عباس خلیلی. انتشارات کتب ایران ج۱۲ ص ۴–۱۷۳
  26. ↑ تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، به تصحیح و اهتمام دکتر غنی و دکتر فیاض، انتشارات خواجو، تهران ۱۳۷۰
  27. ↑ همان پاورقی ص. ۶۶۲
  28. ↑ ج۲، ص۵۷۳
  29. ↑ چاپ سعید نفیسی تهران ۱۳۱۷، ص۲۶۳
  30. ↑ بستان السیاحه، چاپ تهران، ۱۲۱۵ ه‍.ق ۲۷۳
  31. ↑ مسالک و ممالک
  32. ↑ فارسنامه ناصری، چاپ ۱۳۱۳. ص۲۸۴
  33. ↑ حدودالعالم مینورسکی
  34. ↑ فرهنگ جغرافیایی قم و اراک انتشارات جغرافیایی وزارت دفاع ج۲ ص۳-
  35. ↑ لغتنامهٔ دهخدا، درآیهٔ نهر خلج
  36. ↑ همان
  37. ↑ «مطالعات شهری ایران». بایگانی‌شده از اصلی در ۷ فوریه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۰ فوریه ۲۰۱۳.
  38. ↑ اقتباس از فصل اول کتاب خلج‌ها یادگار ترکهای باستان، علی‌اصغر جمراسی

📜منابع

  • مارکوارت، یوزف. ایرانشهر در جغرافیای بطلمیوس. تهران: انتشارات طهوری، ۱۳۸۳
  • علی اصغر جمراسی (فراهانی). خلجها یادگار ترکهای باستان، ناشر: انتشارات پیام پویا
  • جواد هیئت، سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی، نشر پیکان، ۱۳۸۰ (چاپ سوم)
  • خلج‌ها در آیینه تاریخ عبدالله واشقانی فراهانی/نشر وانیا/۱۳۹۰
  • خلج‌ها - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%84%D8%AC%E2%80%8C%D9%87%D8%A7
    🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

    📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

    🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

    ⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

    🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
    در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

    ⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
    𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
    🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
    ─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
    📑#پژوهش_ادملاوند
    @edmolavand
    📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
    📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🟪دکتر شفاءالدوله را باید دوباره شناخت

📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

eitaatwitterfacebookmail

بسم الله الرحمن الرحیم

🟪دکتر شفاءالدوله را باید دوباره شناخت

سال‌هاست که هرگاه نام دکتر شفاءالدوله به میان می‌آید، ذهن بسیاری تنها به سوی کاشی‌نوشته‌های نمای عمارت او در مقابل حرم حضرت معصومه (س) می‌رود؛ نوشته‌هایی که بارها و بارها نقل شده و چندان فراتر از یک روایت تکراری نیست. حال آن‌که این طبیب مذهبیِ معاصر، شخصیتی چند‌بعدی و اثرگذار داشت که نباید او را تنها با اشعار منقوش بر سردر مطب یا عمارتش شناخت.

شفاءالدوله، مهمان بزرگوار قم، با ازدواج در خاندان‌های مذهبی این شهر، نسلی از قمی‌ها را در دامان خود پرورش داد. نام او، مستقل از فرزندانش – از جمله شجاع‌الدین – جایگاه ویژه‌ای در تاریخ پزشکی و فرهنگ قم دارد. شخصیت ممتاز او شایسته‌ی شناختی گسترده‌تر و عمیق‌تر است.

به توصیه استاد و دوست گرامی آقای محمدهادی خالقی، در بررسی برخی منابعِ قم‌پژوهی به مرور نسخه‌هایی از مجله میراث شهاب پرداختم و به مقاله ارزشمند دکتر حسین پورشریف با عنوان «شفاء الدوله، طبیب شاعر» برخوردم؛ پژوهشی غنی و خواندنی که سرشار از نکات تازه درباره شفاءالدوله است و حتی بسیاری از قم‌پژوهان از آن بی‌خبر مانده‌اند. دکتر پورشریف با سپاس از همراهی استادانی چون محمدهادی خالقی و مهدی عباسی، اثری به‌جا گذاشته که خواندنش برای شناخت لایه‌های پنهان زندگی و شخصیت شفاءالدوله ضروری است.

از همین رو، برای نخستین‌بار متن کامل این مقاله را در مجله اینترنتی “همیار” منتشر کردم تا نه تنها دسترسی عموم مردم، بلکه امکان مطالعه آن توسط موتورهای جست‌وجو و سامانه‌های هوش مصنوعی فراهم شود. این مقاله به جنبه‌های متنوع زندگی شفاءالدوله پرداخته؛ از نسب خانوادگی، تحصیلات و آغاز طبابت تا دعوت سید محمدباقر متولی‌باشی پس از درمان موفق وی و انتقال به قم، ثبت رسمی مطب در سال ۱۳۱۱ ش، و ساخت عمارت مجهز گشوده در گذر دایی عابدین.

در این اثر، خواننده با جزئیات نصب اشعار کاشی‌کاری‌شده مطب و عمارت دوم، کنایه‌های طنزآمیز زنده‌یاد دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی درباره مسئولیت‌گریزی‌های پزشکی او، و نیز نقش شفاءالدوله در تدریس قانون بوعلی و کتاب شفا در حجرات صحن اتابکی آشنا می‌شود. همچنین به عنوان شغلی رسمی او در آستانه مقدسه (۱۳۰۸ ش)، روحیه زاهدانه و اشعارش در بی‌اعتباری دنیا و توجه به خداوند، اعتراض دکتر مدرسی به نداشتن مدرک رسمی، دستگیری نیازمندان، و حتی سروده‌هایش درباره وقایع اجتماعی از جمله سیل ویرانگر قم در خرداد ۱۳۱۳ ش – با جزئیات زمان‌بندی آن – پرداخته شده است.

مقاله همچنین زندگی خصوصی او را بررسی کرده و اطلاعات دقیقی از همسران، فرزندان و انتقال به تهران در سال‌های پایانی عمر ارائه می‌دهد. سرانجام، به وصیت خود، پیکرش در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد.

این نوشته، بی‌طرفانه و مستند، شفاءالدوله را از منظری نو به‌تصویر کشیده و بخش‌هایی از تاریخ قم را روشن ساخته که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته‌است. بی‌خبری بسیاری از ما از چنین منابعی، نتیجه‌ی غفلت و اتکاء به نقل‌های شفاهی تکراری است؛ نقل‌هایی که محتوای جلسات را به دایره‌ای بسته از مکررات بدل می‌سازد. امید است پژوهشگران حوزه قم با دقت و اهتمام بیشتری به این گنجینه‌های موجود توجه کنند و چراغ شناخت علمی و مستند این شخصیت‌ها را روشن نگه دارند.

متن کامل در : https://hamyaar.ir/p/shafa

مهیار موسوی
۱۴۰۴/۰۷/۰۵
#شفاء_الدوله
#بنیاد_قم_پژوهی
🔷 ارتباط با دانشگاه #طلوع_مهر
واحدخواهران|قم‌پژوهی|کانون‌نویسندگان
مرکز مشاوره |مهارت‌افزایی|قرارگاه‌فرهنگی
🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─