📚#آوات_قلمܐܡܝܕ

🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر

📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم

📜امام علی علیه السلام:
هیچ راهی برتر از تحقیق و حقیقت جویی نیست.

🦊 آیا مرموزترین جاسوس انگلیس را می‌شناسید؟؟
🦊 چگونه خود را در دل عشایر جا داد؟؟
🦊 از چه ترفندهایی برای فریب مردم استفاده می‌کرد؟؟
🦊 اهداف این جاسوس چه بود؟؟

میجر جیکاک مشهور به مستر جیکاک یا سید جیکاک یکی از ماموران سازمان اطلاعاتی برون‌مرزی بریتانیا (MI6) در ایران بوده است که از پیش از جنگ جهانی دوم تا به ثمر نشستن نهضت ملی شدن صنعت نفت در میان ایل بختیاری و منطقه بویراحمد ایران فعالیت داشته است.[۱]

حضور و رشد

ویرایش

جیکاک در آغاز به عنوان شبانی کر و لال به مدت هفت سال در ایل بختیاری به آموختن فرهنگ و زبان بختیاری می‌پردازد و پس از فراگیری آن، به عنوان یک بختیاری در منطقه نفت‌خیز مسجدسلیمان سکنی می‌گزیند. در طول حضور خود در آن منطقه با فنون شعبده‌بازی و حربه‌های دیگر، توجه مردم محلی را به خود معطوف می‌دارد و خود را به عنوان یک روحانی شیعه، جا می‌زند.[۲]

طلوعیان و سروشیان

ویرایش

در طول حضور خود در میان ایل بختیاری، با بهره‌گیری از خرافه‌گرایی و جهل مردم، به انجام اعمالی می‌پردازد که از وی به عنوان یکی از صاحبان کرامات و معجزات یاد می‌شده است. از آن جمله، با استفاده از دو مگنت و یک عصا که خاصیت آهنربایی داشته‌اند، کفش‌های خود را جفت می‌کرده است. در موردی دیگری، مدعی می‌گردد که علی را در خواب دیده است که مردم را به فاصله گرفتن از نفت توصیه کرده و آن را نجس خوانده است. وی کاغذی را به شکل دست انسان بریده، روی شانه خود چسبانده و در معرض آفتاب قرار گرفته است تا تفاوت فام میان جای انگشتان دست و رنگ طبیعی پوست ایجاد شود و آن را دست علی خوانده، که بر شانهٔ او کشیده شده است. همچنین، در مناظره‌ای با یک آخوند شیعه، مدعی آتش گرفتن ریش دروغگو می‌شود و با استفاده از ریش نسوز، حقانیت خود را ثابت می‌کند.[۱]

جیکاک در اواخر دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، فرقه‌ای را در منطقهٔ بختیاری، بویراحمد و خوزستان ایجاد می‌کند که طلوعیان یا سروشیان نامیده می‌شده‌اند و به توقیت قریب‌الوقوع ظهور مهدی معتقد بوده‌اند.[۳]

"مستر جیکاک - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد" https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1_%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DA%A9

📌📌تا لحظاتی دیگر، زوایایی دیگر از مرموزترین جاسوس در کانال زیر معرفی و ارسال می‌گردد👇👇👇👇👇

#رجب_مولا_امیرالمومنین
📚 موسسه جهاد تبیین و سواد رسانه ای
@jahadtabin313
@jahadtabin313

جاسوسی که با “معجزه دروغین”، نفت ایران را غارت کرد... ⛪🛢️ شاید باورتون نشه، اما یکی از مرموزترین شخصیت‌های تاریخ معاصر ایران، یک جاسوس کارکشته انگلیسی به نام «مستر جیکاک» بود. او ۷ سال تمام خودش رو به عنوان یک چوپان کَر و لال توی ایل بختیاری جا زد تا فرهنگ مردم رو یاد بگیره. یه روز ناگهان به حرف اومد و ادعای سیادت و کرامت کرد! جیکاک با استفاده از تکنولوژی‌هایی که مردم اون زمان ندیده بودند، معجزه می‌ساخت: 🧲 کفش‌های آهنربایی: دو قطعه آهنربا توی گیوه هاش بود که وقتی بهم می‌چسبوند، دیگه از جاش تکون نمی‌خورد و می‌گفت: “زمین من رو نگه داشته!” ⚡️ عصای برقی: توی عصاش باتری و کویل مخفی بود. به هرکی شک داشت می‌زد و شوک می‌داد تا بقیه بترسن! 🔥 ریش نسوز: ریش مصنوعی از جنس نسوز داشت و سرش رو توی آتیش می‌کرد تا بگه نظرکرده است. هدفش چی بود؟ فقط یک چیز: اینکه نذاره مردم سمت لوله‌های نفت برن و انگلیس با خیال راحت ثروت ایران رو ببره. معروف‌ترین شعرش این بود: “هرکی مِهرِ علی در دِله... نفتِ ملّی سی چِنه؟” ❓ سوال: به نظرتون بزرگترین سلاحِ دشمن، تفنگه یا جهلِ مردم؟

╭┅───────────┅╮
‌ 🕊 مکتب سلیمانی🕊
Eitaa.com/soleymaneii
Eitaa.com/soleymaneii
╰┅───────────┅╯

🔴وقتی ایمان ابزار نفوذ شد؛مأموری که با عمامه برای نفت منبر رفت
🔹در سال‌های پرآشوب دهه‌ی ۱۳۲۰، هنگامی که فریاد ملی شدن نفت از تهران تا جنوب کشور طنین انداخته بود، بریتانیا برای حفظ منافع خود در ایران شیوه‌ای تازه در پیش گرفت: نفوذ از راه باورهای دینی مردم.
🔸در میان بختیاری،مردی ظاهر شد که مردم او را «سید جیکاک» می‌خواندند؛ روحانی‌نمایی با عمامه و عبا که فارسی و بختیاری را بی‌لهجه سخن می‌گفت و از محبت حضرت علی(ع) دم می‌زد، اما در واقع مأمور سازمان اطلاعات بریتانیا و نماینده‌ی شرکت نفت ایران و انگلیس بود.

🔹جیکاک با شناختی عمیق از فرهنگ، ایمان و ساده‌دلی مردم عشایر، منبر را جای تفنگ کرد. در روستاها می‌گردید، مناجات می‌خواند و مردم را به زهد و کناره‌گیری از دنیا فرا می‌خواند. شعار فریبنده‌اش ساده اما مؤثر بود:
❗«تو که مهر علی من دلته، نفت ملی سی چنته؟»
(تو که دل‌داده‌ی علی هستی، ملی‌شدن نفت چه سودی برایت دارد؟)
🔹به مرور، در نواحی بختیاری و کهگیلویه فرقه‌ای شبه‌مذهبی شکل گرفت که بعدها به نام «طلوعی‌ها» یا «سروشی‌ها» شناخته شد؛ گروهی که مردم را به انتظار منجی و ترک اموال و دنیادوستی فرا می‌خواند. نتیجه روشن بود: تضعیف جنبش ملی و کاستن از حمایت مردمی نهضت نفت.

🔸 جیکاک با شماری از خوانین و مأموران محلی ارتباط داشت و مأموریتش روشن بود: حفظ آرامش مناطق نفت‌خیز به نفع بریتانیا، از راه دین و تزویر. او با مهارت، ایمان مردم را به ابزاری برای انحراف و تسلیم بدل کرده بود.

🔹سرانجام، با افشای نقش او در تحریک ایلات و اخلال در مأموریت هیئت خلع‌ید، دولت دکتر مصدق دستور اخراج جیکاک را صادر کرد.

#نفوذ

میدونستی که مستر جیکاک، خفن ترین و مرموزترین جاسوس تاریخ بشریت انگلستان در ایران که خود را سید معرفی کرده بود و بلایی سر مردم جنوب آورد که فقط باید بشنوید!

@Midonesti_Kee | میدونستی که
#جعلی
#سید_تقلبی

‼️ فتنه سید جیکاک...

🔹هم‌زمان که در تهران، ملی‌شدن صنعت نفت ازسمت مرحوم مصدق و آیت‌الله کاشانی داشت پیگیری می‌شد، انگلیسی‌ها لرزه به تنشان افتاده بود که اگر صنعت نفت این‌ها ملی شود چه خاکی به سرمان کنیم.

🔸اولاً گفتند ماجرای تهران را ازطریق تفرقه‌انداختن حل کنیم؛ به اسم طرف‌دارهای مصدق به آیت‌الله کاشانی فحش می‌دادند و به اسم طرف‌دارهای آیت‌الله کاشانی به مصدق فحش می‌داند. ماجرای تهران را با اختلاف انداختن حل کردند.

🔹از یک چیز دیگر می‌ترسیدند؛ اینکه گفتند اگر یک مرجع تقلیدی بیاید و فتوا بدهد و کار را خراب کند چه کنیم؟ کسی مثل آیت‌الله میرزای شیرازی بیاید و فتوا بدهد که آقا صادرات نفت حرام است و در حکم محاربه با امام‌زمان علیه‌السلام است.

🔸گفتند باید پیش‌دستی کنیم؛ بلافاصله یکی از افسرهای اطلاعاتی انگلستان به اسم «سِرجیکاک» مأمور می‌شود برود کنار اولین چاه نفت ایران؛ یعنی چاه مسجد سلیمان. رفت و چون فارسی بلد بود چند وقتی برای عشایر آنجا چوپانی کرد تا با فرهنگ آنجا آشنا شود.

🔹یک‌دفعه عبا و عمامه مشکی گذاشت و خودش را به‌عنوان سید جا زد. معروف شد به «آسدجیکاک»...

🔹ایشان کرامات داشت! آن زمان که اصلاً خیلی از شهرهای بزرگ ما برق نداشت، این آدم در عصای خودش توسط خازن برق ذخیره می‌کرد و آن را به ملت می‌زد و شوک کوچکی به آن‌ها وارد می‌کرد و می‌گفت: «جدم شما را گرفت!»

🔸عمامه‌اش را برمی‌داشت و آتش زیرش می‌گرفت اما نمی‌سوخت، چون عمامه‌اش نسوز بود. مردم آنجا هم که پارچه نسوز ندیده بودند. می‌گفت: «سید دیگری را بیاورید.» و وقتی شعله را به لباس‌های آن سید می‌گرفت، لباسش آتش می‌گرفت. تمام سادات بختیاری را خانه‌نشین کرده بود.

🔹ریش‌هایش مصنوعی بود و صورتش سه‌تیغ بود. صبح مردم می‌دیدند سه‌تیغ است، ظهر که برای نماز می‌آمد کلی ریش داشت.

🔸یک فرقه ساخت؛ فرقۀ محبان اهل‌بیت علیهم‌السلام به اسم طلوعی؛ این‌ها در هیئت سینه می‌زدند و شعارشان این بود: «تو که مهر علی مِن دلته/ نفت ملی سی چِنته»؛ یعنی تو که مهر علی‌بن‌ابی‌طالب در دلت است، ملی‌شدن صنعت نفت به چه دردت می‌خورد!

🔹این‌ها دوره می‌افتادند و به ملت می‌رسیدند و می‌گفتند: «تو ملی‌شدن صنعت نفت را می‌خواهی یا نه؟» اگر می‌گفتند آره، می‌گفتند تو عُمری هستی و محب علی و اولادش نیستی! و تا می‌خورد طرف را به اسم محبان اهل‌بیت کتک می‌زدند.

👌 تاریخ را خوب بخوانیم و بدانیم...

🇮🇷 @ashuraee

فتنۀ سید جیکاک! (بخش دوم)

🔹ایشان کرامات داشت! آن زمان که اصلاً خیلی از شهرهای بزرگ ما برق نداشت، این آدم در عصای خودش توسط خازن برق ذخیره می‌کرد و آن را به ملت می‌زد و شوک کوچکی به آن‌ها وارد می‌کرد و می‌گفت: «جدم شما را گرفت!»

🔸عمامه‌اش را برمی‌داشت و آتش زیرش می‌گرفت اما نمی‌سوخت، چون عمامه‌اش نسوز بود. مردم آنجا هم که پارچه نسوز ندیده بودند. می‌گفت: «سید دیگری را بیاورید.» و وقتی شعله را به لباس‌های آن سید می‌گرفت، لباسش آتش می‌گرفت. تمام سادات بختیاری را خانه‌نشین کرده بود.

🔹ریش‌هایش مصنوعی بود و صورتش سه‌تیغ بود. صبح مردم می‌دیدند سه‌تیغ است، ظهر که برای نماز می‌آمد کلی ریش داشت.

🔸یک فرقه ساخت؛ فرقۀ محبان اهل‌بیت علیهم‌السلام به اسم طلوعی؛ این‌ها در هیئت سینه می‌زدند و شعارشان این بود: «تو که مهر علی مِن دلته/ نفت ملی سی چِنته»؛ یعنی تو که مهر علی‌بن‌ابی‌طالب در دلت است، ملی‌شدن صنعت نفت به چه دردت می‌خورد!

🔹این‌ها دوره می‌افتادند و به ملت می‌رسیدند و می‌گفتند: «تو ملی‌شدن صنعت نفت را می‌خواهی یا نه؟» اگر می‌گفتند آره، می‌گفتند تو عُمری هستی و محب علی و اولادش نیستی! و تا می‌خورد طرف را به اسم محبان اهل‌بیت کتک می‌زدند.

🔸یک سؤال دارم: آیا انگلیس آن موقع می‌توانست اما الان نمی‌تواند؟ آن موقع که رسانه‌ای نداشت این ‌کار را کرده است، پس الان هم می‌تواند؛ همۀ ابزارش را هم دارد.

برگرفته از سخنرانی استاد رائفی‌پور با موضوع:

✅ اسلام آمریکایی، تشیع انگلیسی
✅ به نام شیعه به کام دشمن


#سید_جیکاک
#انگلیس
#صنعت_ملی_نفت
#دشمن_شناسی

#متن_کوتاه

📚 واحد نگارش مؤسسه مصاف (نویسا)
🆔 @Masaf_Nevis

معجزات یک جاسوس باهوش انگلیسی

میجر جیکاک مشهور به مستر جیکاک یا سید جیکاک یکی از ماموران سازمان اطلاعاتی برون ‌مرزی بریتانیا (MI6) در ایران بود که از پیش از جنگ جهانی دوم تا به ثمر نشستن نهضت ملی شدن صنعت نفت در میان ایل بختیاری و منطقه بویراحمد ایران فعالیت داشت. (ویکی پدیا) زندگی و فعالیت ﻣﺴﺘﺮ ﺟﯿﮑﺎﮎ؛ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﺄﻣﻮﺭ در شرکت نفت انگلیس و ایران، با افسانه و افسون بسیار آمیخته شده است. بدین لحاظ در این نوشتار بیش از حد متعارف از فعل گفته می شود استفاده شد تا مُهر قطعیت بر مطالب منتشره نزده باشیم.

  1. خانه
  2. آرشیو روزی روزگاری نفت
  3. معجزات یک جاسوس باهوش انگلیسی

معجزات یک جاسوس باهوش انگلیسی

دوشنبه بیستم شهریور ماه 1396

میجر جیکاک مشهور به مستر جیکاک یا سید جیکاک یکی از ماموران سازمان اطلاعاتی برون ‌مرزی بریتانیا (MI6) در ایران بود که از پیش از جنگ جهانی دوم تا به ثمر نشستن نهضت ملی شدن صنعت نفت در میان ایل بختیاری و منطقه بویراحمد ایران فعالیت داشت. (ویکی پدیا) زندگی و فعالیت ﻣﺴﺘﺮ ﺟﯿﮑﺎﮎ؛ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻣﺄﻣﻮﺭ در شرکت نفت انگلیس و ایران، با افسانه و افسون بسیار آمیخته شده است. بدین لحاظ در این نوشتار بیش از حد متعارف از فعل گفته می شود استفاده شد تا مُهر قطعیت بر مطالب منتشره نزده باشیم.

گفته می شود جيكاك ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ به ‌عنوان ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ گشت و گذار نمود و ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ایلیاتی ‌پرداخت. او ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ اين زبان، به‌عنوان ﯾﮏ فرد بومی در ﻣﻨﻄﻘﻪ نفت‌خیز ﻣﺴﺠﺪﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺳﮑﻨﯽ ‌گزید!

وي ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺑﺎ ﻓﻨﻮﻥ شعبده‌ بازی ﻭ حربه ‌های دیگر، ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺤﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻌﻄﻮﻑ داشت ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ به ‌عنوان یک فرد ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﺟﺎ ﺯﺪ. ﺟﯿﮑﺎﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ مطالعه متون دینی و فقهی پرداخت و بعدها ادعای ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ نیز کرد ﻭ حتی به ‌عنوان پیش ‌نماز هم ﺣﻀﻮﺭ يافت!

گفته می شود: ﺍﻭ گیوه‌هایش ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻋﺼﺎ ﺟﻔﺖ می ‌کرد ﻭ ﺷﺎﯾﻊ ﮐﺮﺩﻩ بود که ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻭﺳﺖ. ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ، ﺗﻮﺿﯿﺢ می‌دهد که آهنرباهایی ﺩﺭ گیوه‌هایم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻋﺼﺎ، گیوه‌ها ﺟﻔﺖ می‌شد!

نقل کرده اند كه ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺳﻮﺱ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ، ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ می‌آید ﻭ می‌گوید: من حضرت ﻋﻠﯽ (ﻉ) ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺍﻭ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ شانه‌ ام ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ: “ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﮕﻮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﻧﺠﺲ (ﻧﻔﺖ) دوری کنند”!

اﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﺩﻋﺎﯾﺶ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﻋﺒﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ می‌ زند ﻭ اثر سفیدی ﺩﺳﺘﯽ ﺭﻭﯼ شانه ‌اش ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ می‌دهد ﻭ می‌گوید ﺍﯾﻦ مدﺭﮐﯽ ﺑﺮ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻣﻦ ﺍز اوست. بعدها فاش می‌کند ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ تکه‌ای ﮐﺎﻏﺬ ﺭﺍ به شکل دست بریدم ﻭ ﺭﻭﯼ شانه‌ام ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ آن ‌قدر ﺯﯾﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺍﻍ ﺟﻨﻮﺏ ﻣﺎﻧﺪﻡ تا خوب ﺍﻃﺮﺍﻑ آﻥ ﮐﺎﻏﺬ ﺗﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺛﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ شانه‌ام ﻧﻘﺶ ﺑﺒﻨﺪﺩ!

تصویری از "مستر جيكاك" که گویا در آخرین سال های اقامت او در ایران برداشته شده
با همان عصای معروف معجزه گر!

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﺩﺭ مناظرﻩﺍﯼ ﺑﺎ ﯾﮏ فرد عالم، ﻣﺪﻋﯽ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﯾش دﺭﻭﻏﮕﻮ می‌شود ﻭ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﯾﺶ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺍﺯ ﻧﺦ ﻧﺴﻮﺯ، حقانیت خود ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ می‌کند! ﺟﯿﮑﺎﮎ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩﻫﻪ ۱۳۲۰ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ، فرقه‌ای ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪٔ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ، ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﻭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺠﺎﺩ می‌کند ﮐﻪ ﻃﻠﻮﻋﯿﺎﻥ ﯾﺎ ﺳﺮﻭﺷﯿﺎﻥ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ می‌شده‌اند!

از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف اوست که با آن معجزه می‌کرد و وقتی آن را به بدن کسی می‌زد شوک عجیبی منتقل می‌شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال‌زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلایل مختلف می‌خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد، تخریب می‌کرد!

بعدها فاش شد که در عصای معجزه‌آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ ‌چیز دیگری وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون ‌بختی می‌شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آن‌ها، دکمه وصل جریان را فشار می داده است.

اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! گفته شده جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا می‌کرد و آخرش هم روضه می‌خواند و وسط روضه موقعی که شوری به پا می‌شد ناگهان دستار خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب می کرد و چون دستار نمی‌سوخت، آن را به‌عنوان يكي ديگر از معجزات خود تلقی می کرد.

و باز بسیار گفته شده به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک فعالیت خود را دوچندان نمود و با گشت ‌و گذار میان عشایر این شعار را سر زبان ها می اندازد كه "تو که مهر علی من دلته، نفت ملی سی چنته؟" (تو که مهر علی را در دل داری چرا به دنبال ملی شدن نفت هستی!)

بعضی از عشایر جنوب، زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته‌ جات متعدد به جرگه پیروان این جاسوس فرقه ساز درآمده و شب و روز زاری و طلب عفو می‌کردند.

((توضیح: تاکنون در منابع رسمی و آرشیو تصاویر دهه 20 و 30 صنعت نفت هیچ تصویری از این فرد یافت نشده است)).

با سپاس از مهندس علی اکبر آهنین جان

ﻣﻨﺎﺑﻊ:

۱- ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﯾﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ؛ ﺍﺛﺮ ﺭﺍﻑ ﮔﺎﺭﺛﻮﯾﺖ، ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﻣﻬﺮﺍﺏ ﺍﻣﯿﺮﯼ. ﺗﻬﺮﺍﻥ: ﺳﻬﻨﺪ، ۱۳۷۳

۲ – ﺍﺳﻨﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ (۱۳۲۰ – ۱۳۲۵ ﻩ. ﺵ)، زرین کلک، ﺑﻬﻨﺎﺯ. ﺗﻬﺮﺍﻥ: ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ۱۳۸۲

🍃⃟🌸᭄•🍃⃟🌸᭄﷽🍃⃟🌸᭄•🍃⃟🌸᭄•
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
@edmolavand
#قرارگاه_فرهنگی_میرمریم
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.

📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.

🔴 به‌ منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.

⚠️معرفی اشخاص، به معنای تایید یا تبلیغ آنان نیست و هدف ما صرفا پژوهشی می باشد.

🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.

⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦‌‌‌‌࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─